«إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ»
خداوند سرنوشت هیچ ملتی را تغییر نمیدهد، مگر اینکه آنان خود را تغییر دهند.
در مسیر درمان در جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰، یکی از مهمترین مسائلی که انسان با آن روبهرو است، فرمان است. انسان گاهی فکر میکند برای رسیدن به آرامش باید فرمان دهد؛ اما تجربه نشان میدهد که فرماندادن به معنای توانمند بودن نیست؛ بلکه فرمانبرداری را میتوان نوعی مسئولیتپذیری و عمل به آموزشها و دانستهها دانست، نه فقط حفظ کردن مطالب.
فرماندهی، یعنی اینکه انسان بتواند به خودش فرمان دهد که در مشکلات صبر کند، و مسئولیت کارهایش را بپذیرد. زمانیکه از فرماندهی صحبت میشود، در ذهن همه، چه افرادی که سربازی رفتهاند و چه آنان که نرفتهاند، یک فرمانده نظامی تصور میشود که با لباس رسمی ایستاده و به تعدادی سرباز دستور میدهد؛ اما این فقط یک تصویر است.
فرماندهی میتواند هم صور آشکار و هم صور پنهان داشته باشد. صورت پنهان آن، فرماندادن در درون انسان است. هر عملی که انجام میدهیم، از راه رفتن تا باز و بسته کردن چشم، نیازمند آن است که بخشهای خاصی از وجود ما فرمان بگیرند. اگر کاری را بخواهیم انجام دهیم؛ اما انجام نشود، یعنی فرماندهی ما ناقص است.
فرماندهی در اعتیاد، شکلی دیگر دارد که شاید یک انسان سالم متوجه آن نشود. فردی که دچار اعتیاد است، پس از مدتی درمییابد که بسیاری از کارهایی که قبلاً برایش قابل اجرا بود، اکنون یا قابل اجرا نیستند یا بهصورت نسبی اجرا میشوند؛ بهعنوانمثال اگر قبلاً میتوانست راحت بخوابد یا روی مطلبی تمرکز کند، اکنون آن کارها برایش ممکن نیست؛ مگر اینکه مواد مصرف کند یا مواد دیگری جایگزین آن کند.
باید دانست که فرمانبرداری آسان نیست و در عمل بسیار دشوار است و برای رسیدن به فرماندهی، باید فرمانبرداری را آموخت؛ بهطورنمونه، برای حضور در کنگره، داشتن حال خوش و کمک به دیگران، باید حرمتها را اجرا کرد، به تمامی قوانین کنگره پایبند بود، به دستورهای راهنماها عمل کرد، آموزش جهانبینی را بهخوبی فرا گرفت، نیروهای منفی را از شهر وجود خود خارج کرد و نیروهای مثبت را جایگزین آنها ساخت تا به فرمانروایی لایق برای خود تبدیل شد.
در واقع، فرماندهی زمانی معنا پیدا میکند که انسان بتواند ابتدا فرمان عقل را بشنود و سپس آن را به اجرا درآورد. اگر بین دانستن و عمل کردن فاصله باشد، هنوز فرماندهی در وجود انسان به جایگاه واقعی خود نرسیده است. انسان باید آنقدر آموزش ببیند و تمرین کند تا انجام کار درست برایش به یک انتخاب آگاهانه و سپس به یک عادت تبدیل شود. در این مسیر، شاید تغییر کردن سخت و زمانبر باشد؛ اما هر قدمی که در جهت اصلاح رفتار و پذیرش مسئولیت برداشته میشود، انسان را یک قدم به خودش نزدیکتر میکند.
برای رسیدن به جهانبینی، باید نگرشمان تغییر کند و سه مؤلفه عدالت، معرفت و عمل سالم را در زندگی به اجرا درآوریم. در این مسیر، انسان باید یاد بگیرد که مسئولیت اعمال و تصمیمهای خود را بپذیرد و منتظر نباشد که دیگران زندگی او را تغییر دهند. هر آموزشی زمانی ارزشمند است که در زندگی به مرحله عمل برسد. وقتی انسان بتواند بر خواستههای نامعقول خود غلبه کند، به ندای عقل گوش دهد و میان احساسات و نیروی عقل تعادل برقرار کند، در این صورت، بهجای اینکه تحت تأثیر نیروهای منفی قرار گیرد، خودش انتخاب میکند که چگونه زندگی کند و چه مسیری را ادامه دهد. امیدوار هستم همه ما انسانها به فرمانروایی عقل خود برسیم و از نیروی عقل در همه مراحل زندگی استفاده کنیم.
منابع: فایل صوتی «فرمانبرداری تا فرماندهی» و آموزههای شخصی
نویسنده: همسفر پریسا رهجوی راهنما همسفر مهین (لژیون هشتم)
رابط خبری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مهین (لژیون هشتم)
عکاس: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
ارسال : همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون هفتم)، دبیرسایت
همسفران نمایندگی ملاصدرا (نیک آباد)
- تعداد بازدید از این مطلب :
108