جلسه پنجم از دوره دوم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی بجنورد به استادی مسافر محسن، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر عباس با دستور جلسه " از فرمانبرداری تا فرماندهی " در تاریخ پانزدهم شهریور ماه 1405 راس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان محسن هستم یک مسافر، از ایجنت محترم ، لژیون مرزبانی کمال تشکر را دارم که به من فرصت دادند تا در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم. دستور جلسه این هفته «از فرمانبرداری تا فرماندهی» است. وقتی صحبت از فرمانبرداری و فرماندهی میشود، یاد دوستان و بهویژه یاد خودم در دوران خدمت سربازی میافتم. آنجا به ما میگفتند که قبل از اینکه فرمانده باشی، باید فرمانبردار باشی. چه زمانی من محسن، از فرمان سرپیچی کردم؟ زمانی بود که با مواد مخدر آشنا شدم. وقتی اعتیاد همهچیز را از من گرفت، دیگر خواستههایم معقول نبود؛ چون وقتی نشئه بودم، فرماندهی جسمم دست مواد بود و وقتی بینشئه بودم، باز هم تعادلی در کار نبود و فرماندهی بهدرستی انجام نمیشد. بعد که با کنگره آشناشدم و وارد لژیون شدم، اولین چیزی که یاد گرفتم این بود که هر مسئولیت و جایگاهی که بیرون دارم باید پشت در بگذارم و اینجا هر چه میگویند، طبق قوانین کنگره بگویم: چشم
.jpg)
اوایل فکر میکردم فقط میآیم مواد را کنار میگذارم و میروم، اما وقتی وارد شدم و راهنما انتخاب کردم، دیدم هر چه میگویند، در راستای خواسته معقول من است. راهنما میگفت سیدی بنویس، میگفتم چشم؛ میگفت با پیراهن سفید بیا، میگفتم چشم. این یعنی فرماندهی شهر وجودی من در حال بازگشت بود. کنگره به من یاد داد که فرمانبرداری یعنی همهچیز سر وقت باشد؛ سیدی، مشارکت، رفتوآمد و حتی «بله» گفتن باید معقول باشد. یاد گرفتم که اگر همکارم اشتباهی میکند، طبق قوانین با او برخورد کنم؛ نه آنقدر بها بدهم که از حد بگذرد و نه آنقدر بکوبمش که از من دور شود. حالا که سه سال از آشناییام با کنگره میگذرد، تازه میفهمم کنگره کجاست و من کجا هستم. دیروز سیدی مهندس امین را گوش میکردم که میگفت حتی بچه هم در حال یادگیری فرمانبرداری است. من قبلاً فقط تمرّد بلد بودم، اما الان لطف خدا شامل حالم شده و یواشیواش در حال یادگیری هستم. در نهایت، فرمانبرداری چیزی جز رعایت نظم و قوانین نیست؛ از یک کار کوچک مثل ناخن گرفتن تا رفتار در جامعه. اگر شهر وجودیام را به دست عقل بسپارم، فرماندهیام معقول میشود، اما اگر دست نفس اماره بیفتد، از مسیر خارج میشوم. از اینکه به حرفهایم گوش کردید، متشکرم.»
درادامه مراسم تقدیر و معرفی راهنمای لژیون اول:



مرزبان خبری : مسافر محمد
تایپ و ویرایش : مسافر موسی الرضا لژیون سوم
ارسال: مسافر جواد
- تعداد بازدید از این مطلب :
65