English Version
This Site Is Available In English

فرمان‌برداری مقدمه فرماندهی است

فرمان‌برداری مقدمه فرماندهی است

سلام دوستان اعظم هستم همسفر

فرماندهی یا فرمان‌برداری؟ هرکدام منظوری را می‌رساند که شاید در ابتدا آن‌ها را نقطه مقابل یکدیگر می‌دانیم؛ اما آن‌ها مکمل یکدیگرند؛ یکی فرمان بدهد و دیگری عمل کند. حال آیا ما فرمانده‌ایم یا فرمان‌بردار؟ اگر فرمانده‌ایم چگونه فرمانده‌ای هستیم و بر چه چیزی فرماندهی می‌کنیم؟ باید دانست فرماندهی، صور آشکار و پنهانی دارد. در ظاهر، یک فرمانده ممکن است فرمانده یک پادگان، رئیس یک اداره یا کارخانه و حتی فرمانده خانه باشد؛ اما هر انسان قبل از این‌که فرمانده جایی باشد فرمانده و فرمان‌بردار جسم خویش است.

آیا تاکنون هرکدام از ما چقدر به فرماندهی جسممان اندیشیده‌ایم؟ فرماندهی که در یک انسان معمولی و سالم اصلاً مهم نیست و به چشم نمی‌آید؛ اما اگر همین انسان دچار بیماری شود آن زمان است که فرماندهی بدن او مختل می‌شود. انسانی که تا قبل از آن به راحتی می‌توانسته خیلی از کارها را انجام دهد و فعالیت‌های مختلفی داشته باشد؛ اکنون نمی‌تواند و بدنش توان فرمان‌برداری را ندارد؛ مثلاً کسی که کمردرد یا پادرد دارد دیگر به راحتی نمی‌تواند راه برود یا ورزش کند و گاهی نشستن و برخاستن او نیز دچار مشکل می‌شود و یا انسانی که دچار اعتیاد شده است مانند قبل بدنش فرمان‌برداری نمی‌کند و این برایش کاملاً مشهود است.

باید دانست فرمان‌برداری از عقل احساس خوشایندی در ما به‌‌وجود می‌آورد؛ شاید ساده‌ترین کارها که در زمان سلامتی اهمیتی ندارند زمانی که نتوانیم آن‌ها را انجام دهیم دچار احساس ناخوشایندی می‌شویم؛ درست مثل نوزادی که برای اولین‌بار می‌ایستد و یا راه می‌رود، آن لحظه چقدر خوشحال و شاد است و همین‌طور پدر و مادر او از دیدن این فرماندهی و فرمان‌برداری فرزند خود بسیار خوشحالند و این همان صور پنهان فرماندهی و فرمان‌برداری است.

بعضی انسان‌ها هرچه سن‌شان بیشتر می‌شود و پا به میانسالی می‌گذارند دچار غم و اندوه یا افسردگی می‌شوند و دلیل آن این است که بدن آن‌ها دیگر نمی‌تواند همه آن‌چه که عقل فرمان می‌دهد را انجام دهد و این موضوع برای آن‌ها ناخوشایند و ناراحت‌کننده است‌. پس متوجه می‌شویم که آن‌چه در انسان نیروی ادامه را به‌وجود می‌آورد و احساس خوشحالی به او می‌دهد، این است که بتواند فرماندهی نیروهایی که خداوند در اختیارش قرار داده است را در دست بگیرد؛ پس فرماندهی کردن حس خوشایندی دارد، چه فرماندهی بر جسم خویش و چه فرماندهی بر دیگران.

حال چگونه می‌توانیم فرمانده خوبی باشیم؟ با ورود به کنگره یاد می‌گیریم که قبل از آن‌که بخواهیم فرمانده باشیم باید فرمان‌بردار خوبی بود. در کنگره یاد می‌گیریم که هرچیزی که راهنما به ما گفت بی‌‌‌چون‌و‌چرا چشم بگوییم؛ زیرا او چیزی را می‌داند و دریافته است که ما نمی‌دانیم. این مسیری را که ما پیشِ‌رو داریم او قبل از ما رفته است، بر آن آگاهی لازم را دارد و او نیز روزی فرمان‌بردار بوده است. قبل از کنگره برای خیلی از ما چشم گفتن بسیار سخت بود؛ اما این‌جا یاد گرفته‌ایم چشم گفتن اول راه است.

سلام دوستان حمیده هستم همسفر

موضوع «از فرمان‌برداری تا فرماندهی» برای من یعنی این‌که انسان برای رسیدن به جایگاه فرماندهی، باید اول یاد بگیرد فرمان‌بردار خوبی باشد. ما معمولاً دوست داریم خودمان تصمیم بگیریم و به دیگران بگوییم چه کاری انجام بدهند؛ اما شاید کمتر به این فکر کنیم که آیا خودمان توانسته‌ایم از قوانین و آموزش‌هایی که به ما داده می‌شود درست پیروی کنیم یا نه.

در کنگره‌۶۰ یاد می‌گیریم که فرمان‌برداری، مقدمه فرماندهی است. وقتی تازه وارد کنگره می‌شویم باید آموزش بگیریم، قوانین را رعایت کنیم و به راهنمای خودمان اعتماد داشته باشیم. در این مرحله ممکن است خیلی چیزها را ندانیم و لازم باشد از تجربه کسانی که قبل از ما این مسیر را طی کرده‌اند استفاده کنیم؛ اما فرمان‌برداری فقط انجام دادن یک‌سری دستور نیست؛ بلکه فرصتی است برای این‌که نظم، مسئولیت‌پذیری و ظرفیت خودمان را بالا ببریم.

به نظر من مهمترین قسمت این موضوع، فرماندهی بر خود است. اگر انسان نتواند افکار، احساسات، خشم، ترس و خواسته‌های خودش را مدیریت کند فرماندهی دیگران معنای زیادی ندارد. وقتی انسان روی خودش کار می‌کند، آموزش می‌گیرد و در مسیر درست حرکت می‌کند، کم‌کم ظرفیت پذیرش مسئولیت‌های بزرگتر را پیدا می‌کند. آن زمان است که می‌تواند در جایگاه خدمت قرار بگیرد و به دیگران کمک کند.

پس می‌توان گفت مسیر فرمان‌برداری تا فرماندهی، مسیر آموزش، تزکیه و رشد انسان است. ما اول یاد می‌گیریم درست حرکت کنیم، بعد مسئولیت خودمان را می‌پذیریم و در نهایت می‌توانیم به جایگاهی برسیم که دیگران هم از عملکرد ما آموزش بگیرند. فرماندهی واقعی برای من یعنی انسان اول فرمانده خودش باشد و بعد بتواند با عشق، عقل، ایمان و عمل سالم، به دیگران خدمت کند.

فرمان‌برداری به ما نظم، مسئولیت‌پذیری، احترام، قوانین و پذیرش آموزش را یاد می‌دهد. انسانی که ابتدا یاد بگیرد چگونه درست گوش کند، آموزش ببیند و قوانین را رعایت کند به مرور توانایی هدایت و فرماندهی را نیز پیدا می‌کند. در کنگره ما یاد می‌گیریم که فرمان‌برداری کورکورانه نیست؛ بلکه فرمان‌برداری از قوانین و آموزش‌هایی است که برای رسیدن به تعادل، آرامش و درمان طراحی شده‌اند. وقتی به قوانین احترام می‌گذاریم و آموزش‌ها را در زندگی خود اجراء می‌کنیم؛ در واقع فرماندهی نفس و زندگی خود را به دست می‌گیریم.

به نظر من، مسیر «از فرماندهی تا فرمان‌برداری» یک مسیر دوطرفه است. گاهی باید فرمان‌بردار باشیم تا آموزش ببینیم و رشد کنیم و زمانی که به آگاهی و توانایی رسیدیم بتوانیم مسئولیت فرماندهی را به‌ درستی برعهده بگیریم؛ پس فرماندهی واقعی بدون تجربه فرمان‌برداری ممکن نیست. کسی که طعم فرمان‌برداری، مسئولیت و احترام به قوانین را چشیده باشد، می‌تواند فرماندهی آگاه‌تر، عادل‌تر و موفق‌تر باشد.

رابط خبری و ویرایش: راهنما همسفر فاطمه (لژیون ششم)
ارسال: همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ارگ کرمان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .