English Version
This Site Is Available In English

فرماندهی دارای صور آشکار و صور پنهان است

فرماندهی دارای صور آشکار و صور پنهان است

از فرمان‌برداری تا فرماندهی. قبل از هرچیز از خود می‌پرسم: آیا این دو کلمه با هم ارتباط دارند؟  فرمانبرداری یعنی چه؟ یا این‌که چه کسی فرمانده است؟ اگر انسان بخواهد در جایگاه فرماندهی قرار بگیرد، باید اول فرمانبرداری را به طور کامل انجام دهد و هرچه فرمانده گفت اجرا کند. فرماندهی دارای صور آشکار و صور پنهان است. صور آشکار به این صورت است که انسان به اعضای بدن خود فرمان می‌دهد و صور پنهان یعنی فرمان دادن به قسمت درون؛ مثل فرمان دادن به دست که چیزی را بردار یا فرمان به چشم برای نگاه کردن به چیزی.

برای رسیدن به فرماندهی، خود ابتدا باید از فرمانبرداری شروع کنیم. فرمان‌بردار نیروهای الهی و  قدرت مطلق باشیم و ابتدا بایستی فرامین را به خوبی اجرا کنیم. انسان زمانی که می‌خواهد به فرماندهی برسد، مسیر ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها برای او باز می‌شود و با اختیاری که دارد می‌تواند یکی از این دو راه را انتخاب کند. یعنی از فرمانبرداری تا فرماندهی هزاران فاصله است. در کنگره ما، هم فرمانبرداری و هم فرماندهی را تجربه می‌کنیم. تفاوت مهم بین این دو، اختیار است. باید به شناخت کافی رسیده باشیم و  به آگاهی و دانایی رسیده باشیم تا بتوانیم تشخیص دهیم کجا باید فرمانبردار و کجا فرمانده باشیم.

فرماندهی جزو خواسته‌های وجود انسان است؛ یعنی همه انسان‌ها در درون خود دوست دارند که فرماندهی داشته باشند و زمانی که این جایگاه به خطر می‌افتد، حاضر هستند بهای سنگینی را پرداخت نمایند تا دوباره این جایگاه را کسب کنند. کودکی که برای اولین بار کلمه بابا یا مادر را بیان می‌کند، شعفی پیدا می‌کند. شادی و شعف، به دلیل حس فرماندهی است که کودک توانسته نسبت به نیروهایی که در اختیار او قرار داده شده است، فرمان دهد و این روند در تمامی زندگی در صور پنهان انسان ادامه دارد.

فرد مصرف کننده فرماندهی خود را از دست داده است. فرماندهی یعنی جایگاهی که انسان در آن قرار گرفته است. انسان زمانی که در معرض تاریکی‌ها قرار می‌گیرد، فرماندهی خود را از دست می‌دهد و اسیر نیروهای منفی و بازدارنده می‌شود. انسان سرنوشت خود را با خواست خود رقم می‌زند و جناب مهندس بارها در سی‌دی خود فرموده است: «خواسته و اختیار مهم‌ترین عامل برای زندگی است.»

ما با شناخت، آگاهی و رسیدن به عقل می‌توانیم سرنوشت خوبی داشته باشیم. تمامی فرمان‌ها به این جهت هستند که به‌ حال خوش برسیم تا تمامی کارها در کنترل خودمان باشد و فرماندهی جسم و جان خودمان را به زیبایی به دست بگیریم.

انسانی که دچار اعتیاد می‌شود و فرماندهی‌اش را از دست می‌دهد و حتی اعضای مختلف بدنش از او فرمان نمی‌گیرند، فکرش چیز دیگری است و زبانش چیز دیگری می‌گوید، نمی‌تواند روی موضوعی تمرکز کند و با سختی کار را انجام می‌دهد؛ این افراد در زمینه نیروهای درونی خودشان که شامل صور پنهان و جسم می‌شود، فرماندهی را از دست داده‌اند. در انسان‌های سالم، فرمان‌ها به درستی صادر می‌شود؛ ولی ممکن است در بعضی شرایط خاص مثل امتحان، قسمتی از مطالب از ذهن پاک شود و این به معنای به‌هم ریختن فرماندهی در آن پضعیت خاص است.

در کنگره ۶۰، انسان به عنوان یکی از محورهای اساسی آموزش در نظر گرفته می‌شود و هدف آن شناخت انسان، تسلط بر قوانین زندگی، استفاده از نیروهای درونی برای حذف خواسته‌های نامعقول، دوری از ضد ارزش‌ها و پرداختن به ارزش‌ها است تا فرد به صلح و آرامش درونی برسد و مسیر تکامل خود را ادامه دهد‌. آقای مهندس در سی‌دی فرمان‌روایان، فرماندهی را به یک مثلث تشبیه می‌کنند: یک ضلع آن فرماندهی ساده است یعنی ما در شهر وجودی خودمان فرماندهی می‌کنیم. ضلع دیگر فرماندهی مرکب است که در آن فرد بر انسان‌های دیگر فرماندهی دارد و قاعده مثلث موضوع فرماندهی می‌باشد.

باید بدانیم که اگر فرماندهی در جهت مثبت باشد به نتایج مثبت نیز منجر خواهد شد. در کنگره آموختم که ابتدا باید فرمان‌بردار خوبی باشم تا بتوانم به فرماندهی بر جسم خود دست یابم. استاد امین می‌فرمایند: «فرماندهی یک هدف است.» فرمان‌برداری مسیری را برای ما مشخص می‌کند تا بدانیم از کجا به کجا باید حرکت کنیم. وقتی هدف مشخص باشد و در مسیر حرکت کنیم، به مقصد که همان فرماندهی است می‌رسیم. بنابراین باید در مسیر ارزش‌ها حرکت کنیم و به نیروهای منفی یا ضد ارزشی اطرافمان بی‌اعتنا باشیم تا فرماندهی را به بهترین شکل، تجربه کنیم. بسیار مهم است که من بپذیرم در برخی موارد مشکل یا نیازی دارم که باید برای رفع آن از نیروی دیگری کمک بگیرم تا از نفس اماره خارج شوم.

فرمانبرداری، پیش نیاز رسیدن به فرماندهی است. باید فرمانبردار خوبی باشم تا بتوانم فرمانده موفقی شوم. باید بتوانم در مواقع نیاز، با کمک استاد یا راهنما بدون قضاوت و مقایسه اطاعت کنم. باید به خود بفهمانم که در برخی مسائل نیازمند راهنمای کسی هستم که علم یا تجربه بیشتری در راستای اهدافم دارد. به عنوان مثال: وقتی راهنمای من درکنگره۶۰، تجربه کامل از شرایط خوب و بد را داشته باشد و می‌داند در موقعیت‌های مختلف، چگونه باید عمل کرد؛ چرا نباید از راهنمایی او استفاده کنم؟

منابع: سی‌دی از فرمانبرداری تا فرماندهی، سی‌دی فرمانروایان
نویسنده و رابط خبری: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون چهارم)
ویرایش: راهنما ویلیام همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر مرجان (لژیون پنجم) دبیر اول سایت
ارسال: همسفر هستی رهجوی راهنما همسفر رویا (لژیون اول) نگهبان سایت

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .