چهارمین جلسه از دوره هشتم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی محمدپور قم با استادی مسافر محمد، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر مجید با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» روز یکشنبه 15 شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان محمد هستم یک مسافر؛ از گروه مرزبانی، ایجنت محترم، همه خدمتگزاران کنگره ۶۰ و راهنمای لژیون ششم آقا یاسرتشکر میکنم که به من اعتماد کردند تا در این جایگاه خدمت کنم. از راهنمای عزیزم، آقا هادی سپاسگزارم و حال خوب امروزم را مدیون زحمات ایشان هستم. همینطور از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر میکنم بابت این بستر باارزشی که فراهم کردند؛ بستری که باعث شد منِ نوعی، به راحتی در کنگره حاضر شوم، روی صندلی آموزش بنشینم و مسیر درمان اعتیاد، سیگار و تغذیهام را دنبال کنم.
دستور جلسه امروز درباره «از فرمانبرداری تا فرماندهی» است.

وقتی کلمه فرماندهی را میشنویم، معمولاً یاد پادگانی میافتیم که یک نفر دستور میدهد و بقیه اطاعت میکنند. اما معنی واقعی فرماندهی چیست؟ از نگاه کنگره ۶۰، فرماندهی یعنی اینکه انسان روی نیروهای درونی و بیرونی خودش تسلط داشته باشد؛ یعنی مثلاً منِ محمد بتوانم جسم خودم را تحت کنترل داشته باشم.
در کنگره، فرماندهی به دو بخش صور آشکار و صور پنهان تقسیم میشود. بخش آشکار که مشخص است، اما صور پنهان یعنی چه؟ یعنی وقتی به چشمم میگویم بسته شو، بسته شود؛ به دستم میگویم باز شو، باز شود؛ یا به پایم میگویم راه برو، حرکت کند. در واقع این اعضا تحت فرمان من هستند و من فرماندهی جسم خودم را در دست دارم.
حال چه کسی میتواند به فرماندهی برسد؟ کسی که ابتدا فرمانبردار خوبی باشد. بنابراین، من به عنوان یک رهجوی سفر اول باید فرمانبردار خوبی باشم؛ چون تا زمانی که فرمانبرداری را یاد نگیرم، به آن رهایی و هدفی که مد نظرم است نمیرسم.
شرط اصلی فرمانبرداری، قرار گرفتن در مسیر دانایی مؤثر است و دانایی مؤثر هم با آموزش به دست میآید. وقتی یک رهجو در اوایل سفر وارد کنگره میشود، ممکن است دچار منیت باشد. خود من هم همینطور بودم و فکر میکردم همه چیز را بلدم! اما اگر واقعاً بلد بودم، چرا معتاد شدم؟ پس حتماً بلد نبودم. انسان باید این غرور و تفکر اشتباه را کنار بگذارد و فکر خودش را با فکر راهنما عوض کند؛ یعنی به تمام حرفهای راهنما گوش کند تا به رهایی برسد.
اگر رهجو منیت داشته باشد، آموزش نمیبیند. مثلاً فردی با مدرک فوقلیسانس وارد کنگره میشود و راهنمایش دیپلم دارد؛ اگر پیش خودش بگوید من تحصیلم بالاتر است، دچار منیت شده و دیگر هیچ آموزشی نمیگیرد.
در کنگره ۶۰ اعتیاد یعنی «جایگزینی»؛ یعنی مواد مخدر بیرونی وارد بدن شده و جای مواد طبیعی و مسکنهای درونی بدن را گرفتهاند. تا زمانی که بدن خودش نتواند موادی مثل اندورفین، دینورفین و انکفالین را تولید کند، نمیتوان تریاک، هروئین یا شیشه را کنار گذاشت.
در کنگره این موضوع جا افتاده که تا «سیستم ایکس» یا همان سیستم طبیعی بدن بازسازی نشود و به کار نیفتد، درمان واقعی اتفاق نمیافتد. قطع ناگهانی مصرف بدون بازسازی این سیستم، درمان نیست بلکه «سقوط آزاد» است. در سقوط آزاد هم فرد بعد از چند هفته یا چند ماه دوباره به مصرف بازمیگردد.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید، از همه شما ممنونم.
در ادامه برگزاری جلسه هماهنگی راهنمایان نمایندگی محمدیپور قم:



گروه خبری نمایندگی محمدیپور قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
65