از فرمانبرداری تا فرماندهی حرکتی است از نقطهای به نقطه دیگر، در واقع یک مسیر را مشخص میکند. یک قانون کلی وجود دارد که اگر انسان بخواهد در جایگاه فرماندهی قرار گیرد، شرط لازم این است که فرمانبرداری را کاملاً انجام دهد.
فرماندهی میتواند به دو صورت صور آشکار و صور پنهان انجام گیرد. صور پنهان فرمان دادن در درون انسان است؛ یعنی اگر فردی به دست خود فرمان دهد لیوان آب را بردار، اگر دست او تبعیت کرد یعنی توانسته فرماندهی را اجرا کند. انسانی که سالم است به فرماندهی درون توجهی نمیکند؛ چون خواستههای او بدون مشکل اجرا میشود. شخصی که دچار بیماری است در واقع فرماندهی را از دست میدهد؛ مثلا فردی که بیماری دیابت دارد، باید به عوارض بعد از خوردن شیرینی فکر کند. انسان بعضی از کارها را به راحتی انجام میدهد، اما در زمان مصرف موادمخدر همان کارها را به صورت مشروط یا نسبی میتواند انجام دهد. برای مثال اگر قبلاً روزی ۲۰ ساعت کار میکرد حال دیگر قادر نخواهد بود؛ یعنی خواسته درونی وجود دارد، فرمان هم میدهد ولی اجرا نمیشود. اگر بخواهد آن را اجرا نماید مشروط به این است که مواد بیشتری مصرف کند، اگر جواب نگیرد مواد مخدر دیگری جایگزین مواد قبلی میکند و به این دلیل است که فرد میخواهد فرماندهی که در گذشته داشته را دوباره به دست آورد. شخصی که دچار اعتیاد میشود، فرماندهی خود را از دست میدهد. حتی اعضای بدن از او فرمان نمیگیرند و فرد نمیتواند روی یک موضوع متمرکز شود و با سختی کاری را انجام میدهد؛ بنابراین فرماندهی درونی از او گرفته میشود.
اصولاً وقتی در انسان توانایی انجام کاری افزایش پیدا کند، قدرت شخص زیاد میشود و دامنه فرماندهی او بیشتر میشود. فرماندهی یعنی جایگاهی که اختیار انسان معنا پیدا میکند، پس اگر ما بخواهیم نیرویی که از کنترل ما خارج شده است را دوباره در اختیار بگیریم؛ وقتی بگوئیم: شو شود، باید آن کار انجام پذیرد و هیچ راهی ندارد. وقتی انسان در بعضی از کارها توانایی پیدا کند و بر آنها مسلط شود، درون او انرژی و خوشحالی زیادی به وجود میآید و اگر توانایی کاری را از دست بدهد ناراحت میشود و موادمخدر میتواند این کار را به خوبی انجام دهد و احساس بدبختی، بازنده بودن، اندوه و ناتوانی را در فرد به وجود آورد.
چرا برای این که به فرماندهی برسیم باید فرمانبرداری کنیم؟ فرماندهی یعنی انسان به نیروهای درون و بیرون احاطه داشته باشد. کسی میتواند فرمان دهد که قادر باشد کاری که از دیگران میخواهد را خود نیز انجام دهد. انسان کاری را میتواند به عمل تبدیل کند که به دانایی موثر رسیده باشد؛ شرط دانایی آموزش است و برای آموزش درست و اصولی باید استادی را برای خود انتخاب کنیم و از او اطاعت کنیم. شخصی که مصرفکننده است وارد تاریکی شده است و از نفس اماره پیروی میکند، نفس اماره به او فرمان میدهد و شخص باید آن فرمان را اجرا کند، کسی که در این موقعیت قرار دارد چگونه میتواند به دیگران فرمان دهد؟ اگر بخواهد از این وضعیت خارج شود باید طبق قانون کنگره چیزی بیاید تا چیزی برود یعنی باید غدد شبه افیونی مخدرهای طبیعی بدن (اندروفین، دینورفین، سروتونین) تولید کنند تا مخدرهای خارجی (مورفین، کدئین، پاپاورین، آمفتامین) خارج شوند.
یکی از شرایط فرمانبرداری این است که انسان در مورد استاد خود قضاوت نکند، در مورد اینکه استاد چه میداند و چه نمیداند نظر ندهد در مورد علم او نظر ندهد، اگر انسان توانست این کارها را انجام دهد تازه میتواند فرمانبرداری را به اجرا در آورد.
نویسنده: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر سپیده (لژیون تغذیه)
رابط خبری: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر سپیده (لژیون تغذیه)
ارسال: همسفر میترا رهجوی راهنما همسفر رویا (لژیون دوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی علی عصارزاده مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
40