سلام دوستان فرخنده هستم یک همسفر
فرماندهی یک هدف است، برای رسیدن به این هدف، نیاز به دانایی موثر داریم. دانایی موثر؛ یعنی فرمان عقل و قوانین کنگره را کاربردی کنیم. فرماندهی، امری مهم از خواستههای درونی انسان است. لازمه یک فرماندهی خوب، فرمانبرداری خوب است. با فرمانبرداری از عقل میتوان، از کارهای کوچک و ساده شروع کنیم تا به کارهای بزرگ برسیم؛ برای مثال حضور به موقع در جلسات، پیام خواندن، مشارکت کردن و نوشتن سیدی. زمانی میتوانیم فرمانبردار با کفایتی باشیم، که هدف مشخصی داشته باشیم، فرامین الهی را به درستی انجام دهیم. در این صورت به سمت پاکی و زیبایی میرویم در غیر این صورت، به بیراهه کشانده میشود. برای این که فرمانده خوبی باشیم، باید از یکسری ضد ارزشها دوری کنیم در غیر این صورت، فرماندهی عقل ضعیف میشود. منیت نقطه مقابل آموزش است، اجازه نمیدهد دانایی رشد کند. پس نفس اماره، فرماندهی عقل را به عهده میگیرد در مرحله اول باید فرمانده خوبی برای جسم، روح و روان باشیم، باید صبر زیادی داشته باشیم؛ وقتی انسان به نیروی خود مسلط شود به فرمان عقل نزدیک میشود، نزدیک شدن به فرمان عقل از درون صورت میگیرد، به مرور زمان خود را نشان میدهد اگر فرمانبردار خوبی برای شهر وجودی خود نباشیم. نمیتوانیم برای دیگران فرمانده خوبی باشیم. راهنما، کسی است که در گذشته فرمانبردار خوبی بوده که اکنون به فرماندهی رسیده است. اگر بخواهیم مسیر را به راحتی طی کنیم باید فرمانبردار خوبی باشیم. آموزشهای راهنمای خود را با دل و جان بپذیریم و کاربردی کنیم.
سلام دوستان زینب هستم همسفر
اگر شخصی، بخواهد در کنگره حرکت کند و موفق شود، باید فرمانبرداری، کامل باشد، تا بتواند نتیجه مطلوب بگیرد. این موضوع قانونی کلی است. اگر انسان بخواهد کاری را انجام دهد، به جاهای خوب برسد، شرط اول همان فرمانبرداری است، تا بتواند به فرماندهی برسد. معمولا وقتی اسم فرماندهی میآید، اکثرا به نظام و فرماندهی فکر میکنند که شخص با لباس نظامی ایستاده و دستور میدهد، فرماندهی را میتوان در بسیاری از موارد پیاده کرد، همین فرمانده روزی فرمانبردار بوده است، سپس به این جایگاه رسیده است. فرماندهی صور آشکار و صور پنهان دارد. همه ما در درون خود دوست داریم که جایگاه فرماندهی را داشته باشیم، این عمل بهای سنگینی دارد و بهایش چشم گفتن است. انسان وقتی قادر میشود یک کار جدیدی انجام دهد، مفهوم این است، در آن حیطه به فرماندهی رسیده است. هر کاری که انسان انجام میدهد و یا از انجام دادن آن کار احساس خوبی دست میدهد؛ یعنی به آن نیروی خودش مسلط شده است، و این یعنی فرماندهی.
سلام دوستان فائزه هستم همسفر
فرماندهی امری مهم و یکی از خواستههای انسان است. لازمه یک فرماندهی خوب، فرمانبرداری خوب است. با فرمانبرداری از عقل میتوان به فرماندهی آن رسید، این کار آسانی نیست، ولی قابل اجرا است. من میتوانم با فرمانبرداری عقل از انجام کارهای ساده و کوچک شروع کنم، تا به کارهای بزرگ برسم؛ مثلاً حضور به موقع در جلسات، مشارکت کردن، نوشتن سیدی. زمانی میتوانم فرمانبردار خوبی باشم که هدف مشخصی داشته باشم، مثلاً، وقتی در لژیون به راهنما چشم واقعی میگویم، که هدف درمان داشته باشیم. برای رسیدن به فرماندهی عقل، در هر کاری یک سری بایدها و نبایدها وجود دارد، بایدها انجام ارزشها و نبایدها انجام ندادن ضدارزشها است. یکی از مواردی که باعث میشود فرماندهی عقل ضعیف یا متوقف شود، انسان برای فرماندهی باید آموزشپذیر باشد. وقتی میتوانم فرمانده خوبی برای دیگران باشم که در مرحله اول فرمانده خوبی برای جسم، روح و روان خود باشم. فرماندهی عقل آنقدر ارزشمند است که باید برای رسیدن به آن، بهای سنگینی پرداخت شود و برای این امر باید به پروسه صبر توجه زیادی داشته باشیم. انسان وقتی بتواند به نیروهای خود مسلط شود به فرماندهی عقل میرسد. شخصی که به بیماری اعتیاد دچار میشود، دیگر تسلطی روی نیروهای خود ندارد،مواد مخدر فرماندهی او را دست میگیرد، اگر بخواهد فرماندهی را به عقل خود باز گرداند، باید به فرمانبرداری برسد. برای فرمانبرداری باید بپذیرد که دارای اشکال است و نیاز دارد از یک نیروی دیگر اطاعت کند؛ پس زمانی که وارد لژیون میشود باید به راهنمای خود چشم بگوید، دستوراتش را اجرایی کند تا بتواند به مرور، نیروهای منفی را از شهر وجودی خود بیرون کند در نهایت به فرمانروایی لایق برای شهر وجودی خود تبدیل گردد.
سلام دوستان زهرا هستم همسفر
دکتر امین در سیدی فرمانبرداری تا فرماندهی میفرمایند: انسان دو صور دارد، صور آشکار و صور پنهان. در صور آشکار اگر به دست بگویم این وسیله را بردار، این کار را انجام میدهد؛ یعنی فرمانبرداری را انجام دادهام، در صور پنهان اگر بخواهم در ذهن خود یک تصویر را به نمایش در بیاورم، روی آن تمرکز کنیم؛ اما چیز دیگری به نمایش در بیاید، آن چیزی نیست که میخواستیم؛ این یعنی فرماندهی من، در این زمینه ناقص هست و اجرا نخواهد شد. انسانی که قبلاً خیلی کارها برای او قابل اجرا بوده است، الان برای آن قابل اجرا نیست و مشروط به مصرف مواد شده است؛ وقتی که انسان میتواند کار جدیدی را انجام بدهد؛ یعنی دامنه فرماندهی او بیشتر شده است، مثل فرماندهی گروهبان و سرهنگ. زمانی انسان میتواند فرمان بیشتری دهد که توانایی او افزایش یابد؛ زمانیکه انسان توانایی کار بیشتری داشته باشد از انجام آن خشنود میشود، احساس شعف پیدا میکند. اگر میخواهیم فرمانده شویم، از ما فرمانبرداری کنند باید ابتدا خودمان فرمانبردار خوبی شویم. لذتی که ما در زندگی به خاطر فرماندهی میبریم به خاطر این است که فرمانبرداری ما به موقع و درست صورت گرفته است.
رابط خبری: همسفر کبری رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون چهار)
ویرایش و ارسال: همسفر فریبا رهجوی راهنما همسفر ژیلا (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صفادشت
- تعداد بازدید از این مطلب :
0