پنجمین جلسه از دور چهارم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره60 نمایندگی علی عصارزاده با نگهبانی مسافر مسعود،استادی راهنمای محترم تازه واردین مسافر علیرضا و دبیری مسافر جواد بادستور جلسه«ازفرمان برداری تا فرماندهی» در روز یکشنبه مورخ پانزدهم شهریور ماه 1405 راس ساعت17:00 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان علیرضا هستم مسافر، خدا را شاکرم که یکبار دیگر این اجازه به من داده شد تا در این جایگاه قرار بگیرم و خدمت کنم. از ایجنت شعبه مرزبانهای محترم ، نگهبان و دبیر عزیز سپاسگزارم که به من این اجازه را دادند که در این جایگاه قرار بگیرم و خدمت کنم.
دستور جلسه این هفته از فرمانبرداری تا فرماندهی ،اولین سوالی که برای تازهواردین و آنهایی که تازه سفر خود را شروع کردهاند پیش میآید این است که این دستور جلسات چه ارتباطی با درمان اعتیاد دارد؟
وقتی دچار اعتیاد میشویم اولین چیزی که از دست میدهیم فرماندهی جسم و نفس خودمان است، وقتی وارد کنگره میشویم میخواهیم دوباره این فرماندهی را به دست بگیریم.
ما در کنگره قطع مصرف نداریم و در اینجا یاد میگیریم چگونه زندگی کنیم و به درمان واقعی برسیم، برای انجام این کار باید فرمانبردار باشیم چگونه میتوانیم این کار را انجام دهیم؟
تمام کسانی که در تاریکی بودهاند نقض فرمان انجام دادهاند، این نقض فرامین باعث فرود در تاریکی شده است برای خروج از آن باید فرمانبردار بود.
اولین موردی که باعث میشود فرمانبردار نباشیم منیت است، انسانی که دارای منیت باشد آموزش نمیگیرد، موقع ای که آموزش نگیرم به حال خوش رهایی نمیرسیم.
این اتفاق برای خود من رخداده است.
اگر پلههای مصرف را رعایت کنیم و از کنار حرمتهای کنگره ساده عبور نکنیم به عبارتی تسلیم فرمان راهنما باشیم میتوانیم به درمان برسیم.
این که میگویند سرت را با سر راهنما عوض کن برای من نتیجه داد.

در موقعی که دوباره سفر کردم و این سری واقعاً فرمانبردار بودم توانستم در آزمون راهنمایی قبول بشوم.
عامل دیگری که باعث میشود فرمانبردار نباشم ترس است، ترس از این که تغییر را نتوانم انجام دهم و بگویم من همینم که هستم یا اینکه ترس از نوشتن سی دی داشته باشم، راه هزار قدمی با قدم اول آغاز میشود برای نوشتن سی دی هم این قضیه صدق میکند این کار را میتوانیم ذرهذره انجام دهیم.
موقعی که فرمانبرداری را انجام میدهم و به حرف راهنما گوش میدهم نظم را یاد میگیرم و آموزش جهانبینی میگیرم صفت من تغییر میکند، موقعی که مشارکت میکنم یعنی دارم مسئولیت کاری که انجام میدهم را میپذیرم.
سرانجام مسئولیتپذیری فرماندهی میشود.
فرماندهی یعنی دانایی را به دانایی مؤثر تبدیلکردن تمام راهنماها و سفر دومیها از روز اول تسلیم امر راهنما بودهاند و نتیجهاش را هم میبینیم، امیدوارم من هم بتوانم تسلیم واقعی و خدمتگزار کنگره باشم.
جایگاههای کنگره برای قدرت نیست همه برای این است که بهنوعی فرمانبردار باشیم و این سلسلهمراتب رعایت شود، از این که به حرفهای من گوش کردید ممنونم.

تصویر بردار:مسافر حسین
تایپ و ویرایش:مسافر امیرعلی
ارسال خبر :مسافر احمد
مرزبان خبری :مسافر مرتضی
نمایندگی علی عصارزاده
- تعداد بازدید از این مطلب :
152