برای رسیدن به فرماندهی، ابتدا لازم است فرمانبردار خوبی باشیم؛ چرا که بین فرمانبرداری و فرماندهی ارتباط مستقیمی وجود دارد. هرچقدر در فرمانبرداری موفقتر باشم، به همان اندازه میتوانم در جایگاه فرماندهی نیز عملکرد بهتری داشته باشم. رسیدن به فرماندهی از طریق فرمانبرداری از عقل، مسیر سادهای نیست؛ اما امکانپذیر است و میتوان با تمرین و آموزش در این راه پیش رفت. من میتوانم از انجام کارهای ساده و کوچک شروع کنم و به مرور توانایی انجام مسئولیتهای بزرگتر را به دست بیاورم. کارهایی مانند حضور بهموقع در جلسات، مشارکت کردن و نوشتن سیدی شاید در ابتدا کوچک به نظر برسند، اما همین قدمهای ساده، بهتدریج نظم و مسئولیتپذیری را در من تقویت میکنند.
برای اینکه بتوانم فرمانبردار خوبی باشم، داشتن یک هدف مشخص اهمیت زیادی دارد. زمانی که هدفم را بدانم، مسیر حرکت برایم روشنتر میشود و بهتر میتوانم آموزشهایی را که دریافت میکنم، در زندگی به کار بگیرم. برای مثال، هنگامی که در لژیون به راهنمای خود «چشم واقعی» میگویم، در حقیقت پذیرفتهام که برای رسیدن به هدفم نیاز به آموزش و راهنمایی دارم و باید به مسیر و آموزشهایی که دریافت میکنم توجه داشته باشم.
بعضی از بیماریها و همچنین اعتیاد به مواد مخدر، فرماندهی را از انسان میگیرند و باعث میشوند توانایی انجام بسیاری از کارها را از دست بدهد. ممکن است فردی که زمانی قادر به مدیریت امور زندگی خود بوده، به مرور در تصمیمگیری و انجام مسئولیتهایش دچار مشکل شود. برای اینکه دوباره بتوانیم جایگاه فرماندهی خود را به دست بیاوریم، ابتدا لازم است تحت فرمان راهنمای خود قرار بگیریم و فرمانبرداری را بیاموزیم. این مسیر کمک میکند تا به تدریج از مشکلات و بیماریها رها شویم و دوباره توانایی مدیریت و فرماندهی زندگی خود را پیدا کنیم.
در این مسیر، تفکر نقش بسیار مهمی دارد. با تفکر، ساختارها آغاز میشوند و بدون تفکر، ساختارها رو به زوال میروند؛ بنابراین قبل از انجام هر کاری لازم است کمی تأمل کنیم و نتیجه انتخابهای خود را در نظر بگیریم. بسیاری از اتفاقات زندگی میتوانند با یک انتخاب درست، مسیر متفاوتی پیدا کنند. تفکر صحیح به ما کمک میکند که با آگاهی بیشتری تصمیم بگیریم و از تصمیمهای عجولانه فاصله بگیریم. با انتخاب و تفکر صحیح، میتوانیم دست به کارهای بزرگ بزنیم و خودمان را در موقعیتهای بهتری قرار دهیم. هر انتخاب آگاهانه میتواند قدمی برای نزدیک شدن به فرمان عقل باشد و به ما کمک کند تا مسئولیت بیشتری در زندگی بر عهده بگیریم. در این شرایط، انسان به مرور یاد میگیرد که به جای واکنشهای لحظهای، با فکر و آگاهی مسیر خود را انتخاب کند.
من نیز به عنوان یک همسفر، ابتدا باید فرمانبرداری را یاد بگیرم تا بتوانم از طریق آموزشها به دانایی مؤثر برسم. آموزش زمانی میتواند در زندگی من اثرگذار باشد که آن را تنها در حد شنیدن و دانستن نگه ندارم و در عمل نیز به کار بگیرم. هرچه بیشتر آموزش ببینم و تجربه کنم، توانایی تصمیمگیری درست و پذیرفتن مسئولیت در من بیشتر خواهد شد. فرمانبرداری در کنگره۶۰ میتواند باعث رشد و پیشرفتمان در زندگی شود. ما با پذیرفتن قوانین کنگره۶۰ و آموزشهای آن، قدم در مسیری میگذاریم که هدفش رشد و بهتر شدن انسان است. رعایت قوانین و توجه به آموزشها به ما کمک میکند تا نظم بیشتری پیدا کنیم و در مسیر زندگی، انتخابهای درستتری داشته باشیم.
در نهایت، فرمانبرداری را میتوان شروع مسیر فرماندهی دانست. همانطور که برای رسیدن به یک جایگاه بزرگ، از قدمهای کوچک آغاز میکنیم، در اینجا نیز با انجام مسئولیتهای ساده و پذیرفتن آموزشها، خودمان را برای مسئولیتهای بزرگتر آماده میکنیم. بنابراین تا زمانی که فرمانبرداری را بهدرستی نیاموخته باشیم، نمیتوانیم فرمانده خوبی باشیم؛ زیرا فرماندهی واقعی زمانی شکل میگیرد که انسان ابتدا بتواند خودش را تحت فرمان عقل قرار دهد.
نویسنده: مرزبان همسفر سعیده
عکاس: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر سارا (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر پرنیا رهجوی راهنما همسفر شهره (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صالحی2
- تعداد بازدید از این مطلب :
43