«از فرمانبرداری تا فرماندهی»
سلام، محمدعلی هستم یک مسافر
در ابتدا خداوند را شاکرم که من را متوجه این مسیر نمود از جناب مهندس و خانوادهی محترمشان، راهنمای خوبم آقا هادی و تمام خدمت گذارانی که باعث حال خوب من هستند تشکر میکنم.
«از فرمانبرداری تا فرماندهی» یک جملهی کوتاه با مفهومهای بسیار از قبیل موفقیت، خوشبختی، سربلندی، عزّت، آرامش و... شاید مستقیما و تحتالفظی اینگونه ترجمه نشود ولی مقصد همین معانیاند مقصدی که مبدا آن، دقیقا همین کلمهی دلنشین یعنی «فرمانبرداری» میباشد.
چه خوشایند است برای من که این مشارکت در مورد این دستور جلسه روزیِ من شده؛ زیرا سفر خوب و رهاییام را مدیون همین موضوع میباشم.
واضحتر بخواهم بگویم در اولین ماه سفرم بود که این فایل صوتیِ ارزشمند یکی از دستور جلسات هفتگی قرار داده شده بود؛ من سبقت گرفتم و تا جایی که توانستم بهرهام را بردم و از این بابت احساس پیروزی دارم.
در آن هفته راهنمای بزرگوارم این سخنان را برای من باز کردند، در ذهن من حک کردند، به من فهماندند و ثابت کردند اگر همین پیروزی را میخواهی باید فرمانبرداری کنی هرکس فرمانده خوبی شده پیش از آن فرمانبردار با اخلاصی بوده من این مسائل را با اعماق وجودم باور کردم و به مقام عمل وارد نمودم.
یک فرد برای رسیدن به مقامات والا، رسیدن به موفقیت و به طور کلی رسیدن به جایگاه اصلی یعنی فرمانروایی باید یکسری مراحل را طی کند، فقط طی کردن تکمیل کنندهی مراحل نیست بلکه باید به درستی مسیر را به پایان برساند برای مثال: یک شاطر یک دوره زیرنظر شاطر دیگری آموزش میبیند تا به یک شاطر تبدیل شود، یک خلبان با گذراندن دورهی کمک خلبانی به یک خلبان تبدیل شده یا یک پزشک جراح اول دستیار پزشک دیگری بوده تا به یک جراح زبردست تبدیل شده و همینطور در تمام افعال، مشاغل و تمام جایگاههایی که بشر خواستار آن است
اگر بخواهم مثال مربوط به خودم را بیان کنم من خواستار سفر و درمان منظم و عالی بودم بنابراین راهنمایم فرمود اگر مصرف دارویت از سر ساعت گذشت دیگر مصرف نکن تا وعدهی بعدی و برای من دفعات اندکی پیش آمد که وعدهی صبحم را خواب ماندم وقتی بیدار میشدم و میدیدم که وقت گذشته با اینکه نسبت به آشفتهحالیِ برگرفته از عدم مصرف دارو مطلع بودم اما این سخنان جناب استاد امین به یادم میآمد و به دستور راهنمایم عمل مینمودم.
چراکه آشفتهحالی کوتاه مدت و گذرا بود ولی حال خوبِ حاصل از اطاعت امر ماندگار؛ پس من به جای زمان حال فقط آینده را در نظر میگرفتم.
و دقیقا همین حالا در سفر دوم دلم خوش است و دچار هیچگونه عذاب وجدانی نیستم از بابت اینکه خدایی ناکرده تکلیفم را ناقص حل کرده باشم و از فرمان راهنمایم سرپیچی کرده باشم حالا بهرهمند شدن را حس میکنم و بابت آن به هیچ عنوان پشیمان نیستم بلکه خدا را شاکرم که این امتحان برایم بسیار مثمر ثمر بود.
اوایل به قصد رسیدن به جایگاه فرمانروایی، فرمانبرداری را پیش گرفتم ولی در آخر متوجه شدم فرمانبرداری از حق خود دارای لذتی بی همتاست.
از اینکه به صحبت هایم گوش دادید متشکرم.
گروه خبری نمایندگی محمدیپور قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
135