فرمانبرداری و فرماندهی جزء لاینفک زندگی میباشد و از خواستههای وجودی همهی انسانها است. فرماندهی یعنی، انسان به نیروهای درونی و بیرونی خودش تسلط داشته باشد و به عبارتی شو شود محقق میشود. به عنوان مثال به دست، پا، عضلات یا قسمتهای بدنش وقتی فرمان میدهد حرکت انجام میگیرد.
فرماندهی به معنای دستور دادن به دیگران نیست بلکه؛ انسان بتواند بر افکار و خواستههای خودش مدیریت داشته باشد، فرماندهی یکدفعه اتفاق نمیافتد و مستلزم آموزش، صبر، نظم و مسئولیتپذیر بودن است یعنی، همان راه رسیدن به داناییموثر است و راه رسیدن به داناییموثر داشتن استاد، مربی و راهنما میباشد.
اگر انسان در انجام دادن کارهایش توانایی به دست بیاورد دچار شادی و شعف میشود به عنوان مثال: کودکی که اولین کلمه را به زبان میآورد دچار شادی و شعف میشود که به خاطر حس فرماندهی است. فراموش نکنیم که فرماندهی شهر وجودی ما از مسائل جزئی و کوچیک شروع میشود مانند به موقع خوابیدن و بیدار شدن، ورزش کردن، مسواک زدن و غیره ....
شرط لازم برای رسیدن به فرماندهی فرمانبرداری است؛ شرط فرمانبرداری کردن آن است که هرگز راهنماها و استادان را قضاوت نکنیم حتی اگر جایی حس کردیم اطلاعاتشان کافی نیست و چیزی را نمیدانند، حق اظهار نظر و قضاوت را نداریم چون راهنما کسی است که در گذشته فرمانبردار بوده و اکنون به فرماندهی رسیده است.
در زمینه اعتیاد شخصی که درگیر اعتیاد میشود به مرور زمان فرماندهیاش را از دست میدهد تا جایی که اعضای بدنش هم از او فرمان نمیگیرد و کمکم مواد مخدر جای فرمانده را میگیرد و مواد به شخص دستور میدهد که چه کارهایی را انجام بدهد یا انجام ندهد، تا جایی که شخص مصرفکننده به سختی کارهایش را انجام میدهد و از تمرکز کافی برخوردار نیست. حس غم و اندوه، ناتوانی و بدبختی در شخص به وجود میآید به عبارتی فرماندهی او تحتتاثیر شیطان و نیروهای منفی قرار میگیرد. در پایان امیدوارم روزی همه ما به فرماندهان لایق و شایسته که در نظر کنگره۶۰ میباشد تبدیل بشویم.
نویسنده: راهنما همسفر پریسا
رابط خبری: همسفر ندا رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر آیدا رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون ششم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی ایران
- تعداد بازدید از این مطلب :
47