English Version
This Site Is Available In English

معنویات بر روی حیات مادی تاثیر مستقیم دارد

معنویات بر روی حیات مادی تاثیر مستقیم دارد

جلسه سیزدهم از دوره چهل و یکم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی رودکی با استادی دستیار دیده‌بان محترم مساف فرهاد، نگهبانی مسافر عیسی و دبیری مسافر مجید، با دستور جلسه: «هفته دیده بان» شنبه 31 مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

اول از همه خدا را شاکرم و از ایجنت محترم و آقا فرشاد بابت این دعوت تشکر می‌کنم.

فکر می‌کنم خیلی سال پیش، حدودا سال ۹۵ یا ۹۶ یک جلسه در این شعبه حضور داشتم و خیلی خوشحالم که این شعبه رشد کرده و رونق دارد که البته نمایانگر زحمت و تلاش خدمتگذاران عزیز است و من برای همه آرزوی موفقیت می‌کنم.
دستور جلسه هفته دیده‌بان است؛ همانطور هم که می‌دانید ما در کنگره یاد می‌گیریم که شکرگذار باشیم یعنی از کسانی که به ما خدمت کردند تشکر کنیم و شکر گذار آنها باشیم.
معمولاً اگر انسان بداند که چه کاری می‌خواهد انجام دهد آن کار را خیلی بهتر انجام می‌دهد.
ما اگر دیده‌بان‌های کنگره ۶۰ را بشناسیم، چه از جهت مشخصات، نام و ظاهر و چه از این جهت که دیده‌بان‌ها در کنگره ۶۰ چه کاری انجام می‌دهند خیلی بهتر می‌توانیم شکرگذاری کنیم و این شکرگذاری و تشکر کردن از دیده‌بان بسیار برایمان دلچسب و لذت‌بخش خواهد بود.
عموماً صحبت‌های دیده‌بان در کنگره ۶۰ حول این است که اصلاً از کجا این دیده‌بانی‌ آنها شروع شده و چگونه به اینجا رسیده است. بخشی از سخنانی که الان خدمت شما عزیزان عرض می‌کنم را شنیده‌ام و بخشی از آن را دیده و خودم تجربه کرده‌ام.
جناب مهندس خودشان می‌گویند که من یک نفر بودم و یک نفر دیگر توسط خودم انتخاب شد و اولین نفری که به عنوان دیده‌بان در کنگره ۶۰ منصوب شد جناب آقای مجید سلامی هستند که دیده‌بان امور مالی در کنگره ۶۰ می‌باشند و دیده‌بان دوم را جناب مهندس و آقای سلامی با همدیگر انتخاب کردند که الان در قید حیات نیستند و همینطور این سه نفر دیده‌بان چهارم را انتخاب کردند که البته ایشان در قید حیات هستند ولی در کنگره نیستند. ارتباط ایشان با مجموعه قطع نیست اما دیده‌بان نیستند و گاهی فقط سر می‌زنند و این جریان به همین صورت ادامه پیدا کرد؛ بعضی از دیده‌بان‌ها از همان روز اولی که انتخاب شدند تا به الان مانده‌اند و در حال خدمت هستند.
شما می‌دانید که در شرایط کنونی گاهاً بعضی از افراد باید دو شیفت کار کنند تا بتوانند از عهده هزینه‌های زندگیشان برآیند اما دیده‌بان‌ها از وقت و زندگی خودشان می‌گذرند به خاطر کنگره یعنی سه روز در هفته در ساختمان سیمرغ حضور پیدا می‌کنند و خدمت می‌کنند و بقیه روزهایی که نیستند به بقیه کارهایشان می‌رسند و خیلی وقت‌ها ما کارکرد و عملکرد دیده‌بان‌ها را نمی‌بینیم.
خیلی از اوقات ما از این درب وارد می‌شویم و همه چیز مهیا و آماده است و ما سفرمان را آغاز کرده و درمان می‌شویم و اصلاً متوجه نمی‌شویم که چه کسانی اینجا چه زحماتی کشیدند و چه تلاش‌هایی انجام داده‌اند.
الان چند سالی هست که دیگر دیده‌بان‌ها لژون ندارند ولی در نظر بگیرید که دیده‌بانی همراه با دیده‌بان بودنش در یک شعبه‌ای خدمت مرزبانی هم دارد، لژیون هم باید تشکیل بدهد و همه این کارها را با همدیگر باید انجام دهد؛ چرا این اتفاق می‌افتد؟ یعنی چه زمانی یک انسان به این جایگاه و به این مرحله می‌رسد که از همه چیزش بگذرد تا حال دیگران خوب شود؛ به غیر از اینکه به مسئله‌ای بر بخوریم که همان عشق و وادی چهاردهم است فکر نمی‌کنم چیز دیگری باشد در واقع وادی اول و وادی چهاردهم.
یک دیده‌بان از خودش می‌گذرد که حال دیگران خوب شود.
دوستی داشتم که موهایم را پیش ایشان اصلاح می‌کردم و همیشه از من می‌پرسید که هنوز هم کنگره می‌روی و من می‌گفتم بله می‌روم، می‌گفت هیچ حقوقی هم دریافت نمی‌کنی و من می‌گفتم خیر هیچ پولی نمی‌گیرم و همیشه این سوال را از من می‌پرسید. این در حالی است که هزینه‌ی دیده‌بان‌ها بسیار بیشتر است. در نظر بگیرید در کنگره ۶۰ اتفاقی می‌افتد که درست است و در جامعه و بیرون از اینجا این قضیه کاملاً برعکس است شما در شرکت‌ها و یا در سازمان‌های بیرون هر چه رده شغلی شما بالاتر برود کار شما کمتر می‌شود و از یک جایی به بعد دیگر اصلاً کار نمی‌کنید و فقط پشت میز می‌نشینید و چای می‌نوشید و سنگین‌ترین کار را اصطلاحاً کارگران کف سالن انجام می‌دهند ولی در کنگره ۶۰ هرچه سمت آن شخص بالاتر می‌رود کار و مسئولیتش بیشتر می‌شود.
یعنی ما عاشق بودن و زندگی کردن را در دیده‌بان‌ها می‌توانیم از نزدیک ببینیم اگر الان کیلومتر ماشین‌های دیده‌بان‌ها را نظاره کنیم بر اساس سال ساختشان می‌بینیم که سالیانه سی‌هزار کیلومتر راه رفته‌اند در صورتیکه این مقدار در ماشین‌های معمولی تقریباً سالیانه ده‌هزار یا نهایتاً دوازده‌هزار کیلومتر می‌باشد و دیده‌بان‌ها برای سرکشی به شعب مختلف می‌روند و هزینه‌هایی که از جیب خودشان خرج می‌کنند تا این خدمت را انجام دهند.
حال ما باید در مقابل دیده‌بان چه کار کنیم؟  ما در مقابل دیده‌بان‌ها چه وظیفه‌ای داریم؟ وقتی که متوجه می‌شویم آنها اینجوری برای کنگره زحمت می‌کشند و نفعش در نهایت به من مسافر می‌رسد؟
زمانی که من وارد کنگره ۶۰ شدم همسرم فرزند اول ما را باردار بود و تمامی افرادی که اطراف ما بودند


عمده حرفشان این بود که این بچه را سقط کنیم و حتی مادر من به همسرم گفته بود که برو و پای این فرد نمان، من در چنین شرایطی وارد کنگره ۶۰ شدم و از نظر اقتصادی هم اوضاع بسیار خرابی داشتم؛ دیروز جشن تولد بیست و دو سالگی دخترم بود همان فرزندی که همه توصیه می‌کردند آن را سقط کنیم و نگهش نداریم، من و همسرم دیروز تولد دخترم را با هم جشن گرفتیم .
در واقع باید بگویم ستون‌های این مجموعه دیده‌بان‌‌ها هستند و ما وظیفه داریم در هفته‌ای که در پیش‌رو داریم از آنها تشکر و تقدیر نماییم و این کار را نیز همگی بلدیم. برای چه می‌گویند که پاکت بدهیم؟ اینکه مبلغی را در پاکت بگذارید و تقدیم کنید؟ شاید آن دیده‌بان دوست داشته باشد که هدیه خود را به حساب تامین کنگره ۶۰ بدهد بنابراین در کنگره ۶۰ رسم بر این است که هرکس بنا به شرایط اقتصادی و مالی که دارد مبلغی را در پاکت گذاشته و یک دل‌نوشته هم می‌نویسد و تقدیم می‌کند و دیده‌بان با آن مبلغ هر کاری که دوست دارد انجام می‌دهد.
البته این مطلب را گوشه ذهن خود داشته باشید که تقریباً تمامی دیده‌بان‌های کنگره ۶۰ از نظر شرایط مالی در وضعیت خوبی هستند و نیازی به این مبالغ ندارند. هر کسی که بر اساس آموزه‌های کنگره ۶۰ پیش برود و روش  زندگی درست را یاد بگیرد اوضاع مالی و اقتصادی او حتماً خوب می‌شود.
خود من روزی که وارد کنگره ۶۰ شدم از لحاظ مالی هیچ چیز نداشتم، در حال حاضر مسکن خوب دارم، باغچه دارم، واحد آپارتمان دیگری نیز دارم، سه عدد خودرو و غیره .
یادم هست در آن زمان اجاره منزل من ماهیانه یکصد هزار تومان بود و کل حقوق دریافتی من نیز در یک ماه یکصد هزار تومان. انسان وقتی به کنگره ۶۰ می‌آید و در صراط مستقیم قرار می‌گیرد یاد می‌گیرد که چگونه زندگی کند دیده‌بان‌ها هم همینطور هستند و هیچگونه نیازی به این مبالغ ندارند.
در واقع من نیاز دارم که آن مبلغ را در پاکت گذاشته و تقدیم کنم بنابراین حواسمان کاملا جمع باشد که این هفته را به خوبی برگزار کنیم و ارج و قرب خودمان را در این هستی و کائنات بالا ببریم.
از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید از همگی شما سپاسگزارم.

تنظیم و ارسال: مرزبان خبری مسافر بابک

تایپ و عکاسی: مسافر ابوالفضل و مسافر رضا

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .