مشارکت مکتوب همسفر زهرا
مسئله فرمانبرداری به مفهوم این است که من بتوانم به نیروهای درونم احاطه داشته باشم. برای این کار باید من به آن دانایی مؤثر رسیده باشم. سه ضلع دانایی مؤثر (تفکر، تجربه و آموزش) را به یک اندازه رشد بدهم تا در تعادل باشم. مثلاً در آموزش لازم هست که من استاد داشته باشم و برای داشتن استاد لزوم آن چشم گفتن و اطاعت کردن است. چرا که در کلام الهی هم مطرح میشود که روح با هدایت رب به فرمان عقل میرسد.
انسانها یا آگاهانه یا ناآگاهانه خود را در دام عجیب میاندازد که به آن نقض فرمان میگویند و در واقع باعث تخریب خود و دیگران میشود. چرا که اگر از آموزگار آموختم بر من ثمر و آموزش خوبی است، در غیر این صورت روزگار به بدترین شکل ممکن به من میآموزد. در کنگره این موضوع را به وضوح میبینیم وقتی فردی از نظر خمر درونی در مرحله خوبی نیست، چه به صورت افکار منفی باشد، چه به صورت استفاده از مواد مخدر و یا حتی داشتن اضافه وزن، در واقع عکسالعملهای جسم خود را در اختیار ندارد.
گاهی در یک فرد مصرف کننده میبینیم که حتی بعد از ترک ۲٠ سال حرکات بدنش هنوز در اختیار خودش نیست. در واقع ۲٠ سال است در خماری به سر میبرد و فرماندهی او در دست نیروهای اهریمن است و در سرمای ۶۰ درجه زیر صفر است و حسهای او در خواب فرو رفته است؛ اما فردی که وارد کنگره میشود و شروع به درمان میکند چون زمان، روش DST و داروی OT مطرح است، کاملاً بعد از درمان حرکات صور آشکار و پنهان جسم در اختیار فرد میباشد و فرمانده لایق بر جسم خود میشود.
وقتی فرد اضافه وزن دارد، دچار بیماریهای متعددی است که باعث میشود فرد تعادل برای کارهای روزانه نداشته باشد و اعتماد به نفس خودش را از دست بدهد. خوشبختانه برای درمان چاقی و لاغری در کنگره ۶۰ لژیون جونز وجود دارد که راه درست درمان را نشان میهد و باعث میشود، فرد کاملاً فرمانده جسم خود باشد و این موضوع با درست فرمانبرداری از راهنمای جونز به نتیجه مطلوب میرسد.
افرادی که بیرون از کنگره در پی پیکر تراشی جسم خود هستند و روشهای غلط را به کار میبرند، در واقع با جهل خودشان فرماندهی جسم خود را از بین میبرند. پیشنهاد میکنیم، قبل از چنین اقدامی کتاب کاهش وزن مهندس حسین دژاکام را فراهم و مطالعه نمایند و راه درست فرماندهی جسم را فرا بگیرند. در آخر، انشاءالله کنگره ۶۰ در سراسر جهان به مرحله برسد که نویدی برای انسانهایی باشد که با نیروهای تخریبی تمام فرماندهی خود را از دست دادند.
مشارکت مکتوب همسفر مریم
اگر انسان بخواهد فرمانده خوبی باشد؛ باید فرمانبرداری را یاد بگیرد. وقتی شخصی مبتلا به بیماری میشود، قبل از آن بیماری اگر چیزی میخورد، مشکلی نبود؛ اما زمانی که متوجه بیماری میشود، اگر پرهیز نداشته باشد، باید جوابگو باشد. انسانی که سالم باشد مسئله فرماندهی مورد توجه قرار نمیگیرد؛ اما برای شخصی که بیماری دارد، مورد توجه است. چیزهایی که قبلاً برایش قابل اجرا بود، الآن قابل اجرا نیست، یا تحت شرایطی خاص قابل اجرا است. برای مثال: بیماری اعتیاد اگر قبلاً میتوانست، چندین ساعت کار کند، راه برود، درحال حاضر با وجود بیماری اعتیاد، برای او قابل اجرا نیست. همه ما دوست داریم که فرماندهی داشته باشیم، حتی حاضریم بهای سنگینی بپردازیم، تا فرمانده بشویم.
زمانی که انسان برای اولین بار، رانندگی یا دوچرخه سواری را فرا میگیرد، حس خوشحالی و شعف را تجربه میکند. زیرا به انجام کاری توانا میشود و میتواند فرماندهی یکسری از نیروهایی که خداوند در اختیارش قرار داده است، را به دست بگیرد. هرکاری که انسان انجام میدهد و یا از انجامش حس خوشایندی دارد، یعنی به آن نیروی خودش مسلط میشود و این فرماندهی است.
یکسری فرامین، خداوند برای هدایت انسان به وجود آورده است؛ که در واقع این فرامین ضامن فرماندهی او است که باید اجرا کند. همانطور که یک فرمانده نظامی باید هر روز از مسائل سربازانش اطلاع داشته باشد اگر اینگونه نباشد، به مرور از درجه فرماندهی ساقط میشود. عاملی که باعث میشود، انسان نافرمانی یا شرک را اجرا کند، چیزی جز کسب قدرت نیست. وقتی انسان نافرمانی میکند، با نیروهای منفی پیمان میبندد، زمانی که پیمان بست، به انسان قدرت میدهند.
برای مثال: انسان در کاسبی خیلی راحت میتواند، سر مردم کلاه بگذارد، ممکن است بعضی افراد بگویند: از زمانی که در راه مستقیم قدم گذاشتیم بازار خراب شده است، علت چیست؟ مواقعی که با نیروهای منفی کار میکردیم به ما کمک میکردند، اما وقتی میخواهیم خارج شویم مشکلات به وجود میآیند. خداوند در کلام اللّه میفرمایند: «هرکس بهره سریع میخواهد به او میدهیم ولی بعد او را به جهنم میفرستم که این همان شرک یا نافرمانی است.» ما با این شناخت حالا؛ باید انتخاب کنیم تاریکیها یکسری مزایا دارند، همانطور که مصرف مواد دارد. شرک یا نافرمانی هم لذت خاص خودش را دارد، این یک قدرت است و اینجا هست که جاذبه لازم برای انسان به وجود میآید تا از نیروهای منفی پیروی کند.
مشارکت مکتوب همسفر مرضیه
من قبل از این وقتی کلمه فرمانروا را میشنیدم، ذهنم سمت یک انسان خیلی قدرتمند و زورگو میرفت که فکر میکردم همه بیچون و چرا؛ باید حرف او را گوش کنند حتی اگر اشتباه بگوید؛ اما وقتی سیدی «فرمانبرداری و فرمانروایی» دکتر امین را گوش کردم طرز فکرم کاملاً تغییر کرد. فهمیدم، فرمانروایی این نیست؛ که به دیگران دستور بدهیم، همین که من به ذهنم یاد میدهم، جملات سیدی را حفظ کند، یا به دست و پایم دستور میدهم که چطور حرکت کنند، یعنی من فرمانروای جسم و جان خودم هستم. هرچه این کنترل روی خودمان بیشتر باشد، فرمانروای قدرتمندتری هستیم.
اعتیاد قدرت فرمانروایی را از انسان میگیرد وقتی فرد، مصرفکننده میشود در واقع مواد مخدر، فرمانروایِ جسم و مغز او میشوند. او میداند که کارش اشتباه است اما چون مواد مخدر فرماندهی جسم او را در دست دارند نمیتواند بگوید نه و این بزرگترین آسیب و خیانت به خود است. من یاد گرفتم که برای فرمانروا شدن در زندگی خود، راهی جز فرمانبرداری ندارم؛ باید یاد بگیرم که در کنگره به حرف راهنما، ایجنت و مرزبان گوش بدهم و چشم بگویم. این همان تمرین فرمانبرداری است که باعث میشود من در گردباد کنگره بمانم و به بیرون پرتاب نشوم.
کسی میتواند فرمانروای قدرتمندی در زندگی خود باشد که اول از همه یاد گرفته باشد، فرمانبردار خوبی باشد. امیدوارم همه مسافران از بند اعتیاد رها شوند، فرمانرواییِ جسم و جان خود را دوباره به دست بگیرند و از تاریکی به سمت نور حرکت کنند. خدا را شکر میکنم که در کنگره هستم و سپاسگزار آقای مهندس و خانواده محترمشان هستم، به خاطر این فضای آرام كه برای ما فراهم کردند. در آخر، قدردان همه خدمتگزاران کنگره هستم که با دل و جان خدمت میکنند.
رابط خبری: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم)
ویراستاری و ارسال: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی هاتف
- تعداد بازدید از این مطلب :
76