English Version
This Site Is Available In English

فرمان‌بری یک رهجو از عملکرد او مشخص می‌شود.

فرمان‌بری یک رهجو از عملکرد او مشخص می‌شود.

جلسه هفتم از دور نهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی مسافران نمایندگی معدن فیروزه با استادی راهنمای محترم مسافر رضا و نگهبانی مسافر یونس و دبیری مسافر محمدرضا با دستور جلسه از فرمان‌برداری تا فرماندهی یکشنبه تاریخ 1405/6/15 ساعت ۱۶ آغاز به کار نمود

خلاصه سخنان استاد
سلام دوستان رضا هستم یک مسافر
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که یک‌بار بار دیگر قسمت شد در این جایگاه زیبا قرار بگیرم در درجه اول بتوانم از شما آموزش گرفته و خدمت کنم.
دستور جلسه: از فرمان‌برداری تا فرماندهی
ای خدا این وصل را هجران مکن                       سرخوش آن عشق را نالان مکن
نیست در عالم ز هجران سخت‌تر                      هرچه خواهی کن ولی آن مکن
فرمان‌برداری در خون ماست یعنی خداوند من را از روز ازل فرمانبردار خلق کرده است این که من خودم را در کنگره ۶۰ مسافر اعلام می‌کنم این نشانه فرمان‌برداری بوده که یعنی من همیشه مسافر بودم و یک روزی این جهان را ترک خواهم کرد، فرمان‌برداری نیز از درجات مختلفی برخوردار است یعنی من اگر در کلاس اول ابتدایی باشم فرمانبردار همان کلاس هستم تا برسم به درجات بالاتر یعنی آموزش انتها ندارد بلکه ارتقا دارد. این را هم بگویم چقدر خوب است فرمان‌برداری در جهت ارزش‌ها باشد یا به عبارتی فرمان‌برداری تحت فرمان عقل صورت گیرد و این نوع فرمان‌برداری مدنظر کنگره ۶۰ است تا فرمانبردار خوبی نباشی هرگز به فرماندهی نمی‌رسی.


من رضا به یاد دارم در سفر اول برای بار اول که مشارکت می‌کردم این مطلب به ذهن من رسید که فرمان‌برداری به اذن خدا صورت می‌گیرد چراکه اگر فرمان خدا نبود من هرگز نمی‌توانستم مشارکت کنم من سفر اولی اگر از همان درجه اول خواسته و هدف قوی داشته‌باشم و فرمانبردار راهنمایم باشم قطعاً به آن خواسته(رهایی) خواهم رسید.
در کنگره ۶۰ سی دی نوشتن و رعایت حرمت‌ها فرمان خداوند است که به من رضا رسیده است اگر من این فرامین خداوند را به اجرا دربیاورم قطعاً جایگاهم ارتقا خواهد یافت شاعر در این مورد می‌گوید هیچ‌کس از پیش خود چیزی نشد هیچ آهن چاقوی تیزی نشد هیچ قنادی نشد استادکار تا که شاگرد شکرریزی نشد؛ یعنی این که اگر ما می‌خواهیم صحبت عامیانه را یاد بگیریم باید گوش کنیم، من رضا در سفر اولم اسم خودم را حتی پشت میکروفون نمی‌توانستم اعلام کنم که در ادامه به آموزش‌های کنگره ۶۰ چشم واقعی گفتم تابه جایگاه راهنمایی رسیدم، این را می‌خواهم بگویم که من رهجو باید شنونده خوبی باشم و یا عاشق یادگیری باشم باید بتوانی از دیوار منیت گذر کنی تا چیزهایی که شنیده‌ای بتوانی به اجرا در بیاوری یعنی برای تک‌تک جایگاه‌ها در کنگره ۶۰ باید مثل مار پوست‌اندازی کنی تا موفق به کسب جایگاه شوی؛ گوش کردن یا شنونده بودن هنر بسیار بزرگی است چراکه خیلی از افراد به خاطر داشتن منیت نمی‌توانند شنونده خوبی باشند و قطعاً چنین افرادی هیچ موقع به درجات فرماندهی نمی‌رسند، این افراد باید از خود سؤال کنند که آیا شما توانسته‌ای گوش کنی یا بخشش را یاد گرفته‌ای که به فرماندهی برسی؟ در جواب می‌توان گفت مزد آن گرفت که جان برادر کارکرد اگر من رضا اکنون در جایگاه راهنمایی نشسته‌ام یقین بدانید از تک‌تک افراد دیگر بیشتر چشم گفته‌ام و این چشم گفتن من ازسر معرفت و دانایی بود، چشم گفتن من به خاطر این بود که حالم روزبه‌روز بهتر می‌شد این حال خوبی باعث می‌شد که من رضا فرمانبردار خوبی باشم.
از من بگذر تا ما شوی                   آنگاه شما خطابت کنند با احترام
ممنون از این که سکوت کردید و به حرف‌های من نیز گوش دادید
عکاس: مسافر مهدی
تایپ: دبیر سایت مسافر ابوالفضل
ویراستاری، نگارش متن و ارسال مطلب: نگهبان سایت راهنمای محترم مسافر حسین
لژیون خدمتگزار: لژیون سوم راهنمای محترم مسافر رضا
مرزبان کشیک: مسافر اسماعیل

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .