شاکر خداوندم بابت عظمت وجود کنگره و آقای مهندس. زمانی که نام فرمانده و فرمانبرداری به میان میآید ناخداگاه ذهن ما یاد نیروهای نظامی میافتد. اگر فرمانبردار خوبی نباشیم و درس وتجربه و عبرت از مسائل نگیریم هم خودمان و هم اطرافیان ما عذاب میکشند و به مشکل بر می خوریم.با ورودم به کنگره۶۰ در مرحله اول به من آموزش دادند که اگر بخواهم مسیر را به راحتی طی کنم باید فرمانبردار خوبی باشم و آموزشهای راهنما خود را با جان و دل بپذیرم، و آن ها را کاربردی کنم و قوانین کنگره را به خوبی اجرا کنم تا زمانی انسان فرمانبردار خوبی نباشد و منیت داشته باشد نمیتواند فرمانده خوبی باشد. فرمانبرداری در همه مراحل زندگی وجود دارد و فقط مختص اعتیاد نیست ما اگر فرمانبردار خوبی نباشیم قطعا نمیتوانیم فرمانده خوبی هم برای اداره زندگی و حتی شهر وجودی خود باشیم .اگر انسان بخواهد در هر مقوله ای صاحب نظر باشد و بتواند کاری را انجام بدهد و در جایگاه فرماندهی قرار بگیرد اول باید فرمانبرداری را کامل انجام دهد. شاید به نظر ما فرمانبرداری کار ساده ای باشد ولی در عمل، کار راحت و ساده ای نیست. به گفته استاد امین شرط لازم برای اینکه در کنگره فرمانبردار خوبی باشم؛ در مورد راهنما و یا استادم قضاوت نکنم، یا اینکه در مورد این که راهنمای من چه مطالبی را می داند یا نمیداند نظر بدهم، یا در مورد اینکه حرفهایی که در لژیون میزنند آیا منطقی است یا نیست نظر بدهیم.اگر توانستیم این کارها را انجام بدهیم آن وقت فرمانبردار خوبی هستم و در ادامه هممیتوانم فرمانده خوبی باشم .یک مصرف کننده مواد یا یک مسافر در اثر بیش از اندازه مصرف مواد هیچ فرمانروایی ندارد چون مواد مخدر همه اختیاراتش را از او گرفته و برای پس گرفتن این اختیار باید از فرمان برداری شروع شود .
برای باز پس گرفتن شهر وجودی باید کفش های آهنی پوشید ،یعنی آن قدر روی باز پس گفتن فرماندهی تلاش کرد ودر فرمانبرداری محکم و دقیق عمل کرد تا به فرماندهی برسد.باید تسلیم و گوش به فرمان قوانین کنگره۶۰ شد تا روزی به یک فرمانده خوب برسیم. من میتوانم با فرمانبرداری عقل از انجام کارهای ساده و کوچک شروع کنم تا به کارهای بزرگ برسم مثلاً حضور به موقع در جلسات، پیام خواندن، مشارکت کردن، نوشتن سیدی. زمانی میتوانم فرمانبردار خوبی باشم که هدف مشخصی داشته باشم مثلاً وقتی در لژیون به راهنما چشم واقعی میگویم که هدف درمان داشته باشم. برای رسیدن به فرماندهی عقل در هر کاری یک سری بایدها و نبایدها وجود دارد، بایدها انجام ارزشها و نبایدها انجام ندادن ضدارزشهاست. وقتی میتوانم فرمانده خوبی برای دیگران باشم که در مرحله اول فرمانده خوبی برای جسم، روح و روان خودم باشم. فرماندهی عقل آنقدر ارزشمند است که باید برای رسیدن به آن بهای سنگینی پرداخت شود و برای این امر باید به پروسه صبر توجه زیادی داشته باشیم. انسان وقتی بتواند به نیروهای خود مسلط شود؛ به فرماندهی عقل می رسد.
نویسنده: راهنما همسفر فاطمه
ویرایش و ارسال: همسفر شایسته رهجوی راهنما همسفر نازنین (لژیون دوم)نگهبان سایت
همسفران نمایندگی شوشتر
- تعداد بازدید از این مطلب :
52