English Version
This Site Is Available In English

در کنگره بود که فهمیدم میزان دانایی به سواد نیست

در کنگره بود که فهمیدم میزان دانایی به سواد نیست

جلسه دهم از دوره یازدهم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره ۶۰  ، نمایندگی قشم به استادی راهنما مسافر پیمان  ، نگهبانی مسافر سجاد و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه ( دانایی، دانایی مؤثر و سواد) در روز پنجشنبه ۱۲ شهریور ماه ۱۴۰۵ در محل دانشگاه خوارزمی رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود  . 

خلاصه سخنان استاد  ؛ 

صحبت کردن در مورد دستور جلسه دانایی، دانایی مؤثر و سواد برای من سخت خواهد بود ولی با آموزش‌هایی که در کنگره گرفته‌ام امیدوارم بتوانم مباحثی را بیان کنم که برای جمع مفید و قابل استفاده باشد. 

استاد سردار در کتاب ۶۰ درجه می‌گویند که برای باورها ارزشی نیست. من قبل از ورود به کنگره مطالب زیادی می‌دانستم از موسیقی، علم و کارهایی که انجام می‌دادم چیزهایی می‌فهمیدم و در کلاس‌های مختلف شرکت می‌کردم ولی عملکردم با هیچ‌کدام همخوانی نداشت سبک زندگی‌ام به من می‌گفت چرا هر روز به جای اینکه بهتر شوم بدتر می‌شوم می‌دیدم دندان‌هایم خراب می‌شوند، سر کار بدقولی می‌کنم و حتی لباس‌هایم را هم دیگر نمی‌شویم زمانی که وارد کنگره شدم به این فهم رسیدم که چیزهایی که از قبل می‌دانستم همان دانایی بوده است در جزوه جهان‌بینی داریم که دانایی برگرفته از سه ضلع تجربه، تفکر و آموزش است ضلع تجربه من خیلی بزرگ بود مثل پرنده‌ای که یک بال آن ده متر و بال دیگرش سی سانتی‌متر باشد این پرنده به دلیل نداشتن بال‌های متقارن فقط می‌تواند به دور خودش بچرخد و میزان پروازی که می‌تواند انجام دهد به اندازه همان بال کوچک است حالا من بیایم آن بال بلند را به همه نشان بدهم یا آن را باز و بسته کنم چه فایده‌ای دارد. 

زمانی که به کنگره ورود پیدا کردم فهمیدم میزان فهم و تفکر من به‌خصوص عملکردم به اندازه کارهایی است که انجام می‌دهم در کنگره بود که فهمیدم میزان دانایی به سواد نیست خیلی وقت‌ها به جاهایی می‌رفتم و می‌دیدم فلان آقا با کلی پسوند و عنوان وارد می‌شود ولی یک‌مرتبه رفتارهایی از او می‌دیدم که اوج بی‌تعادلی و حال خرابی بود از طرفی به یک روستای دورافتاده و خوش‌آب‌وهوا سفر می‌کردیم و می‌دیدیم پیرمرد ساده‌ای در گوشه‌ای نشسته و یک چای برای شما می‌ریزد پنج دقیقه کنار او می‌نشستید بدون اینکه صحبت خاصی بکنید اما حال دلتان خوب می‌شد تفاوت این دو در این بود که دانایی به سواد نیست درست است که برای رسیدن به دانایی مؤثر باید از دانایی عبور کنیم و در کنگره این کار را انجام می‌دهیم ولی در آموزش‌های کنگره ۶۰ داریم که در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست بلکه توأم با رفتن و رسیدن است یعنی اگر من در کنگره سفر می‌کنم و چهل سی‌دی آموزشی را می‌نویسم حاصل آن باید این باشد که شب زود بخوابم دندان‌هایم را مسواک بزنم و سعی کنم خوشبو باشم چون خداوند زیباست و زیبایی‌ها را دوست دارد

در مورد این دستور جلسه مباحث زیادی می‌توان گفت ولی امروز به خاطر اینکه جشن رهایی و دریافت گل نمادین عزیزان رهاشده را داریم سعی می‌کنم مشارکت‌های بیشتری داشته باشیم و صحبت را کوتاه می‌کنم.

یکی از چیزهایی که در دانایی مؤثر به دست می‌آورم صداقت و دروغ نگفتن است وقتی این‌ها را داشته باشم می‌توانم این موضوع را به صورت شعر بیان کنم:

مشک آن است که خود ببوید

نه آنکه عطار بگوید

درخت وقتی بار و میوه داشته باشد خودش معلوم است که چه خبر است حالا من بنشینم و برای شما بگویم فلان کتاب را خوانده‌ام و این را بلدم اتفاقاً وقتی به زبان می‌آورم و می‌گویم من آدم دانایی هستم دارم فریاد می‌زنم که آدم نادانی هستم. 

یک استاد عزیز امروز به من گفت با سکوت کردن آنجایی که بلد نیستید حرف بزنید سکوت کنید اصلاً همان سکوت شما می‌تواند یک دنیا درس به همراه داشته باشد و واقعاً این همان دانایی مؤثر است.

جشن رهایی مسافران و همسفران گرامی در شعبه قشم 

ویرایش، تایپ و ارسال   ؛ مسافر سجاد 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .