یازدهمین جلسه از دوره چهل و هشتم کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60، ویژه مسافران و همسفران با استادی راهنمای محترم مسافر حسن، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر مجید با دستور جلسه؛ از فرمانبرداری تا فرماندهی روز شنبه 14 شهریور 1405 راس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.
.JPG)
سخنان استاد:
خداوند را شاکرم یک بار دیگر در خدمت همه عزیزان هستم تا خدمت کنم و آموزش بگیرم
در مورد دستور جلسه از فرمان برداری تا فرماندهی، اصولاً هر شخصی که وارد دنیای تاریکی و دنیای اعتیاد می شود، مواد مخدر فرماندهی جسم را ازاو میگیرد .
در واقع فرمانده آن شخص مواد مخدر می شود و مواد مخدر برای او تصمیم میگیرد که چه زمانی بخوابد، چه زمانی بیدار شود، کی سر کار برود، حتی چه چیزی بخورد. همان طور که دکتر امین در جزوات جهان بینی هم آموزش می دهند نفس اماره در برابر آن فرمانده بزرگ که عقل هست شورش میکند، مواد مخدر اولین کاری که انجام می دهد این فرماندهی را از انسان می گیرد و عقل فرمان اشتباه صادر میکند .
همیشه قبل از این که مصرف کننده بشوم صفت خدمت گزاری در خون من بود. برای مثال در همسایگی ما یک پیر مرد و پیر زن بودند که فرزندی نداشتند من همیشه داوطلبانه می رفتم و کارهای آنها را انجام میدادم تا زمانی که مصرف کننده شدم و دیدم که دیگر نمی توانم حتی کارهای خودم را انجام دهم، در زمان هایی که مردم خواب بودند من بیدار بودم و در زمان کار و فعالیت من میخوابیدم و روال زندگی از دست من خارج شده بود. با گرفتن تصمیمات اشتباه تبدیل به یک آدم ور شکسته شدم. تا زمانی که وارد کنگره شدم و یاد گرفتم باید فرمان بردار باشم. در این ده سالی که در کنگره هستم فرمان بردار بوده ام چه در سفر اول که فرامین استادم را مو به مو انجام دادم. چه در سفر دوم زمانی که لژیون زدم. اوایل نامه های اوتی را به دبیر لژیون می دادم تا بنویسد تا این که یک روز راهنمای من در لژیون من حاضر شد و دید که نامه ها را دبیر آورد. همان جا به من گفت که نامه ها را خودت بنویس .
من هم فرمان برداری کردم و بعد از چند ماه فهمیدم که وقتی خودم نامه ها را مینویسم به من الهام می شود و می توانم بدانم که مسافر در چه راهی قدم بر میدارد اصلا فرمان بردار هست یا فرمان بردار نیست.
(1).JPG)
در کل عزیزان سفر اولی بدانند باید تسلیم و فرمان بردار کنگره و راهنمای خودتان باشید و تا فرمان برداری نکنید به فرماندهی نخواهید رسید، اول فرماندهی جسم و نفس خود را به دست خواهید گرفت و بعد در خدمت کردن به فرماندهی خواهید رسید، تمام راهنمایان کنگره فرمانده هستند و به هرکسی ۲۰ نفر مصرف کننده را نمی سپارند که هر کدام از آنها یک طایفه را اسیر کرده است. اما راهنما کارش را بلد است چرا که از فرمان برداری به این جایگاه رسیده است، جناب مهندس هم به عنوان فرمانده ارشد و سکان دار کنگره ۶۰ هستند. من در ساختمان سیمرغ بودم، وقتی نگاه می کنید همه افراد با نظم و دقت در حال انجام وظایف خودشان هستند بدون آن که کوچک ترین خللی در کارها به وجود آید و یا صدها شعبه در سراسر ایران به فعالیت خود ادامه میدهند، اینها نشان از یک فرماندهی تمام و کمال دارد که با درایت و آگاهی های آقای مهندس اداره می شود.
در بخش دوم تولد یک سال رهایی مسافران ناصر و هوشنگ را در شعبه جشن می گیریم
.JPG)
.JPG)
اعلام سفر مسافر ناصر: آخرین آنتی ایکس مصرفی شیره تریاک خوراکی، حشیش روش درمان دی اس تی ، داروی درمان اوتی به مدت 11 ماه و 19 روز به کمک و راهنمایی استاد خوبم آقای حسن طالبی سفر کردم امروز هم به مدت 15 ماه و 26 روز است که آزاد و رها هستم.
.JPG)
اعلام سفر مسافر هوشنگ:
آخرین آنتی ایکس مصرفی شیره تریاک دودی، روش درمان دی اس تی ، داروی درمان اوتی به مدت 11 ماه و 19 روز به کمک و راهنمایی استاد خوبم آقای حسن طالبی سفر کردم امروز هم به مدت 15 ماه و 26 روز است که آزاد و رها هستم.
.JPG)
آرزوی مسافر ناصر: آرزو دارم هر شخصی در دنیای تاریکی است برایش راه نمایان شود و به کنگره بیاید و همان طور که من به حال خوش رسیدم به حال خوش برسد.
آرزوی مسافر هوشنگ: آرزو می کنم آموزشهای کنگره به صورت فرا گیر در جامعه نشر داده شود.
(1).JPG)
سخنان مسافر هوشنگ:
حدود سی و پنج سال در تاریکی بودم، سیگار هم می کشیدم، در ضمن ناراحتی قلبی هم داشتم و بدون هیچ گونه تفکری به کار خودم ادامه می دادم.
تا این که یکی از دوستانم کنگره را به من معرفی کرد. در آن زمان همسرم فوت کرد؛ و من یک پسر ۱۶ ساله داشتم اول به خاطر خودم، چرا که از مصرف مواد خسته شده بودم و دوم به خاطر فرزندم که الگویی خوبی برای ایشان باشم، تصمیم به ترک مواد مخدر گرفتم. وقتی وارد کنگره شدم و پس از این که ۲ جلسه تازه واردین تمام شد در جلسه سوم که انتخاب راهنما بود استاد عزیزم حسن آقا را انتخاب کردم، که در همان روز استاد جلسه بودن که با صحبت شیوا و کلام گرمشان، صحبت می کردند صحبت های ایشان به دلم نشست و همین باعث شد که ایشان را انتخاب کنم به عنوان راهنما، خیلی از آموزش های کنگره را از ایشان فرا گرفتم در زمان های مختلف از ایشان کمک می گرفتم، با توجه به بیماری که داشتم همیشه از ایشون درخواست کمک می کردم من از جناب مهندس کمال تشکر را دارم که این بستر را فراهم نمودن برای اینکه امثال من که در تاریکی هستند از بند بیماری اعتیاد رها شوند که در هیچ جای دنیا و یا هیچ دانشگاهی این دانش روز کنگره وجود ندارد و امیدوارم این دانش کنگره در مقاطع تحصیلی به خصوص در دوره متوسطه جاری شود ،ودر زنگی شان کاربردی نمایند .
سخنان مسافر ناصر:
سلام دوستان ناصر هستم مسافر ، در ابتدا از راهنمای خودم، از ایجنت محترم شعبه و راهنمای بزرگ کنگره ۶۰ جناب مهندس و خانواده محترمشان تشکر می کنم که بستری فراهم هست تا اشخاصی مثل من رها شوند. من در یک مقطعی سفر کردم در سال ۹۴که دوستانم الان نیستنند، آن ها مشوق بودن که من دوباره به کنگره بر گردم در آن زمان من ۵ یا ۶سال رهایی داشتم ولی حالم خوب نبود، هر روز صبح که از خواب بلند می شدم می گفتم من در کنگره حالم خیلی خوب بود! چرا دوباره اینجوری شد، آقای اشکذری ایجنت شعبه پرستار بود یه جمله خیلی قشنگی گفت؛ هر کسی وارد کنگره شود، دیگه دود خوش از گلوش پایین نمیره، من متوجه این جمله نشده بودم، تازه وارد کنگره شدم از خودم می پرسیدم یعنی چیه؟ متوجه شدم وقتی کار میکنی حالت خوب نیست، زندگی میکنی ولی حالت خوب نیست الان دوباره که برگشتم مجددا به کنگره حالم خیلی خوبه کنگره عمر دوباره به من داده، اگر کنگره نبود اغراق نمی کنم من هم نبودم کنگره عمر دوباره به من بخشید من ازتمام دوستان و خدمتگدران کنگره ۶۰ انرژی دریافت می کنم از همه دوستان ممنونم ،و امیدوارم خدمتگذار خوبی باشم امیدوارم کسانی که تازه وارد کنگره می شوند این حس خوب را تجربه کنند و به حال خوش برسند.
- تعداد بازدید از این مطلب :
92