جلسه ششم از دور دهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی الوند با استادی راهنمای محترم مسافر هادی، نگهبانی مسافر داود و دبیری مسافر وحید با دستور جلسه " از فرمانبرداری تا فرماندهی " روز یکشنبه 15 شهریورماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کارکرد.

سخنان استاد:
از نگهبان، دبیرشان و گروه مرزبانی تشکر میکنم که این افتخار را به بنده دادند تا در جمع شما حضور پیدا کنم و اولین مشارکت را داشته باشم و از این بابت خدای خدام را شاکرم. هنگامیکه این دستور جلسه را میشنویم فکر میکنیم که اول باید فرمانبردار باشیم و این فرمانبرداری در یکزمانی تمام خواهد شد و هیچ مشکلی هم وجود نخواهد داشت. بعدازاین اتفاق، مهندس دژاکام راجع به این قضیه میگویند هنگامیکه به کنگره وارد میشویم، وقتی راهنما به ما فرمان یا دستوری طبق روش دی اس تی میدهد، ما از همان لحظه باید شروع بهفرمان برداری کنیم.

فرمانبرداری به دو صورت است: (صور آشکار و صور پنهان)
فرمانبرداری درزمینهٔ صور آشکار که همان جسم ماست. قبل از فرمانبرداری ماهر کاری که دوست داشتیم را انجام میدادیم، هرزمانی که میخواستیم مواد مخدر را مصرف میکردیم، اما زمانی که به کنگره 60 ورود پیدا میکنیم زمان مصرف، مقدار و ساعت و وعدههایش مشخص میشود که این خودش یک فرمانبرداری محسوب میشود. با این فرمانبرداری همزمان صور پنهان که همان نفس ما است شروع به فرمانبرداری میکند؛ و باعث رشد و قویتر شدن آن میشود.
وقتیکه سفر اول را طی کردیم در سفر دوم نفس یا همان فرماندهی عقل که همان صور پنهان است برای ما قوت قلب میشود و این قوت قلب باعث میشود که ما در کارهای بیرون از کنگره هم بتوانیم موفق شویم و عملکرد خوبی داشته باشیم، برای مثال درزمینهٔ های خانوادگی، کاری، مالی و یا همان فرماندهی جیب خودمان که همه اینها اشتیاق ما را به مرزبان شدن، ایجنت شدن، راهنما شدن وخدمت گزار بودن را بیشتر میکند. اکثر ما بهجای فرمانبرداری تمرکزمان را روی فرمانده شدن میگذاریم، یعنی دوست داریم که یک جایگاهی را تصاحب نماییم و فرمانده شویم.

استاد امین راجع به این قضیه میگوید: فرمانبرداری خودش شرطی دارد، اول اینکه راجع به استاد قضاوت نکنیم (منظور از استاد یعنی راهنما، فرمان کنگره و مهندس دژاکام است). دوم اینکه فرمان را بپذیریم نه اینکه آن را تغییر دهیم. برای مثال پیش خودمان میگوییم چرا منی که 20 گرم تریاک مصرف داشتهام داروی مصرفی من باکسی که 6 گرم روزانه مصرف داشته است باید برابر باشد؟ پیش خودمان میگوییم که حتماً راهنما آن شخص را بیشتر دوست دارد. اینجا ما وارد مرحله قضاوت میشویم، بعد چه اتفاقی میافتد؟ نظر میدهیم میگوییم که اگر راهنما این کار را میکرد بهتر بود. شاید ادامه دادن این کار ما را بهجایی برساند که بگوییم مهندس اگر زمان سی دی هارا چهل دقیقه بکند بهتر است، به نظر من بیسواد هم پذیرش کنیم مشکلی پیش نمیآید که بازهم استاد امین راجع به این قضیه میگویند که وقتی این، تفکر تو باشد و از فرمانبرداری دور شوی و احساس کنی که به یک فرمانده قوی تبدیل شدی که میتوانی نظر بدهی آنجا نقطه سقوط یک فرماندهی است.

مرزبان کشیک: مسافر وحید
تایپ و تنظیم: مسافر علی ل 11
عکاس: مسافر کیا ل 9
- تعداد بازدید از این مطلب :
177