English Version
This Site Is Available In English

بهترین انسان‌ها در مسیر خدمت شناخته می‌شوند

بهترین انسان‌ها در مسیر خدمت شناخته می‌شوند

جلسه لژیون ویلیام‌وایت همسفران کنگره۶۰ پارک ولایت به استادی راهنمای ویلیام‌وایت همسفر زهرا با دستور جلسه « هفته دیده‌بان » و تولد یک‌سال رهایی مسافران نیکوتین مهری و الهه روز جمعه ۳۰ مردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۷:۳۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

امروز دستور جلسه «هفته دیده‌بان» است و جلسه ما به دو بخش تقسیم می‌شود. بخش اول درباره دستور جلسه صحبت می‌کنیم و در بخش دوم یک سال رهایی مسافر نیکوتین مهری و الهه را جشن می‌گیریم. در ابتدا هفته‌ دیده‌بان را به تمامی اعضای کنگره۶۰ و شما تبریک می‌گویم. ان‌شاءالله هفته‌ بسیار خوبی داشته باشیم، قدر این نعمت را بدانیم، آن را درک کنیم و به‌ خوبی از این عزیزان استقبال کنیم.

موضوع جالبی که هر سال برای من اتفاق می‌افتد و درباره‌ آن در لژیون ویلیام‌وایت صحبت می‌کنم، عنوان‌ها و نام‌هایی است که در کنگره۶۰ داریم. مانند: نگهبان، دیده‌بان، ایجنت، همسفر و مرزبان. به نظر من چقدر این نام‌ها زیبا و پرمفهوم هستند. اگر پشت این عناوین سمت‌های مدیریتی قرار می‌گرفت این حس خوب را نداشتیم. برای مثال، به‌ جای دیده‌بان می‌گفتیم مدیر کنگره۶۰، به‌جای نگهبان می‌گفتیم رئیس کنگره۶۰، همسفر را زن یک مصرف‌کننده و مسافر را یک معتاد می‌نامیدیم؛ اما چقدر این عناوین زیبا و پرمعنا هستند.

همسفر؛ یعنی همراه شدن یک انسان با کسی که می‌خواهد از تاریکی‌ها به روشنایی‌ها برسد. دیده‌بان؛ یعنی کسی که پیش‌قراول است، همه‌چیز را می‌بیند، نظاره‌گر است و مسائل را تحلیل و بررسی می‌کند. آقای مهندس دژاکام می‌فرمایند: «دیده‌بان‌ها از بهترین آدم‌های کنگره۶۰ هستند.» بهترین بودن از نظر شما به چه معناست؟ شاید انسانی باشد که کیفیت کارش بی‌نظیر است، بدون حاشیه است، به دنبال عنوان نیست، با کسی کاری ندارد، مسیر خود را طی کرده و به مقصد رسیده است.

بنابراین بهترین انسان‌ها ممکن است از نظر ما تعریف خاصی داشته باشند و از نظر کنگره۶۰ تعریف دیگری. وقتی دیده‌بان‌ها را می‌بینیم به نظر شما آیا بهترین انسان‌ها هستند؟ از چهره، رفتار و منش آن‌ها می‌توان این موضوع را مشاهده کرد. یکی از رهجوها از من پرسید: (آیا ما هم می‌توانیم به جایگاه دیده‌بانی برسیم؟) گفتم: (بله، چرا نتوانیم؟) دیده‌بان‌ها نیز مانند ما از دل تاریکی‌ها آمده‌اند و به دلیل عملکرد بسیار خوبشان به جایگاه دیده‌بانی رسیده‌اند.

چقدر زیباست که هفته‌ دیده‌بان بعد از وادی ششم قرار گرفته است. در وادی ششم یاد می‌گیریم که همه‌ چیز باید بر مبنای عقل باشد و پس از آن هفته‌ دیده‌بان قرار دارد. دیده‌بان‌ها انسان‌های عاقلی هستند و این موضوع را می‌توان در عملکرد آن‌ها مشاهده کرد. موضوع دیگری که وجود دارد این است که چرا آموزش‌های کنگره۶۰ تا این اندازه کاربردی هستند و چرا این آموزش‌ها تا این اندازه به دل ما می‌نشینند و عملی کردن آن‌ها آسان است؟ زیرا تمام کسانی که این قوانین و آموزش‌ها را به ما یاد می‌دهند خودشان آن‌ها را اجرا کرده‌اند.

امروز اگر در لژیون ویلیام‌وایت هستید و حال خوبی دارید به این دلیل است که در پشت این حال خوب اجرای قوانین و آموزش‌ها وجود دارد. اگر پریشان هستید و حال خوبی ندارید؛ یعنی وارد حاشیه شده‌اید و عملکرد خوبی نداشته‌اید. پس اگر با آموزش‌های کنگره۶۰ و قوانین آن پیش بروید قطعاً به آرامش خواهید رسید. ان‌شاءالله این هفته بر همه‌ شما مبارک باشد و بهره‌ کافی را از آن ببرید. به‌ خوبی از دیده‌بان‌هایی که مهمان شما هستند، قدردانی کنید و واقعاً راهی را که این عزیزان طی می‌کنند، دنبال کنید؛ زیرا عاقبت‌ به‌ خیری و رستگاری در این مسیر قطعی است.

بخش دوم جلسه به یک سال رهایی مسافر نیکوتین مهری و مسافر نیکوتین الهه اختصاص دارد. این روز را به خودشان، خانواده‌هایشان و شما تبریک می‌گویم. رنگ رخسار خبر می‌دهد از سر درون. هر دو این دوستان عملکرد بسیار خوب و قابل‌ توجهی داشته‌اند و بسیار فرمان‌بردار بوده‌اند. همین که امروز در این جایگاه نشسته‌اند، نشان می‌دهد که راه و روش را به‌ درستی طی کرده‌اند. گاهی زمانی که انسان می‌خواهد حرکت بزرگی انجام دهد، نیروهایی سد راه او می‌شوند و شرایط را دشوار می‌کنند؛ اما زمانی که تصمیم بگیرد و مصمم باشد، مسیر به‌تدریج برای او هموار می‌شود.

ان‌شاءالله این دوستان در این هفته که هفته‌ دیده‌بان و سال روز رهایی ایشان است، دیده‌بان‌ها را الگوی خود قرار دهند، مسیر را مانند آن‌ها طی کنند و عاقبت‌ به‌ خیر شوند. امیدوارم بهترین‌های الهی روزی آن‌ها شود.

مسافر نیکوتین الهه:

خدا را شکر می‌کنم که امروز روز تولد من است. حس بسیار خوبی دارم. به یاد می‌آورم زمانی را که در ابتدای ورود من به کنگره۶۰ خاطرات زیادی از این آلاچیق داشتم؛ زمانی که حتی می‌ترسیدم کنار راهنمای ویلیام‌وایت همسفر زهرا بنشینم. آن‌قدر ترس از معلم و آموزگار داشتم که فقط در کنار ایشان توانستم این حس را از خود جدا کنم. با محبت ایشان و صحبت‌هایی که با من داشتند. ایشان به من گفتند که در آن مقطع نیاز است دو راهنما داشته باشم.

چند روز پیش نیز از ایشان پرسیدم: (اکنون که راهنما ندارم آیا نمی‌توانم آموزش بگیرم؟) گفتند که راهنما تنها راه آموزش نیست و می‌توانم از طریق سی‌دی‌ها آموزش بگیرم و همیشه برای راهنمای خود دعا کنم. همیشه از ایشان مشاوره گرفته‌ام و از صحبت‌هایشان آرامش زیادی دریافت کرده‌ام. متوجه شدم که اگر اکنون راهنمای من حضور ندارد، باید به شکل دیگری آموزش بگیرم. امروز می‌خواهم این انرژی خوب را نوری برای همسفر مریم قرار دهم تا هرچه زودتر سلامتی خود را به دست آورند و بتوانم در کنار ایشان آموزش بگیرم.

برای راهنما همسفر لیلا آرامش قلب و صبر آرزو می‌کنم و امیدوارم همیشه حالشان خوب باشد. از راهنمای ویلیام‌وایت همسفر زهرا نیز بسیار سپاسگزارم؛ زیرا در کنار ایشان واقعاً آموزش‌های زیادی گرفته‌ام. زمانی حتی نمی‌توانستم صحبت کنم و بزرگ‌ترین مشکل من صحبت کردن بود. نمی‌توانستم با همسر خود گفت‌وگو کنم و حتی نمی‌توانستم با او درد دل کنم. ایشان در این مسیر به من کمک کردند تا بتوانم صحبت کنم، حرف‌های دلم را بیان کنم و خواسته‌های خود را به زبان بیاورم.

هفته دیده‌بان را به تمام دیده‌بان‌ها تبریک می‌گویم که واقعاً پیش‌قراول هستند. آن‌ها خواسته‌ها و نیازهای کنگره۶۰ را به خواسته‌ها و نیازهای خود ترجیح می‌دهند و در عین حال به نیازهای خانواده خود نیز توجه دارند. باید بتوانند نیازهای خانواده خود را نیز مدیریت کنند. به قول آقای مهندس دژاکام، باید بتوانند چند هندوانه را زیر بغل نگه دارند و این کار تنها به تعادل نیاز دارد؛ زیرا اگر تعادل وجود نداشته باشد، نمی‌توان هیچ‌یک از این امور را به‌درستی انجام داد.

واقعاً خدا را شکر می‌کنم برای این سفر؛ زیرا بهترین سفر زندگی من بوده است. بسیاری از مواقع برای تولد فرزند یا همسر خود استرس زیادی داشتم؛ اما این اولین تولدی است که استرس ندارم؛ زیرا می‌دانم اینجا محیطی بدون قضاوت است و همه با حس خوب در کنار یکدیگر حضور پیدا می‌کنند. دکتر امین دژاکام در جایی می‌گفتند: «ملتی که به دنبال غصه خوردن باشد، همیشه به دنبال گریه و عزاداری است و ملتی که به دنبال شادی باشد به هر بهانه‌ای شادی را جست‌وجو می‌کند.»

کنگره۶۰ نیز همین‌گونه است. این تولدها بهانه‌ای برای شاد بودن، در کنار یکدیگر قرار گرفتن، تجربه کردن این حس‌ها و استفاده از انرژی و حس خوب تک‌تک دوستان است. همسفر زهرا یک فیلم را معرفی کردند که برای من بسیار لذت‌بخش بود، فیلمی به نام اشک‌ها و لبخندها. امیدوارم بتوانیم موسیقی زندگی خود را پیدا کنیم و اشک‌ها و لبخندهای خود را بشناسیم.

در این فیلم راهبه‌ای وجود دارد که آن‌قدر عاشق خداوند است که از عشق زمینی فرار می‌کند؛ اما راهبه‌ای به او می‌گوید که خداوند در جایی نیست که تو عشق زمینی را به دست آورده‌ای و قرار است آن را از تو بگیرد. هر عشقی جایگاه خودش را دارد و از عشق به خداوند نیز می‌توان به عشق زمینی رسید. من در کنگره۶۰ تجربه‌های بسیار خوبی به دست آورده‌ام و در این لژیون ویلیام‌وایت نیز از سی‌دی‌ها و آموزش‌ها بهره زیادی برده‌ام. از آقای مهندس دژاکام بسیار سپاسگزارم. امیدوارم سایه ایشان مستدام باشد و خداوند طول عمر باعزت به ایشان عطا کند.

روز رهایی نیز برای من حس بسیار خوبی داشت. زمانی که آقای مهندس دژاکام نگاه می‌کردند از حضورشان لذت می‌بردم. امروز در کنار مسافر نیکوتین مهری دوباره آن روز برای من تداعی شد. واقعاً از تک‌تک شما سپاسگزارم که جشن من را زیبا کردید. به مسافر نیکوتین مهری تولدتان را تبریک می‌گویم. به راهنمای ویلیام‌وایت همسفر زهرا نیز تبریک می‌گویم و امیدوارم در کنار ایشان باز هم بتوانم آموزش بگیرم. بهترین‌ها را از خداوند برای ایشان آرزو می‌کنم.

مسافر نیکوتین مهری:

سلام و عرض ادب خدمت همه عزیزان، بسیار خوشحال هستم که امروز تولد یک سال رهایی ماست. خدا را شکر می‌کنم و در رأس از آقای مهندس دژاکام و خانم آنی بزرگ تشکر می‌کنم، همچنین از اولین اسیستانت دیده‌بان همسفران، همسفر لیلا که امروز در جمع ما حضور ندارند تشکر می‌کنم. ایشان برای من بسیار زحمت کشیدند و امیدوارم هر جا هستند سلامت باشند. از راهنمای ویلیام‌وایت همسفر زهرا که برای من بسیار زحمت کشیدند نیز تشکر می‌کنم.

من در لژیون ویلیام‌وایت خود را پیدا کردم. با سکوت‌های همسفر زهرا به درون خود رفتم و توانستم خود را پیدا کنم. ابتدا در مورد دستور جلسه هفته دیده‌بان صحبت می‌کنم. از این عزیزان قدردانی و تشکر می‌کنم؛ زیرا واقعاً زحمات زیادی می‌کشند. همان‌طور که عزیزان و همسفر زهرا فرمودند که هرچه جایگاه بالاتر رود، مسئولیت‌ها نیز بیشتر و سنگین‌تر می‌شود و این عزیزان بدون منت به کنگره۶۰ خدمت میکنند، فرمان‌بردار و انسان‌های لایقی هستند.

خدا را شاکر و سپاسگزارم که ما نیز در این مجموعه حضور داریم، آموزش می‌گیریم و درمان می‌شویم. از سفر جونز، سفر نیکوتین و سفر DST گرفته تا آموزش‌های جهانبینی، خدا را شکر که نعمت‌های کنگره۶۰ قابل شمارش نیستند. هرچقدر از این نعمت‌ها بگوییم باز هم کم است. امیدوارم نور این خدمت‌ها در زندگی این عزیزان جاری باشد و ما نیز بتوانیم راه این عزیزان را ادامه دهیم.

کلمه دیده‌بان نیز همان‌گونه که آقای مهندس دژاکام در بسیاری از سی‌دی‌ها و صحبت‌های چهارشنبه خود فرموده‌اند، نیاز به توضیح زیادی ندارد. کلمه دیده‌بان در پادگان به فردی گفته می‌شود که مسئولیت امنیت آن پادگان را بر عهده دارد و همه‌چیز را زیر نظر می‌گیرد تا امنیت پادگان به خطر نیفتد. روزهایی که دیده‌بان یا اسیستانت وارد شعبه می‌شوند می‌بینیم که واقعاً مانند یک عقاب، حواسشان به همه‌چیز هست.

به نظم شعبه توجه دارند و بررسی می‌کنند که شعبه چه کمبودهایی دارد. بسیاری از مواردی را که ما نمی‌بینیم آن‌ها می‌بینند. آقای مهندس دژاکام می‌فرمایند که دیده‌بان‌ها باید آینده‌نگر باشند، این عزیزان چند سال آینده را می‌بینند در حالی که ما قادر به دیدن آن نیستیم. اگر بخواهم نقش دیده‌بان‌ها را با یک مثال بیان کنم، می‌توانم آن‌ها را مانند پدر و مادری بدانم که وقتی حضور دارند انسان با خیال راحت به مهمانی می‌رود و مسئولیت خاصی بر عهده ندارد.

دیده‌بان‌ها نیز برای ما همین نقش را دارند، واقعاً بعد از آقای مهندس دژاکام این عزیزان مسئولیت بسیار مهمی بر عهده دارند. امید است بتوانم در این هفته به نحو احسن از زحمات آن‌ها قدردانی کنم. بخش دوم مشارکت نیز مربوط به تولد یک سال رهایی من و مسافر نیکوتین الهه است. من و همسفر الهه گره‌های مشترک زیادی داشتیم و بی‌دلیل نیست که دو نفر با یکدیگر همسفر می‌شوند یا تولدشان در یک روز برگزار می‌شود.

زمانی که با یکدیگر صحبت می‌کنیم متوجه می‌شویم که گره‌های مشترکی داریم. امیدوارم روزبه‌روز این گره‌ها سبک‌تر و یکی‌یکی باز شوند و بتوانیم به حال خوش واقعی برسیم و در کنگره۶۰ خدمتگزار باقی بمانیم و از بزرگان کنگره۶۰ آموزش ببینیم تا رشد کنیم. بسیار خوشحالم که توانستم سفر ویلیام‌وایت انجام دهم و واقعاً سلامتی خود را به دست آوردم که اکنون مانند کودکی دوازده‌ساله به‌راحتی و بدون تنگی نفس و سختی راه بروم.

پیش از این با کمی حرکت نفس‌نفس می‌زدم، خسته می‌شدم و تمام اعضای بدن من به سوزش می‌افتاد، ریه‌های من می‌سوخت و شرایط سختی داشتم؛ اما خدا را شاکر هستم که سلامتی خود را به دست آورده‌ام. در کنار آن قرص‌های افسردگی نیز مصرف می‌کردم که تمام این شرایط با درمان نیکوتین تغییر کرد. واقعاً همسفرانی هستند که خود یا خانواده‌شان درگیر مواد هستند؛ اما خانواده‌ها اجازه نمی‌دهند که سفر خود را آغاز کنند.

امید است این افراد به این آگاهی برسند و این تابو شکسته شود. به‌ویژه درباره مسافران خانم، امیدوارم شرایطی فراهم شود که اجازه داشته باشند سفر خود را آغاز کنند و آن حال خوش را تجربه کنند؛ زیرا مادر ستون خانواده است و اگر مادر در وضعیت مناسبی نباشد، خانواده نیز نمی‌تواند شرایط مطلوبی داشته باشد. در نهایت از آقای مهندس دژاکام و خانم آنی بزرگ تشکر می‌کنم که بنیان‌گذاران اصلی این سیستم بوده‌اند، دست‌هایشان را می‌بوسم و قدردان زحماتشان هستم.

تایپ و رابط خبری: مسافر نیکوتین مهری رهجوی راهنمای ویلیام‌وایت همسفر زهرا (نمایندگی حر )
ویرایش و ارسال مطلب: نگهبان سایت راهنمای ویلیام‌وایت همسفر هایده (نمایندگی فردوسی مشهد)
همسفران ویلیام‌وایت کنگره۶۰

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .