در وادی چهاردهم آقای مهندس خیلی شیرین بیان میکنند: ما یک عشقی داریم که به صورت غریزی در انسان وجود دارد و این همان ذرات عشق است که خدا درون انسان نهادهاست. این نوع عشق به طور خاص است و به صورت عام نیست. در وجود حیوانات، گیاهان، جامدات و انسانها وجود دارد. به این منظور که یک حیوان یا یک انسان برای بقای فرزند خود خیلی تلاش میکند و هر چه خوبی وجود دارد برای او میخواهد که این به صورت کاملا غریزی و طبیعی بوده و عشقی است که خداوند در وجود همه نهاده است.
این عشق ژنتیکی و الهی است و به همه این احساس داده شده است؛ اما این عشق زمانی معنا و مفهوم پیدا میکند که مقداری گستردهتر باشد و برای عام باشد به این معنی که ببیند این چیزی که برای فرزندان خودش میخواهد آیا خسارتی به انسانهای دیگر میزند؟ اگر زمانی به درکی از این موضوع رسید که چیزی که برای خود و خانواده خود میخواهد خسارتی به دیگران میزند و به هر دلیلی بخواهد آن را انجام بدهد دیگر نمیتوان گفت که در مرحله تکامل، این فرد به تکامل بالایی رسیده است.
چیزی که خیلی در این سیدی مرا به وجد آورد معنا و مفهوم عشق واقعی بود که اگر چیزی را برای خود میخواهم فقط منافع خودم و خانوادهام را مد نظر نداشته باشم و پا روی همه چیز و همه کس نگذارم و کور کورانه جلو نروم؛ چرا که این صفات حیوانی بوده و از انسانیت به دور است و این را به خوبی متوجه شدم که اگر اشتباهی را مرتکب شوم و خیال کنم کسی متوجه نشده است؛ من خودم را در واقع گول زدهام. چرا که انسان ها دارای فهم و شعور هستند و این اشتباه، چیزی نیست که من بتوانم از چشم افراد پنهانش کنم! چه بسا فهمیدهاند و به روی من نمیآورند و زمانیکه این را بفهمند رفتارشان با من از این پس به گونهای دیگر میشود. همانطور که آقای مهندس به خوبی میفرمایند: هیچ حیلهای بالاتر از صداقت نیست.
پس هرکس بتواند صداقت و راستی را سرلوحه زندگی خود قرار دهد و بداند که انسان ها میبینند و درک میکنند؛ آن زمان است که آنها شروع به دوست داشتن شما میکنند و این را باید دانست که، هیچ دروغی موثر واقع نمیشود به اندازه راستی.
منبع: سیدی وادی چهاردهم بخش۱۰
نویسنده: همسفر رومینا رهجوی راهنما همسفر سمیه(لژیون دوم)
رابط خبری: راهنما همسفر سمیه
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فرزانه(لژیون اول)
ویرایش و ارسال:همسفر رومینا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دزفول
- تعداد بازدید از این مطلب :
82