English Version
This Site Is Available In English

فرماندهی واقعی: از تسلیم شدن به مواد تا تسلط بر زندگی

فرماندهی واقعی: از تسلیم شدن به مواد تا تسلط بر زندگی

دوازدهمین جلسه از دوره ششم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، ویژه مسافران نمایندگی سنایی نیشابور،در روز یکشنبه با استادی مسافر مصطفی، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر رضا، با دستورجلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی»درتاریخ 1405/06/15 رأس ساعت 17 آغازبه کار نمود.
 

خلاصه سخنان استاد :
در ابتدا خداوند را شکر می‌کنم که بار دیگر این جایگاه را تجربه کردم و از خداوند، کمک‌های راهنمای محترم هادی، نگهبان محترم، مرزبانان عزیز و دبیر محترم تشکر و قدردانی می‌کنم.
دستور جلسه امروز «فرمانبرداری تا فرماندهی» است. وقتی از فرماندهی صحبت می‌کنیم، شاید در ابتدا ذهن ما به سمت ارتش و نیروهای نظامی برود، اما فرماندهی فقط مختص مسائل نظامی نیست. ما در زندگی شخصی، خانواده، محل کار، شرکت و اداره نیز با موضوع فرمانبرداری و فرماندهی سروکار داریم. اگر مسئولیتی به ما واگذار شده است و شخصی از ما می‌خواهد کاری را به‌درستی انجام دهیم، در آن جایگاه، او فرمانده ما محسوب می‌شود.
همان‌طور که خداوند نیرویی قوی و ماورایی در وجود انسان قرار داده است، در کنگره ۶۰ نیز نیروهای بسیار قدرتمندی وجود دارند که به‌صورت آشکار و پنهان فعالیت می‌کنند. این نیروها می‌توانند انسان را از یک جایگاه پایین‌تر به جایگاهی بالاتر برسانند؛ برای مثال، یک ورزشکار با تمرین و تلاش فراوان می‌تواند به سطح قهرمانی برسد. همه این پیشرفت‌ها به فرمانبرداری و آموزش صحیح وابسته است.
در کنگره ۶۰، زمانی که فرد وارد درمان اعتیاد می‌شود، در ابتدا فرماندهی جسم خود را از دست داده است. زمانی که مواد مخدر مصرف می‌کند، فرمانده اصلی جسم او مواد مخدر است. هر زمان که مواد طلب کند، فرد مجبور می‌شود از آن فرمانبرداری کند. بنابراین تا زمانی که شخص نتواند فرماندهی جسم و نفس خود را به دست بگیرد، نمی‌تواند فرمانده خوبی باشد.
فرماندهی واقعی با مصرف بیشتر مواد مخدر یا افزایش تخریب به دست نمی‌آید. انسان برای رسیدن به فرماندهی باید روی خودش کار کند. ما افراد زیادی را می‌بینیم که در رشته‌های ورزشی مختلف مهارت بسیار بالایی دارند؛ افرادی که سال‌ها تمرین کرده‌اند تا به یک استاد ماهر تبدیل شده‌اند. این موضوع نشان می‌دهد که فرماندهی و توانایی، نتیجه آموزش، تمرین و مداومت است.
حتی یک کودک نیز از زمانی که متولد می‌شود، به‌تدریج نیروهای خود را به دست می‌آورد. ابتدا راه رفتن را یاد می‌گیرد، سپس صحبت کردن و مهارت‌های دیگر را می‌آموزد. این نیروها از ابتدا در وجود انسان قرار داده شده‌اند و انسان می‌تواند با آموزش و تلاش، آن‌ها را تقویت کند و به سطوح بالاتری برساند.
به نظر من، کلید فرماندهی این است که انسان راهنما داشته باشد و از راهنمای خود فرمانبرداری کند. اگر امروز هر انسانی به صحبت‌های راهنمای خود به‌درستی گوش کند و آموزش‌ها را انجام دهد، به‌مرور می‌تواند به جایگاه فرماندهی برسد.
در کنگره ۶۰، فرمانبرداری از راهنما اهمیت بسیار زیادی دارد. راهنما آموزش‌هایی را در اختیار ما قرار می‌دهد؛ از جمله گوش دادن به سی‌دی‌ها، نوشتن آن‌ها، مطالعه کتاب و انجام دادن آموزش‌ها. اگر این موارد را به‌درستی انجام دهیم، در واقع در مسیر فرمانبرداری قرار گرفته‌ایم.
تمام راهنماهایی که امروز در کنگره حضور دارند، ابتدا فرمانبردار بوده‌اند و پس از طی کردن مسیر آموزش و فرمانبرداری، به جایگاه فرماندهی و راهنمایی رسیده‌اند.
این موضوع فقط مختص کنگره ۶۰ نیست و در بیرون از کنگره نیز می‌توان آن را در زندگی اجرا کرد. گاهی اوقات ما به‌جای تمرکز روی آموزش‌های خودمان، در کار دیگران تجسس می‌کنیم؛ مثلاً اینکه راهنمای فلانی چگونه است، چرا به او فلان مقدار شربت داده شده یا چرا فلان آموزش را دریافت کرده است. این تجسس‌ها و دخالت در کار دیگران، ما را از مسیر خودمان دور می‌کند.
به نظر من، این دستور جلسه برای خود من هم مطرح شده است. اگر من تا امروز فرمانده خوبی نبوده‌ام، شاید به این دلیل بوده که در بعضی موارد کوتاهی کرده‌ام؛ سی‌دی‌هایم را به‌درستی مطالعه نکرده‌ام و آموزش‌ها را آن‌طور که باید انجام نداده‌ام.
خدا را شکر می‌کنم که امروز در زندگی بیرون از کنگره شرایط خوبی دارم. سعی می‌کنم کارم را درست انجام دهم، دروغ نگویم، خیانت نکنم و در کسب‌وکار کم‌فروشی نداشته باشم. اما می‌دانم که برای رسیدن به جایگاه بهتر، هنوز باید روی خودم کار کنم و آموزش‌ها را جدی‌تر دنبال کنم.
اگر انسان به‌درستی فرمانبرداری کند، بعد از مدتی می‌تواند خودش به جایگاه فرماندهی برسد. همان‌طور که می‌بینیم راهنماهایی که امروز در کنگره حضور دارند، خودشان روزی فرمانبردار بوده‌اند.
در زندگی نیز نظم، گوش دادن، دقت و انجام درست وظایف، بخشی از فرمانبرداری است. وقتی این اصول را رعایت کنیم، به‌تدریج توانایی فرماندهی در ما شکل می‌گیرد.
حتی با افزایش سن نیز باید تلاش کنیم توانایی‌های خود را حفظ کنیم. در بسیاری از کشورها برای افراد مسن برنامه‌های آموزشی و ورزشی و مربی در نظر می‌گیرند تا آن‌ها بتوانند توانایی‌های جسمی و ذهنی خود را حفظ کنند. این موضوع نشان می‌دهد که انسان باید همیشه برای حفظ و تقویت توانایی‌های خود تلاش کند.
در نهایت، اگر ما قوانین و آموزش‌های فرمانبرداری و فرماندهی را در زندگی خود رعایت کنیم، می‌توانیم به فرماندهی واقعی برسیم؛ فرماندهی‌ای که ابتدا از فرماندهی بر خود آغاز می‌شود.
از اینکه به مشارکت من گوش کردید، سپاسگزارم.

ضبط صدا مسافر مهدی
عکس مسافر روح الله
تایپ  مسافر علی
ویراستاری مسافر بهروز
لینک و انتشار خبر مسافر حمزه

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .