English Version
This Site Is Available In English

برای رفتن به روشنایی باید تابع فرمان باشیم

برای رفتن به روشنایی باید تابع فرمان باشیم

سلام دوستان فرحناز هستم همسفر

فرماندهی چه ارتباطی با فرمان‌برداری دارد؟ فرماندهی یک هدف است؛ در واقع مسیر را مشخص می‌کند که از کجا به کجا حرکت کنیم. انسان‌ها دوست دارند جایگاه فرماندهی را داشته باشند و فرمان‌بردار تحت سلطه فرمانده است. هر فرمان‌برداری حتماً یک فرمانده نمی‌شود؛ ولی هر فرمانده‌ای قطعاً یک فرمان‌بردار بوده است. فرمان‌برداری از درون ما، از صور پنهان و صور آشکار ما نشأت می‌گیرد؛ اگر فرمان را درست دریافت نکنیم یا اجرا نکنیم پس فرمان‌بردار خوبی نمی‌شویم. فرماندهی خواسته درونی است. انسان بر نیروهای خود مسلط می‌شود و این مسلط شدن درونی است که قهرمان کشور خود یا جسم یا بخشی از اعضاء بدن خود تحت فرمان او است. کسی می‌تواند فرمانروای خوبی باشد که فرمان عقل را اجرا کند و از خواسته های نفس اماره پیروی نکند و به دانایی مؤثر رسیده باشد.

فرماندهی برای شناخت نیروها است؛ یعنی نیروهای خود را بشناسید، اشکالات درونی و بیرونی باید حل شود تا شخص آن بذری را که می‌کارد یا خواسته دارد بتواند امیدوار باشد که محصول خوبی می‌دهد. اگر شخص خودش عامل درونی و بیرونی‌اش را حل نکرده باشد؛ یعنی نداند در چه مرحله‌ای از تزکیه و پالایش قرار دارد نمی‌تواند به دیگران کمک کند. انسان باید در ظاهر و باطن هر دو یکی باشد؛ شخص در ظاهر خوب است؛ اما در باطن و خلوت کار دیگری انجام می‌دهد؛ فرد مصرف‌کننده‌ پیش متخصص می‌رود و می‌گوید: من گاهی اوقات مواد مصرف می‌کنم؛ اما نزدیک ۳۰ سال شیره می‌کشد یا هروئین مصرف می‌کند، این فرد به درمان نمی‌رسد.

نقش فرمان‌برداری تا فرماندهی در درمان اعتیاد؛ اعتیاد یک نوع بیماری است که خود فرد خواسته یا ناخواسته آن را به‌وجود می‌آورد، تفاوت آن با سایر بیماری‌ها این است که بیماری‌ها قسمتی از بدن را درگیر می‌کنند؛ اما بیماری اعتیاد جسم، روان و جهان‌بینی را مورد هدف قرار می‌دهد. اعتیاد اولین کاری می‌کند قدرت فرماندهی را از عقل می‌گیرد و خودش فرمانده شهر وجودی، همان جسم انسان می‌شود. شخصی که بیماری اعتیاد دارد بعد از مدتی متوجه می‌شود که دیگر کارهایی را که قبلاً توانایی انجام آن‌ها را داشته دیگر نمی‌تواند انجام دهد و چیزهای که قابل اجرا بوده حالا به صورت نسبی اجرا می‌شود، دستور می‌دهد‌؛ ولی انجام نمی‌شود؛ اگر بخواهد به اجرا درآورد باید مواد مصرفی خود را بیشتر کند و به‌جای تریاک مثلاً از شیره استفاده کند تا فرماندهی را به‌دست آورد و این خاصیت موادمخدر است که احساس ناتوانی، درماندگی و ضعف را به‌وجود می‌آورد. فکر، چیز دیگری است و زبان چیز دیگری می‌گوید.

برای رهایی از اعتیاد و برای عبور از این گذرگاه سخت چیزی به نام خودفرمانی نداریم. برای رفتن به روشنایی باید تابع فرمان باشیم؛ باید  بپذیریم که اشتباه کرده‌ایم و اکنون باید از یک نیروی دیگری اطاعت کنیم. شرط مهم فرمان‌بردار بودن این است که شخص بپذیرد که اشکال دارد و از نیروی دیگری اطاعت کند تا نیروی از دست‌ رفته خود را باز یابد و بر خود مسلط شود. فرد در گذشته از نیروی منفی فرمان‌برداری کرده است؛ اکنون فرماندهی شهر وجودی‌اش در اختیار آن‌ها است و بسیار زمان می‌برد تا به درمان برسد و از نیروهای شیطانی به نیروهای الهی بپیوندد. فرد باید تمامی دستورات و فرمان‌های راهنما را در مسیر درمان اجرا کند و در راه صراط مستقیم قدم بگذارد تا به رهایی برسد.

انسانی که تحت فرمان نفس اماره است در تاریکی فرو می‌رود و نفس اماره به او امر می‌کند که چه کاری انجام بدهد و اگر بخواهد از این نیرو خارج شود و زندگی طبیعی داشته باشد؛ باید نیروها را تحت فرمان و اختیار خود بگیرد تا شو شود برای انسان اتفاق بیفتد. انسان وقتی می‌تواند فرمان‌بردار خوبی باشد که بتواند از عصاره جانش ببخشد. وقتی می‌تواند به فرماندهی برسد که ذره‌ای از صفت خداوند در وجود خود جاری نماید و اگر بخواهیم در کنگره فرمانروای لایقی باشیم بدون هیچ چشم داشتی خدمت کنیم تا به فرماندهی برسیم.

نویسنده: همسفر فرحناز رهجوی راهنما همسفر فائزه (لژیون دوم)
عکاس: همسفر سمیه رهجوی رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
رابط خبری: همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر فائزه (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ارگ کرمان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .