جلسه دوازدهم از سری شصتم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی سلمان فارسی به استادی مسافر یدالله، نگهبانی مسافر سعید و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه از فرمانبرداری تا فرماندهی یکشنبه 15 شهریورماه 1405 ساعت 17 آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:
خدا را شاکر و سپاسگزارم که در این جایگاه قرار گرفتم تا بتوانم خدمت کنم و آموزش بگیرم. دستور جلسه این هفته «از فرمانبرداری تا فرماندهی» میباشد و به راستی احساس میکنم این دستور جلسه مناسب خود من بود. ما زمانی که به کنگره ۶۰ آمدیم و فرمانبرداری را یاد گرفتیم، توانستیم به حال خوش برسیم. تمام رنجها و عذابهایی که ما انسانها متحمل میشویم، در بسیاری از مواقع به دلیل نقض فرمان و حرف گوش نکردنهای خودمان است. با فرمانبرداری میتوانیم به صلح و آرامش برسیم و به مرور زمان، تبدیل به یک فرمانده خوب شویم. من به شخصه به دلیل نافرمانیهایی که داشتم، چندین سال پیش، زمانی که به کنگره ۶۰ آمدم، صدمات زیادی خوردم. در حرمتهای کنگره تأکید شده است که از برقراری رابطه مالی و کاری پرهیز کنیم؛ اما من در اولین سفرم با نافرمانی از حرمتها، از مسیر خارج شدم. شاهد این بودم که هملژیونیهای من به جایگاه راهنمایی رسیدند، اما من درگیر سورچرانی و مسائل حاشیهای شده بودم. سفر اول من ۱۵ ماه طول کشید. برای گرفتن گل رهایی به تهران رفتم و از آقای مهندس دژاکام گل رهایی گرفتم، ولی در طول سفرم، کلاً حالم خوب نبود.مدتی بعد از رهایی هم در کنگره حضور داشتم و در لژیون سردار شرکت کردم، اما باز هم حالم خوب نبود. امروز که به گذشته نگاه میکنم، میبینم ریشه بسیاری از این مشکلات در نافرمانی خودم بود. من یک نکته مهم را از تجربه خودم فهمیدم: اگر کسی وارد کنگره ۶۰ شود، قوانین و حرمتها را رعایت نکند و تصور کند که فقط با گرفتن گل رهایی همهچیز درست میشود، در واقع از همان ابتدا دچار نقض فرمان شده است.
به قول راهنمایم، نباید کسی بیاید کنگره ۶۰، یک چایی بخورد و بعد انتظار داشته باشد که بدون رعایت قوانین و حرکت در مسیر، به حال خوش برسد و تصور کند که مواد به او جواب میدهد. من خودم مشکلات زیادی داشتم و حتی دارو مصرف میکردم؛ اما به مرور زمان به این نتیجه رسیدم که خداوند کارهایش حساب و کتاب دارد. اگر قرار باشد حال من خوب شود، باید خودم هم در مسیر درست حرکت کنم و قوانین و حرمتهای کنگره ۶۰ را اجرا کنم. این را از تجربه خودم میگویم؛ چه برای یک سفر اولی و چه برای کسی که سالهاست در کنگره ۶۰ حضور دارد. صرفِ حضور در اینجا کافی نیست؛ باید فرمانبرداری را یاد بگیریم و آن را در زندگی خودمان اجرا کنیم. خدا را شکر که این راه دوباره برای من باز شد و همسفرم نیز در کنارم بود و توانستم مجدداً سفرم را آغاز کنم و به رهایی برسم. زمانی که برای سفر مجدد به کنگره ۶۰ بازگشتم، آقای میثم صانعی که در آن زمان ایجنت شعبه بودند، به من اجازه ندادند همان لحظه سفرم را شروع کنم. ایشان گفتند شش ماه دیگر برای سفر مجدد بیا. با این حال، من در این مدت در جلسات کارگاه عمومی شرکت میکردم. در سفر اول مجدد، حدود ده ماه سفر کردم؛ در حالی که سفر اول قبلی من ۱۵ ماه طول کشیده بود و در آن مدت OT مصرف کرده بودم، به این دلیل که طبق قوانین و فرمان راهنمایم پیش نرفته بودم. اما در سفر بعدی که دوباره شروع کردم، چون روی برنامه بودم، بیشتر از ده ماه طول نکشید. این بار به خوبی سفر کردم، روی برنامه حرکت کردم و حالم هم خوب شد. امروز خدا را شکر میکنم که توانستم به این جایگاه برسم. امیدوارم خدا به همه سفر اولیها کمک کند که فرمانبرداری خوبی داشته باشند، مسیر را به درستی طی کنند، به رهایی برسند و بتوانند به این جایگاه و جایگاههای بالاتر دست پیدا کنند.

برگزاری جلسه هماهنگی خدمتگزاران شعبه




پیام مرزبانی: (مسافر اکبر)
1) لژیونهای درمان نیکوتین روزهای سهشنبه از ساعت 15:30 الی 16:30 در شعبه برگزار میگردد.
پیام نشریات: (مسافر مجید)
سی دی هفته: خوشبختی
دستور جلسه هفتگی: از فرمانبرداری تا فرماندهی
سیدی های مرتبط با دستور جلسه: احترام، از فرمانبرداری تا فرماندهی، معلم، تحویل گرفتن فرماندهی
دستور جلسه هفته آینده: وادی هفتم و تاثیر آن روی من
سیدی های مرتبط با دستور جلسه هفته آینده: نبود روشنایی، وادی هفتم، کشف، یافتن راه
نگارش: مسافر علی خانی لژیون 16
عکاس: مسافر بهمن فروغی لژیون 17
کاور: مسافر علیرضا کنعانی لژیون 10
ویرایش: مسافر ارشیا چاییچی لژیون 11، مسافر مهدی بدیعی لژیون 19
تنظیم: مسافر ابراهیم کاظمی لژیون 8
از طرف خدمتگزاران سایت تقدیم نگاه زیبایتان
- تعداد بازدید از این مطلب :
481