English Version
This Site Is Available In English

من ابتدا باید فرمان‌بردار خوبی باشم تا بتوانم فرماندهی کنم

من ابتدا باید فرمان‌بردار خوبی باشم تا بتوانم فرماندهی کنم

جلسه دوم از دوره پنجم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره‌60  نمایندگی سیرجان به استادی همسفر سمیه، نگهبانی همسفر الهام و دبیری همسفر مرجان با دستور جلسه «از فرمان‌برداری تا فرماندهی» روز یکشنبه 1۵ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱7:۰۰ آغاز به‌کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

از مهندس دژاکام، خانواده محترم ایشان و همه کسانی که در این راه درست با عشق خدمت می‌کنند تا من و مسافرم به رهایی برسیم، تشکر می‌کنم.
ما در جامعه، هر کجا که حضور داشته باشیم، می‌توانیم فرمان‌برداری و فرماندهی را به‌وضوح ببینیم. برای مثال، در یک بانک، رئیس فرمانده است و کارمندان از او فرمان‌برداری می‌کنند. در نیروی انتظامی، فرمانده دستوری را صادر می‌کند و سرباز اطاعت می‌کند و در خانواده نیز پدر و مادر در جایگاه فرمانده و فرزندان در جایگاه فرمان‌بردار هستند.

در سیستم کنگره۶۰، مسئله فرمان‌برداری و فرماندهی به‌خوبی و به نحو احسن اجرا می‌شود و این سیستم بسیار درست رو به جلو حرکت می‌کند. وقتی تازه وارد کنگره می‌شویم، چون هنوز با قوانین آشنایی زیادی نداریم، ممکن است فکر کنیم کسانی که در جایگاه‌های مختلف هستند، به‌صورت دستوری به ما فرمان می‌دهند؛ ولی زمانی که کم‌کم در این مسیر قرار می‌گیریم، با قوانین و حرمت‌ها بیشتر آشنا شده، فرمان‌برداری می‌کنیم و منیت خودمان را کنار گذاشته، متوجه می‌شویم که هرکس در هر جایگاهی که قرار دارد، اعم از راهنما، مرزبان، ایجنت و...، زمانی این مراحل را گذرانده و فرمان‌بردار خوبی بوده تا به فرماندهی رسیده‌اند.

هدف این افراد این است که ما را از تاریکی‌ها بیرون بیاورند و راه درست را به ما نشان دهند تا ما هم بتوانیم فرمانده خوبی برای جسم و روان خودمان باشیم. وقتی برای اولین بار وارد کنگره شدم، منیت داشتم و اصلاً دلم نمی‌خواست سی‌دی بنویسم. بعد از سه جلسه که به کنگره آمدم، راهنمایم به من گفت سی‌دی نوشتن یکی از قوانین کنگره۶۰ است و باید به حرف راهنما گوش بدهی من هم شروع کردم به نوشتن فایل صوتی وظایف رهجو و بعد متوجه شدم که این نوشتن چقدر به خود من کمک می‌کند.

بعد از مدتی، روزهای یکشنبه هم نمی‌توانستم در جلسات شرکت کنم و برایم سخت بود. دوباره راهنمایم گفت هیچ بهانه‌ای قبول نیست و باید حضور داشته باشید، همین‌طور که جلوتر رفتم، دیدم دوستانی از شهرهای مختلف می‌آیند و حتی زودتر از من روی صندلی‌ها می‌نشینند. این موضوع برای من یک آموزش بود، وقتی من هم به‌طور منظم در لژیون حضور داشتم، واقعاً روزبه‌روز حس بهتری دریافت کردم و با خود گفتم گرگدا کاهل بود، تقصیر صاحبخانه چیست؟ یعنی اگر راهنمای من وقت و انرژی می‌گذارد به من آموزش‌ می‌دهد؛ اما من از این آموزش‌ها استفاده نکنم، به ضرر خودم است.

دکتر امین در فایل صوتی «از فرمانبرداری تا فرماندهی» می‌فرمایند: «کسانی می‌توانند کارهای سخت را انجام دهند یا ورزش کنند که در مورد جسم خود به درجه بالایی از فرماندهی رسیده باشند آن‌ها سختی‌های زیادی را تحمل و بر نیروهای درونی خود مسلط شده و نسبت به آن‌ها شناخت پیدا کرده‌اند و همین موضوع باعث شده که این نیروها از آن‌ها فرمان بگیرند.»

علت اینکه بعضی از انسان‌ها در زمان پیری دچار یأس و ناامیدی یا ناتوانی جسمی می‌شوند، درواقع علت این است که یک‌سری از نیروهایی که در زمان جوانی یا میانسالی از آن‌ها فرمان‌برداری می‌کردند و تحت فرمانشان بودند، دیگر تحت فرمان آن‌ها قرار ندارند. در یک برنامه تلویزیونی نشان می‌داد که بچه‌های پنج یا شش‌ساله را چند روز در ماه از مهدکودک به خانه سالمندان می‌بردند. بچه‌ها با انرژی، تحرک و بازی، سالمندان را وادار می‌کردند از جای خود بلند شوند، با آن‌ها بازی کنند و تحرک داشته باشند تا از سکون خارج شوند، حتی افراد مسنی که ابتدا با واکر راه می‌رفتند یا روی صندلی نشسته بودند و می‌گفتند توانایی انجام کاری را ندارند، بعد از مدتی که بچه‌ها با آن‌ها بازی ‌کردند، دیگر واکر را کنار گذاشته و توانسته بودند توان جسمی خود را به دست آورند.

بعضی از انسان‌ها در درون یا شهر وجودی خود، با افکار منفی و تصمیماتی که بدون فکر و اندیشه می‌گیرند، باعث می‌شوند فرماندهی وجودشان دچار مشکل شود. ما باید با کنار گذاشتن منیت، آموزش گرفتن از راهنمایان، فرمان‌برداری از آنها و غلبه بر نفس اماره با رسیدن به دانایی مؤثر به فرمانده لایقی تبدیل شویم.
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند
تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری
همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار
شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری

خداوند متعال این عالم را در اختیار انسان قرار داده و روزی را هر روز و هر ساعت به ما می‌دهد؛ ولی گاهی ما غافل هستیم و کفران نعمت می‌کنیم، پس عدالت نیست که این همه نعمت را فراموش کرده و فرمان‌بردار او نباشیم. امیدوارم بتوانیم فرمانده خوبی برای درون و شهر وجودی خود باشیم و اجازه ندهیم حقه‌های نفس، مانع رشد و تعالی ما شوند و از تبدیل شدن به مقام والای انسانی جلوگیری کنند.

مرزبانان کشیک: همسفر زینب و مسافر ناصر
تایپیست: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر وجیهه (لژیون دوم)
عکاس: همسفر حمیده رهجوی راهنما همسفر وجیهه (لژیون دوم)
ارسال: مرزبان خبری همسفر زینب
همسفران نمایندگی سیرجان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .