《مینویسم درباره ترامادول؛ مسکنی که دردهای بیشتری ساخت》
گاهی آدم برای فرار از یک درد، به چیزی پناه میبرد که فکر میکند نجاتش میدهد؛ غافل از اینکه بعضی پناهگاهها، خودشان تبدیل به زندان میشوند...
ترامادول شاید در ابتدا فقط یک قرص باشد؛ قرصی برای آرام کردن درد، کم کردن رنج یا حتی فرار کوتاه از حال بد. اما وقتی مصرفش از روی نیاز پزشکی خارج شود، میتواند آرامآرام اختیار انسان را از او بگيرد. اولش شاید با یک قرص شروع شود ولی بعد، بدن به آن عادت میکند و همان مقدار دیگر کافی نیست. کمکم بیقراری، اضطراب، تعریق، لرزش، بیخوابی، درد عضلات و استخوان، تهوع و احساس ناخوشی سراغ آدم میآید و سختترین قسمت ماجرا اینجاست که انسان گاهی دیگر برای لذت، مصرف نمیکند بلکه برای فرار از علائم خماری مصرف میکند. ترامادول میتواند خوابآلودگی و گیجی ایجاد کند و در مصرف نادرست یا دوزهای بالا خطر تشنج و اختلال تنفسی داشته باشد. ترکیب آن با الکل یا بعضی داروهای دیگر نیز میتواند خطرناکتر شود. اما پشت تمام این علائم، یک انسان ایستاده است؛ انسانی که شاید روزی فقط میخواست دردش کمتر شود، اما حالا خودش گرفتار دردی بزرگتر شده است. وابستگی پایان راه نیست. گاهی سختترین قدم، همان قدم اول برای پذیرفتن مشکل و کمک خواستن است. ترک و درمان باید با روش درست و زیر نظر متخصص انجام شود، چون قطع ناگهانی ترامادول، بهخصوص پس از مصرف طولانی یا دوزهای بالا، میتواند علائم ترک شدیدی ایجاد کند. به خودمان و عزیزانمان یادآوری کنیم: هیچ قرصی ارزش از دستدادن آرامش، خانواده، سلامتی و آینده انسان را ندارد. اگر امروز گرفتار شدهای، خودت را سرزنش نکن؛ اما فریب هم نخور که «هر وقت بخواهم میتوانم کنار بگذارم» گاهی نجات، از یک اعتراف ساده شروع میشود: «من کمک میخواهم» و همین جمله میتواند آغاز دوبارهای باشد؛ آغاز روزهایی که دیگر زندگی را با یک قرص تنظیم نمیکنی، بلکه خودت دوباره سکان زندگیات را به دست میگیری.
ارائه: مسافر مهدی از لژیون دوم
ویرایش: مسافر حسین
ارسال: مسافر مصطفی
مرزبان خبری: مسافر مرتضی
نمایندگی عصارزاده
- تعداد بازدید از این مطلب :
31