دستور جلسه این هفته از فرمانبرداری تا فرماندهی است. فرماندهی به عنوان هدف در این جا مطرح شده، و این دستور جلسه مسیر را مشخص میکند که از کجا به کجا باید حرکت کنیم. اگر انسان بخواهد در هر کاری صاحبنظر شود و فرماندهی را انجام دهد شرط لازم این است که فرمانبرداری را کاملا انجام بدهد.
فرماندهی هم صور آشکار دارد هم صور پنهان، صور پنهان آن یعنی فرمان دادن به نیروهای درون انسان. مثلا به اعضای بدن خود دستور میدهد که حرکت کنند و آنها هم تابعیت میکنند.
وقتی که در صور آشکار به اعضای ما فرمان داده شود و انجام نگیرد و یا جور دیگر انجام بگیرد که ما نخواستهایم فرماندهی ما ناقص است. مثلا وقتی کسی اعتیاد دارد کاملا متوجه میشود که خیلی از کارهایی ک قبلا برای او قابل اجرا بود، الان قابل اجرا نیست و یا به صورت مشروط قابل اجرا است.
مثلا اگر قبلا میتوانست ۱۰ ساعت کار کند الان نمیتواند، او میخواهد انجام بدهد دستور هم میدهد ولی اجرا نمیشود و اگر اجرا شود یک شرط دارد اینکه مواد را مصرف کند و یا بیشتر از قبل مصرف کند.
در انسانهای سالم فرماندهی درون بهتر انجام میگیرد. فرماندهی جز خواستههای وجودی انسان است، یعنی همه ما دوست داریم در این جایگاه باشیم و این فرماندهی انقدر ارزشمند است که ما حاضر هستیم بهای سنگینی برایش بپردازیم ولی این فرماندهی را داشته باشیم.
وقتی انسان یک کار جدیدی را انجام میدهد و توانمندی او از قبل بیشتر میشود یعنی فرماندهی درون او افزایش یافته است. بسیاری از انسانها وقتی که احساس میکنند فرمانرواییشان از بین رفته بسیار اندوهگین میشوند چون دیگر روی نیروهای درونی خود تسلط کافی ندارد.
به طور کلی هر کاری ک انسان انجام دهد و از آن حس خوبی بگیرد و در واقع به نیروهای درونی خود مسلط شود یعنی فرمانروایی درون. حالا اگر کسی فرمانروایی درونش را از دست بدهد و میخواهد از این وضعیت خارج شود و به زندگی عادی برگردد، باید فرمانبرداری کند.
وقتی انسان میخواهد کاری را انجام دهد که در آن ناتوان است اگر بخواهد این توانایی را فراهم کند به ناچار باید به دانایی موثر برسد، چون انسان کاری را میتواند انجام دهد که در آن به دانایی موثر رسیده باشد.
دانایی موثر ب معنی آموزش است و آموزش به این معنی است که شما باید یک استاد انتخاب کنید تا او از دانشی ک دارد به شما منتقل و شما هم باید از او اطلاعت کنید، در غیر این صورت آموزش انجام نمیگیرد.
وقتی انسان میخواهد از یک استاد اطلاعت کند درونش بهم ریخته میشود و ممکن است نفرت تمام وجودش را بگیرد، چون در اینجا نفس اماره نمیخواهد همه چیز از کنترلش خارج شود، چون اگر از استاد فرمانبرداری کنیم نفس اماره کنترلش را روی ما از دست میدهد.
فرمانبرداری در عمل کار راحتی نیست، شرایط فرمانبرداری این است که من در مورد استادم قضاوت نکنم، من درمورد علم استادم نظر ندهم. اگر انسان توانست این کارها را انجام دهد، تازه میتواند فرمانبرداری را به اجرا دربیاورد.همه اینها مراتب خودش را دارد تا انسان به آن جایگاه خودش برسد.
نویسنده: همسفر نادیا رهجوی راهنما همسفر الهه (لژیون اول)
رابط خبری: همسفر نادیا رهجوی راهنما همسفر الهه (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم)
همسفران نمایندگی سالار
- تعداد بازدید از این مطلب :
42