جلسه چهارم از دوره نهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی صالحی۲ به استادی پهلوان همسفر سمیرا، نگهبانی همسفر فرحناز و دبیری همسفر اعظم با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» روز یکشنبه 15 شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
از آقای مهندس متشکرم که این بستر را برای ما فراهم کردند. همچنین از خانم شهره عزیز ممنونم که اجازه خدمت در این جایگاه را به من دادند تا از شما دوستان آموزش بگیرم.
هر دستور جلسهای که پیش میآید، به این فکر میکنم که برای منِ همسفر چه پیامی دارد و چه پیامدی میتواند داشته باشد. کدام فرمانبرداری و کدام فرماندهی است؟ آیا منظور فقط فرماندهی در نمایندگی است؟ آیا فرماندهی در کنگره۶۰ مختص خانواده است یا به جسم من هم مربوط میشود؟ این فرمانبرداری از چه چیزی است و قرار است من را به چه مقصودی برساند؟
دستور جلسات کنگره۶۰ بدون هدف و بدون برنامهریزی نیستند. به نظرم هر دستور جلسهای که اعلام میشود، یک چشمانداز و پیامد هم برای کنگره60 و هم برای اعضایی که در کنگره60 حضور دارند و خدمت میکنند، دارد. حال این پیام و پیامد برای منِ سمیرا که در کنگره60 حضور دارم، چیست؟ منِ تازهواردی که از همان لحظه اول ورود به کنگره60، با دستور جلسه «فرمانبرداری تا فرماندهی» روبهرو میشوم. اگر بخواهم درباره این دستور جلسه صحبت کنم و تجربیات خودم را بگویم، در سفر اول، در لژیون، راهنما یکسری آموزشها، اطلاعات و آگاهیهایی را در اختیار رهجو قرار میدهد که مخصوص کنگره60 است. اینکه در لژیون با یکدیگر صحبت نکنیم، هنگام قانون یازدهم حضور داشته باشیم، وقتی حرمت کنگره۶۰ خوانده میشود سکوت را رعایت کنیم، رفتوآمد نداشته باشیم، غیبت نکنیم و از الفاظ ناشایست استفاده نکنیم، همه این موارد فرمانبرداری محسوب میشوند.
اگر من بتوانم این اطلاعات و آگاهیها را بیرون از کنگره60 و در خانه و زندگی خودم به کار بگیرم، قطعاً میتوانم ارتباط بهتر و آرامتری با کسانی که در ارتباط هستم، افراد خانواده و فامیل داشته باشم. فرمانبرداریهایی که انجام میدهم، در قسمت لژیون سلامت نیز خودش را نشان میدهد. آقای مهندس در کتابها، جزوهها و سیدیها درباره تغذیه صحبت میکنند و من به مرور و بهمراتب میتوانم فرمانبرداری کنم، به فرماندهی جسم خودم برسم و به روان خودم استراحت بدهم. قبل از ورود به کنگره60، من نمیدانستم به چه چیزهایی نباید فکر کنم، به چه چیزهایی باید فکر کنم، چه مقدار باید مشورت کنم و چه زمانی باید مشورت و فکر کردن را متوقف کنم و وارد عمل شوم. زمانی که وارد عمل شدم، توانستم فرماندهی را به دست بگیرم.
نباید ناامید شوم؛ چون مسیر طولانی است و راه درازی در پیش دارم. من در این برهه از حیاتم باید بدانم از چه آیتمهایی استفاده کنم و کولهبارم را تا چه اندازه پر کنم. به نظر من، بخشی از این دستور جلسه به درون خود انسان برمیگردد؛ اینکه فرماندهی عقل را به دست بگیریم و بتوانیم به فرماندهی عقل، که همان «شو شود» است، برسیم. دکتر امین میفرمایند که باید از کارهای بسیار کوچک، از کارهایی که شاید اصلاً به چشم نیایند، شروع کنیم. برای مثال، در کنگره60 میتوانم به مشارکت کردن اشاره کنم. اگر من مشارکت نکنم، شخص دیگری مشارکت خواهد کرد. مشارکت کردن یک حس و حال خوب به همراه دارد.
مانند این است که شما به یک جنگل بروید و بگویید: «چقدر هوا خوب است، چقدر سبزهها سبز هستند، چقدر این جنگل زیباست، چقدر آبوهوای خوبی دارد، غذایی که دارم میخورم و همهچیز خوب است.» ده قدم آنطرفتر از شما یک چشمه وجود دارد؛ یک چشمه آب معدنی و زلال. آیا برای نوشیدن یک لیوان از آن آب نمیروید؟ قطعاً هر انسانی باشد، آن ده قدم را، حتی اگر با سختی همراه باشد، طی میکند تا از آن آب استفاده کند. مشارکت کردن نیز دقیقاً همین حلاوت را دارد و شادابی و نشاط به همراه میآورد. درست است که وقتی انسان میخواهد شروع کند، ممکن است استرس و اضطرابی درونش وجود داشته باشد؛ اما همینجا راهنما به رهجو آموزش میدهد و این نوید را به او میدهد که باید در مشارکت و خدمت فرمانبرداری کند.
زمانی میرسد که رهجو در جایگاه راهنما قرار میگیرد و به یک فرمانده تبدیل میشود. وقتی آن کلام منعقد میشود و گفته میشود، دیگر سرپیچی نمیکند؛ زیرا راهنما و رهجو یاد گرفتهاند که به آموزشها عمل کنند و حرفگوشکن باشند. این موضوع به همان جایی برمیگردد که من فرمانبرداری کردم و امروز به این جایگاه رسیدهام. اکنون میتوانم این مسیر را در زندگی خود پیاده کنم و این اطلاعات و آگاهی را به دیگران منتقل کنم. من گاهی درباره این دستور جلسه با خودم فکر میکنم و میگویم: «اگر من بیرون از کنگره60 از مادر خود فرمانبرداری کنم، آیا این کار بد است یا خوب؟ چه کارهایی باید انجام بدهم؟ بهموقع به او سر بزنم، بهموقع حضور داشته باشم، بهموقع محبت کنم، غیبت نکنم، دغدغه ایجاد نکنم و خیلی موارد دیگر.»
فرزند من نیز روزی در این مسیر، فرمانبرداری را یاد میگیرد و آموزش میبیند. او میبیند که مادرش به موقع در جلسات حضور دارد، به موقع سیدی خود را مینویسد و مشارکت میکند. در آن زمان، مادر در خانه حضور ندارد؛ اما تمام این رفتارها برای فرزند، آموزش فرمانبرداری محسوب میشوند. روزی آن فرزند در جایگاه فرمانده قرار میگیرد و انسانی میشود که خروجی خوبی داشته و فرمانده خوبی است. این خروجی، نتیجه همان آموزشهایی است که در خانواده انجام شده است.
من جامعه را نگاه میکنم و میبینم افرادی که در کنگره۶۰ حضور دارند و دستور جلسات، کتابها و سیدیها را مطالعه و رعایت میکنند، رفتار و نگرش متفاوتی با افراد بیرون از کنگره60 دارند. دیگر آن دغدغهها را ندارند و وقتی در کنارشان هستند، احساس آرامش میکنند. در پارک و مسابقات نیز همین فرمانبرداری باید انجام شود و بچهها باید حضور داشته باشند. به نظر من این دستور جلسه، چه در سفر اول و چه در سفر دوم، زمانی که با جان و دل به آن توجه شود، میتواند هم در زندگی کنگرهای و هم در زندگی خارج از کنگره60 بسیار کمککننده باشد و باعث شود انسان زندگی راحتتر و آرامتری داشته باشد.
رهایی ۴۰ سیدی همسفر مبینا رهجوی راهنما همسفر شهره (لژیون اول)
.jpg)
.jpg)
مرزبانان کشیک: همسفر سعیده و مسافر امیرعلی
تایپ: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر سارا (لژیون دوم)
ویرایش: همسفر پرنیا رهجوی راهنما همسفر شهره (لژیون اول) نگهبان سایت
عکاس: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر شهره (لژیون اول)
ارسال: مرزبان خبری همسفر سعیده
- تعداد بازدید از این مطلب :
84