همسفر محبوبه در مورد دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» مبحثی ارائه کردند که در ادامه میخوانیم:
فرماندهی یک هدف بوده و معنای عام دارد، یک قانون کلی است که اگر انسان بخواهد در مسائل صاحب نظر شود و بتواند کاری انجام دهد باید در جایگاه فرماندهی قرار بگیرد، شرط لازم آن این است که فرمانبرداری را کاملاً انجام دهد در انسان فرماندهی جز خواستههای وجودش است و ما همه دوست داریم در درون خود این جایگاه را داشته باشیم.
ما در کنگره همه چیز را به صور پنهان و صور آشکار تقسیم میکنیم که صور پنهان فرماندهی در قسمت درون انسان است؛ یعنی اینکه درون خود به دستم فرمان میدهم که لیوان آب را بردارد و دست از فرمان من تبعیت میکند، اینجاست که توانستم فرماندهی را اجرا کنم و هر کار دیگری که بخواهم انجام دهم تمام این قسمتهای درونم باید از من فرمانبرداری کنند. یک فرد سالم همیشه در همه مسائل مرتب است و هر فرمانی را که درون خود بدهد به فرمانبرداری میرسد و به خوبی و سر موقع اجرا میشود برای؛ مثال سر وقت میخوابد و بیدار میشود یا اینکه هر موقع دوست دارد غذا بخورد در واقع خواستههای شخص و انجام شدن آن خواستهها بدون اشکال انجام میشود؛ اما شخصی که دچار یک بیماری میشود در واقع فرماندهی را از دست میدهد برای؛ مثال شخصی که دچار بیماری قند میشود دیگر نمیتواند هر موقع دوست داشت قند یا شیرینی بخورد.
انسانهای سالم در حالت عادی تا ۹۹ درصد در زندگی خود به مشکلی بر نمیخورند و میتوانند فرمانهای درونی خود را به اجرا درآورند، یک شخص معتاد بعد از مدتی دچار مشکلات فراوان میشود؛ زیرا در فرماندهی درون دچار مشکل شده است و نمیتواند خواسته درونی خود را به اجرا درآورد این فرد نمیتواند سر ساعت بخوابد یا بیدار شود یا اینکه؛ مثل قبل آن مسافتی را که راه میرفته است طی کند، اگر بخواهد این خواستهها را اجرا کند باید مواد بکشد که بعد از مدتها دیگر مقدار و نوع مواد جوابگو نیست و باید آنها را تغییر دهد در این مسیر یک مصرف کننده بهای سنگینی را میدهد تا بتواند دوباره فرماندهی خود را به دست آورد و اگر مصرفش تریاک است بیشتر میشود و به شیشه، کراک و ... میرسد و حاضر است خود را به خطر بیندازد تا بتواند کارهای روزمره خود را انجام دهد.
مسافر من نیز در این شرایط قرار گرفته بود و رفته رفته مقدار و نوع موادش تغییر کرد و همه مواد را امتحان کرده بود؛ ولی باز متاسفانه به جایی رسید که دیگر نمیتوانست به خوبی سر کار برود؛ حتی برای کار کوچکی؛ مثل حمام رفتن نیز دچار مشکل شده بود و نمیتوانست به راحتی کارهای روزمره خود را انجام دهد و دیگر هیچ موادی جوابگوی آن نبود، همچنین این تخریب برای من همسفر نیز دچار مشکل شده بود و به خوبی نمیتوانستم خواستههای درون خود را به اجرا درآورم و دیگر فرمانده خوبی برای خود نبودم، حال و رفتار خوبی را نمیتوانستم داشته باشم و برای هر کاری؛ حتی ظرف شستن و غذا درست کردن خواسته درونی وجود داشت؛ اما نمیتوانستم به مرحله عمل و اجرا برسانم. خداروشکر با کنگره آشنا شدیم و اذن ورود به کنگره را به دست آوردیم رفته رفته با آموزشهای آقای مهندس و نوشتن سیدیها توانستیم به اجرای خواستههای خود برسیم که بسیار از ایشان و خانواده محترم ایشان ممنون و سپاسگزارم.
منبع:« سیدی از فرمانبرداری تا فرماندهی »، سایت کنگره۶۰
نویسنده: همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر شیوا (لژیون هفتم)
رابط خبری سردار: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر هانیه(لژیون ششم)
ارسال: همسفر ریحانه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی چالوس
- تعداد بازدید از این مطلب :
39