*
هشتمین جلسه از دوره پنجاهوششم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی چالوس، با استادی مسافر سجاد، نگهبانی مسافر امیر و دبیری مسافر رضا، با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» روز یکشنبه ۱۵ شهریورماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان سجاد هستم یک مسافر. خداوند را شاکرم که بار دیگر در این جایگاه قرار گرفتم. از نگهبان محترم، آقا امیر و راهنمای عزیزم در لژیون دوم، آقا رحیم تشکر میکنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا خدمت کنم و آموزش بگیرم.
فرمانبرداری در واقع به معنای ظرفیتِ دریافت و اجرای آموزشهاست. اگر من پذیرش نداشته باشم و توان دریافت آموزشها در من شکل نگرفته باشد، هیچگاه به یک فرمانده خوب تبدیل نخواهم شد؛ چراکه شرط اصلی و لازمهی فرماندهیِ شایسته، فرمانبردار بودن است. تمامی وادیها و دستور جلسات کنگره ۶۰، ابزارهایی کاربردی هستند که در اختیار ما قرار میگیرند تا بتوانیم با بهکارگیری آنها در خارج از کنگره، در محیط خانواده و جامعه، به تعادل و آرامش دست یابیم.
فرمانبرداری از همین نکاتِ ساده و به ظاهر کوچک آغاز میشود؛ همینکه مرزبان محترم میگوید پیراهن سفید بپوشید یا راهنما سفارش میکند که یک ربع زودتر در شعبه حضور داشته باشید. اگر نسبت به این موارد ریز و به ظاهر ساده بیتوجه باشم و آموزشپذیر نباشم، هرگز به هدف نهایی که همان فرماندهی بر شهر وجودی خویش است، نخواهم رسید.
.jpg)
بزرگترین مانع در مسیر آموزشپذیری و رسیدن به هدف، «منیت» است. منیت نقطه مقابل آموزش قرار دارد؛ وقتی منیت در انسان بیدار شود و رشد کند، آموزشپذیری را به صفر میرساند و مانع از حرکت ما به سمت دانایی و تعادل میشود. اگر من از لحظه ورود به کنگره تسلیمِ قوانین، حرمتها و راهنمای خود باشم، در پایان سفر اول به یک فرماندهِ توانمند در زندگی تبدیل خواهم شد. در غیر این صورت، نه در درمانِ خود موفق خواهم بود و نه در محیط کار و خانواده به موفقیتی دست خواهم یافت.
در بخش دیگری از سخنانم، از آقا محسن بابت برگزاری جلسه خوب و پرانرژی تشکر میکنم و امیدوارم همه ما صحبتهای مطرحشده در جلسات را با جان و دل دنبال کنیم. در کنگره ۶۰ هیچ خدمتی روی زمین نمیماند؛ انسانِ باهوش و زرنگ کسی است که فرصتهای خدمتی را غنیمت بشمارد و آن را بهدست آورد.
باید بدانیم که تمام خدمات در کنگره، در قدم اول، دوم و سوم خدمت به خودِ ماست. تا زمانی که من نتوانم به خودم خدمت کنم و خودم را بازسازی کنم، چگونه میتوانم به یک تازه وارد خدمت کنم؟ همانطور که آقای مهندس میفرمایند: «تا زمانی که انسان خودش را دوست نداشته باشد، نمیتواند دیگران را دوست بدارد.» امیدوارم مسئله خدمت در کنگره را جدیتر بگیریم و هرکس به اندازه توان خود، خدمتی را عهدهدار شود و با خود نگوید که دیگران هستند و خدمت میکنند.
در پایان خاطرهای را بیان میکنم؛ من قصد داشتم برای جایگاه ایجنت پارک ثبتنام کنم اما این توانایی را در خودم نمیدیدم. یکی از دوستان قدیمی به من گفت: «این تو نیستی که تصمیم میگیری و نباید خودت را عقب بکشی؛ وظیفه تو این است که قدم برداری و داوطلبِ خدمت شوی. اینکه آن خدمت به تو واگذار میشود یا خیر، دیگر دست تو نیست.» همین نگرش باعث شد تا متوجه شوم وظیفه ما فقط حرکت و تسلیم بودن در مسیر خدمت است.
از اینکه به صحبتهای من توجه نمودید، از همه شما سپاسگزارم.
***
عکاس:مسافر رضا
تایپ و ویراستاری: مسافر فرامرز
ارسال: مسافر رحیم
مسافران نمایندگی چالوس
- تعداد بازدید از این مطلب :
68