جلسه چهارم از دوره نوزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگرۀ 60؛، نمایندگی زال پارس با استادی مسافر سعید و نگهبانی مسافر روح الله و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه: "از فرمانبرداری تا فرماندهی" در روز یکشنبه 15 شهریور 1405 ساعت 16:00 شروع به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، سعید هستم، یک مسافر.
تشکر میکنم از نگهبان جلسه، ایجنت و گروه مرزبانی نمایندگی.
خدا را شاکر و سپاسگزارم از همه عزیزانی که در یک سال گذشته به من کمک کردند تا بتوانم به این جایگاه برسم و تجربه جدیدی را کسب کنم. در رأس، از راهنما و استاد عزیزم، آقای حسین غفوریان، نیز قدردانی میکنم که بسیار به بنده کمک کردند تا به درمان برسم.
در مورد دستور جلسه نیز باید بگویم که من همیشه ابتدا دستور جلسه را از نرمافزار دژاکام تهیه و دانلود میکنم و سپس به آن گوش میدهم و برداشت خودم را انجام میدهم.
در مورد همین سیدی، برداشت من این است که فرمانبرداری، بخشی از آن بهصورت غیرارادی، از قبل از تولد و بخشی دیگر پس از تولد در وجود انسان شکل میگیرد. از زمانی که انسان اختیار اعضای بدن خود را به دست میگیرد، بهگونهای که میتواند راه برود یا بتواند خدمت کند، در همان ابتدا فرمانبردار حق تعالی است و در ادامه، فرمانده اعضا و جوارح خود میشود.

این فرمانبرداری در همه انسانها از بدو تولد نهادینه شده است؛ یعنی من باید فرمانبردار باشم و غیر از این چیزی نیست. من نمیتوانم فرمان عقل را نادیده بگیرم.
همه ما با کنگره آشنا هستیم و میبینیم که چگونه به ما کمک میکند. خروجیهای کنگره ۶۰ نیز درستی این مسیر و مطالب را نشان میدهد. در اینجا تمامی قوانین از قبل کاملاً طراحی و مشخص شدهاند و چارچوبی منسجم و واحد وجود دارد.حالا که من میخواهم فرمانبرداری کنم، چرا از همین کنگره ۶۰ فرمانبرداری نکنم؟ اگر خوب دقت کنیم، میبینیم که واقعاً جایی بهتر از اینجا برای فرمانبرداری وجود ندارد.
هر فردی که وارد مجموعهای میشود، باید به قوانین آنجا احترام بگذارد. چرا؟ چون قطعاً برای تدوین و اجرای آن قوانین کار و تفکر شده است و ما باید به آنها احترام بگذاریم.هر فردی که وارد کنگره ۶۰ میشود، باید قوانین و چارچوبهای آن را بهطور کامل رعایت کند تا بتواند به هدف خودش، یعنی رهایی و درمان اعتیاد، برسد.در سفر دوم، که سفر جهانبینی است و من وارد آن شدهام، باید بیشتر فرمانبرداری کنم؛ زیرا این سفر بسیار حائز اهمیتتر از سفر مواد من است.در این سفر، اگر فرمانبردار سالم و صالحی باشم، آموزشها را بهخوبی دریافت کنم و برداشت سالمی از آموزشها داشته باشم، میتوانم مسیر خودم را بهتر ادامه بدهم و به نتایج ارزشمندتری برسم.

افرادی که در این مجموعه شال به دور گردن دارند، فرماندهان قسمتهای مختلف این مجموعه هستند و ما باید برای رسیدن به اهدافمان از آنها فرمانبرداری کنیم. من نیز میتوانم در همین مسیر به فرماندهی برسم و این موضوع فقط به انتخاب خودم بستگی دارد.در مورد خودم باید بگویم که مسیر درمانم کاملاً برایم مشخص بود؛ از زمانی که از تهران با راهنمایم همراه شدم تا ادامه مسیر و انجام کارها، همهچیز برایم مشخص و روشن بود. میدانستم که راه مشخص است و باید آن را طی کنم. حالا مسیر فرمانبرداری نیز برای من کاملاً مشخص است.انسان باید در این مسیر، فرمانبردار فرماندهی باشد که خودش مسیر سالمی را طی کرده و به جایگاه فرماندهی رسیده است.
در پایان، از همه شما سپاسگزارم که به صحبتهای من گوش فرا دادید.

لژیون خدمتگزار:لژیون پنجم
راهنمای محترم:مسافر حسین
مرزبان کشیک:مسافر حسین
مرزبان خبری: مسافر جعفر
تایپ و ویراستار: مسافر رحمان لژیون سوم
تنظیم برای سایت: مسافر رحمان لژیون سوم
عکاس: مسافر قاسم لژیون سوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
102