فرماندهی امری مهم و یکی از خواستههای انسان است.
لازمه یک فرماندهی خوب، فرمانبرداری خوب است که با فرمانبرداری عقل میتوان به فرماندهی رسید و این کار آسانی نیست؛ ولی قابل اجرا است.
میتوانیم با فرمانبرداری عقل از انجام کارهای ساده و کوچک شروع کنیم تا به کارهای بزرگ برسیم برای مثال: حضور به موقع در جلسات، پیام خواندن، مشارکت کردن و نوشتن سیدی.
زمانی میتوانم فرمانبردار خوبی باشیم که هدف مشخصی داشته باشیم مثلا: در لژیون به راهنما چشم واقعی بگوییم و هدف درمان داشته باشیم.
برای رسیدن به فرماندهی عقل، در هر کاری یکسری باید و نبایدها و انجام ندادن ضدارزشها است.
یکی دیگر از مواردی که باعث میشود فرماندهی عقل ضیعف و یا متوقف شود منیت است که منیت نقطه مقابل آموزش است و اجازه نمیدهد که دانایی رشد کند. وقتی که دانایی متوقف شد نفس اماره فرماندهی را از عقل میگیرد.
بنابراین انسان برای فرماندهی باید آموزش پذیر باشد.
زمانی میتوانم فرمانده خوبی برای دیگران باشم که در مرحله اول فرمانده خوبی برای جسم، روح و روان خود باشم و آموزشهای راهنما خود را با جان و دل بپذیرم و کاربردی کنم، قوانین کنگره را به خوبی اجرا کنم و تا زمانی که انسان فرمانبردار خوبی نباشد قطعا نمی تواند فرمانده خوبی برای اداره زندگی و حتی شهر وجودی خود باشد.
خداوند میفرماید: ما همه انسانها را هدایت میکنیم و انتخاب میکند که شکر و یا کفر انجام دهد یا ندهد، که اگر شکر انجام دهد لذت میبرد و اگر کفر را انجام دهد تاوان آن را باید بپردازد.
در اینجا فرماندهی به عنوان هدف مشخص شده است.
فرماندهی به معنی کلمه و کلی است. فرماندهی به چه معنا است؟ فرماندهی صور آشکار و صور پنهان فرمان دادن در درون انسان است مثلا: کاری انجام دادن، حرکت کردن، تصویر ساختن. فرماندهی جزو خواسته وجود انسان است وقتی این فرماندهی به خطر بیفتد ما حاضر هستیم که خود نیز به خطر بیفتیم و بهای سنگینی پرداخت کنیم.
کسی که مواد مصرف میکند از نیروهای درون خود فرمان گرفته شده است و حالا اگر بخواهد از این وضیعت خارج شود و به فرماندهی برسد بایستی کارهایی انجام بدهد که این کار کلید دارد و کلید آن از فرمانبرداری تا فرماندهی است.
اگر بخواهیم دوباره به فرماندهی برسیم و دوباره این نیروها تحت امر ما باشد، که وقتی میگوییم شو، شود باید فرمانبرداری کنیم و راه دیگری وجود ندارد و اگر بتوانیم این کار را انجام بدهیم آن وقت فرمانبردار خوبی هستیم که در ادامه میتوانیم فرمانده خوبی باشیم.
یک فرمانده خوب، اینجا یک فرمانبردارخوب و گوش به فرمان بوده که توانسته است به فرماندهی خوب برسد. این جمله از استاد امین که میگوید: من از جنس کسی میشوم که از او فرمان میگیرم و اگر فرمان الهی را اجرا کنم به سمت پاکیها و زیباییها میروم و اگر فرامین شیطان را اجرا کنم دقیقا از جنس شیطان شدهام و در سپاه او خدمت خواهم کرد.
در سیدی فرمانروایان زمان بنیان کنگره۶۰ مسئله فرماندهی را بسیار جالب و مو شکافانه بیان میکنند و در قالب مثلث فرماندهی برای ما توضیح میدهند که فرماندهی در سه بخش موردبررسی قرار گرفته است که یکی فرماندهی ساده که از شهر وجودی خود انسان آغاز میشود و دیگری فرماندهی مرکب که فرماندهی انسان بر انسانهای دیگر است مثل: پدر و مادر برای خانواده یا یک معلمهای یک کلاس و یا یک راهنما برای یک لژیون. بنابراین این مثلث،از سه ضلع: فرماندهی ساده، فرماندهی مرکب و موضوع فرماندهی تشکیل شده است.
در اینجا ما نیازمند این هستیم که از یک استاد دلسوز و دانا بهره بگیریم و به قول کنگره ۶۰ سر خود را با سر راهنماها عوض کنیم و آنچه را که او بلد است و خود او نیز با کمک فرد دیگر این مسیر را به سمت روشنایی طی کرده و امروز آماده است تا به عزیزانی که دست خویش را برای کمک بلند کردهاند و احتیاج به همراهی دارند به آنان خدمت کنند و این مسیر روشنایی را به آنان نیز نشان دهند.
منبع: اپلیکیشن دژاکام
نویسنده: همسفر آمنه رهجوی راهنما همسفر حمیده ( لژیون دوم )
ویرایش و ارسال: همسفر وجیهه نگهبان سایت
نمایندگی همسفران ساوه
- تعداد بازدید از این مطلب :
66