English Version
This Site Is Available In English

وقتی منطق، مرزها را ترسیم می‌کند

 وقتی منطق، مرزها را ترسیم می‌کند

در کتاب «هویت»، نوشته‌ی میلان کوندرا، به جمله‌ای برخوردم که مدتی ذهنم را درگیر کرد. نوشته بود: «فلان استاد منطقی همچون نیشتر (تیغ) دارد.»

برایم عجیب بود که؛ چرا میلان کوندرا منطق را به تیغ تشبیه کرده؟ نیشتر چه شباهتی با منطق دارد؟! 
بعدها فهمیدم که اتفاقاً همین است. و اصلاً منطق، ابزاری است برای جدا کردن. ابزاری که آمده تا مرز میانِ درست و نادرست را روشن کند

اگر کارِ تیغ جراحی، بریدن و جدا کردنِ بافت‌های ناسالم از سالم است، کارِ منطق نیز همین است: جدا کردنِ درست از غلط، و قرار دادنِ هر چیز در جای درست.
گاهی فاصله‌ی میان دو چیز  آن‌قدر باریک است که به چشم نمی‌آید، اما نادیده‌گرفتنِ همین مرزِ کوچک، کلِ مسیرِ زندگیِ انسان را عوض می‌کند.

مثل مرزِ باریکی که بین «وسوسه» و «نیاز» وجود دارد؛نیاز را اگر نادیده بگیری قوی میشود ولی وسوسه را هرچه نادیده بگیری ضعیف تر میگردد.
یکی از ویژگی‌های مهمِ گفتار مهندس دژاکام و استاد امین، همین مرزبندی‌های روشن و دقیق است. آن‌ها مفاهیمی را که در ذهنِ آشفته‌ی ما درهم‌آمیخته‌اند، با مهارتِ یک جراح از یکدیگر جدا می‌کنند تا راهِ عمل شفاف شود.

نمونه‌ی اخیر داروی OT است


در کلینیکی که سال‌ها به آنجا رفت و آمد داشتم، روی در و دیوار پوسترهایی دیده می‌شد که رویش نوشته بود: «متادون، فرشته‌ی نجات»؛ در حالی که امروز می‌دانیم این حرف چقدر می‌تواند گمراه‌کننده و اشتباه باشد
یادم است که تا همین چند وقت پیش، برخی‌ در مشارکت‌ها؛ داروی OT را «شربت شفابخش» می‌خواندند. اما مهندس دژاکام به وضوح مرز را مشخص کرد: اینکه خودِ دارو، شفابخش نیست، بلکه مسئله‌ی  اصلی روش و زمان‌بندیِ مصرف است. «متد DST» همان مرز است. مرزی که استفاده‌ی درمانی را از مصرفِ مخرب جدا می‌کند. OT در چارچوبِ DST شفابخش است؛ اما بیرون از آن، فرقی با مواد مخدر ندارد
کارِ نیشترِ منطق نیز همین است: جدا کردنِ چیزهایی که در نگاهِ نخست شبیه‌اند، اما در عمل، به دو مسیرِ کاملاً متفاوت می‌روند

یا مثلاً مرزی که استاد امین بینِ «تفکر» و «افکار» ترسیم کرد؛ برای من که آنها را با هم یکی می‌دانستم،  آموزنده بود
افکار، مثلِ ماشین‌هایی هستند که بی‌اجازه از ذهن عبور می‌کنند و اغلب نمی‌دانیم از کجا می‌آیند و به کجا می‌روند. اما «تفکر»، یعنی آگاهانه سوارِ یکی از ماشین‌ها شدن؛ مقصد را شناختن و مسیر را انتخاب کردن.

افکار ممکن است پراکنده، تکراری یا مزاحم باشند؛ اما تفکر یعنی فکر کردن به چیزِ درست، در زمانِ درست. حرکتی آگاهانه و جهت‌دار برای سنجیدن و تصمیم گرفتن
رهایی از بندِ اعتیاد نیز، درست از همین نقطه آغاز می‌شود: شناختنِ مرزها و تصمیم‌گیریِ درست

 می‌توان گفت اساتیدِ کنگره 60، منطقی همچون نیشتر دارند؛ که به جای بریدنِ گوشت و پوست، پرده‌های جهل را می‌شکافند تا عقل و منطق به جای خود بازگردد

نگارش: مسافر فرامرز
تهیه: مسافر رحیم
گروه خبری نمایندگی چالوس
منبع: نمایندگی چالوس

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .