جلسه پنجم از دور اول سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ لژیون خوانسار به استادی راهنمای مسافر امیرحسین نگهبانی مسافر جلال و دبیری مسافر علی با دستور جلسه( از فرمانبرداری تا فرماندهی)در روز یک شنبه ۱۵ شهریور ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان امیرحسین هستم، یک مسافر
خداوند را شاکرم که توفیق نشستن بر این صندلی و آموزش از شما عزیزان نصیبم شد. خدا قوت به همهٔ کسانی که چراغ اینجا را روشن نگه داشتهاند. زیباترین واژه برای انسان، «خدمتگزار» است؛ زیرا هستی همهچیز را برای انسان آفریده، درخت میوه و چشمه آب، همگی در خدمت او هستند، چه قشنگتر که انسان نیز در خدمت انسان باشد. خدمت کردن، جایگاهی والاست و خداوند آن را به هرکسی نمیدهد. تبریک به آقا ناصر و راهنمایان و مرزبانان. دستور جلسهٔ این هفته، «از فرمانبرداری تا فرماندهی» است. طبیعت نشان میدهد که همهچیز بر اساس نظم و زمانِ دقیق است و هیچ تخمی بدون خاک و نور، به درخت تنومند نمیرسد؛ این خود، فرمانبرداری از فرماندهای لایق است. طبق آموزش مهندس، همهچیز نخست در درون رخ میدهد، سپس در بیرون نمود مییابد. مصرفکننده دوست دارد سرِ ساعت بخوابد و ورزش کند، ولی اهریمن نیروی درونیاش را احاطه کرده است. در کتاب «۶۰ درجه» آمده که اعتیاد، فرماندهی را از انسان میگیرد و به اهریمن میسپرد. همه میدانید مواد مخدر بد است؛ اما راهنما با شما تفاوت دارد، زیرا او توانسته عمل کند. کنگره ۶۰ دانایی را به داناییِ مؤثر تبدیل کرده؛ پزشک فقط میداند، ولی راهنما هر سه ضلع دانایی را بهکار گرفته است. از آقای مجدیان پرسیدم برای همسفرانی که مسافرشان گریز میزند، چه راهکاری دارید؟ فرمود: «آن در حیطهٔ آموزش من نیست.» کنگره ۶۰ در آموزش اعتیاد، اگر فرمانبردار باشید، به فرماندهی جسم و سپس فرماندهی کامل میرساند. انسان، ذرهای از باریتعالی است و همهٔ خصوصیات او درون ما نهادینه شده. استاد امین میگوید شرط فرمانبرداری، قضاوت نکردن راهنما و نپرسیدن «چرا» است؛ چرا ۲ سیسی، چرا صبح جمعه، چرا استخر؟ این چراها را نداریم، زیرا کار را به آگاه سپردهایم. اگر این جمله را به لژیون سردار ربط دهیم، میخواهم بدانم اگر خودِ راهنما گاهی فرماندهیِ درون را از دست دهد و دچار ترس از آینده شود، چه باید کرد. اگر انسان از غیبت و ضدّ ارزشها فاصله بگیرد و به لژیون سردار بپیوندد، فرماندهیِ نیروهای درونیاش را بهدست میآورد. کودک با نخستین قدم و نخستین کلمه، نیروی درونی را در اختیار میگیرد؛ کسی که رانندگی یاد میگیرد یا پس از ۱۰ ماه رهایی میگیرد، همین کار را کرده است؛ ولی اینها یکباره نیست، زمان میبرد. زندگی استاد سردار میگوید:« زندگی بحری است بیکران، غمی بیپایان، شادیها لحظهای کوتاه و گذرا؛ نه آغازش معلوم است و نه پایانش». خداوند روح زندهیاد جواد سقایی را شاد کند که میفرمود: موش و گربه و گنجشک فقط برای امروز زندگی میکنند، ولی انسان برای هزار سال آینده برنامهریزی کند. آقای صدیقی میگفت یک سال در کنگره برابر با هزاران سال بیرون است. ناگهان میبینی کسی چهل سال در یک غم مانده و شادیها چون عروسی و مجلس، همه لحظهای و گذراست. سعدی میفرماید: دلارامی که داری دل در او بند،
دیگر چشم از همه عالم فروبند
اگر مجنون لیلی زنده گشتی
حدیث عشق از این دفتر نوشتی.
عکس وتایپ: همسفر علی
تنظیم وارسال: مسافر محمد
مسافران لژیون خوانسار
- تعداد بازدید از این مطلب :
60