پنجمین جلسه از دور هفتم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی بروجن، با استادی راهنمای محترم مسافر داود، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر مسلم با دستور جلسه «دانایی، دانایی مؤثر و سواد» روز پنجشنبه 12 شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، داوود هستم یک مسافر.

در ابتدا خدا را شاکر و سپاسگزارم که یک بار دیگر فرصت داد در خدمت دوستان باشم تا آموزش بگیرم. دستور جلسه در مورد دانایی، دانایی مؤثر و سواد است. در کنگره یاد گرفتیم که نفس تعیین موجودیت میکند، در ظاهر و باطن، و مشخص میکند که خواسته دارد. در تعریف دانایی هم استاد امین میگویند: دانایی، تشخیص ماهیت خواستهها در هر شکل و لباسی است. وقتی با نفس آشنا شدیم، فهمیدیم که مشخصات آن، خواسته است. خوب، وقتی در کنگره قرار گرفتیم، با این مفاهیم آشنا شدیم. من یک جور دیگر به این قضیه نگاه میکنم. یک مصرفکننده قبل از اینکه وارد کنگره بشود، حتماً یک تغییراتی در درون خودش صورت گرفته است. همان خودخوریها در درون خودش صورت گرفته که به قول خودمان میگوییم اذن صادر شد که وارد کنگره شود. قطعاً یک سری تغییرات صورت گرفته و اذن صادر شد که وارد کنگره شد و آمد اینجا و با مفاهیم جدید آشنا شد؛ از قبیل دانایی، دانایی مؤثر و یا سواد. انسان سر خودش هم کلاه میگذارد. چه جوری؟ یعنی فکر میکند که دانا است و توهم دانایی دارد و اینجوری سر خودش را کلاه میگذارد. دیدیم مثلاً کسی در جلسهای نشسته، پیش راهنما، و میگوید: «من همه اینها را بلدم و فقط دارو را به من بدهید، خودم درمان میشوم.» ولی متأسفانه جواب نمیگیرد و دچار همان توهم دانایی شده است.
در طول سفر، من هم به عنوان یک راهنما میتوانم دچار توهم دانایی شوم، خودم را همهچیزدان بدانم و فکر کنم همهچیز را بلدم. ولی در وادیها، ما اول تفکر را یاد گرفتیم و در وادی پنجم یاد گرفتم که تفکر، قدرت مطلق حل نیست. دانایی بهتنهایی کافی نیست و تا تبدیل به دانایی مؤثر نشود، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. دانایی مؤثر چیست؟ من اینجا نشستم و با مفاهیم کنگره آشنا شدم. میدانم تنها راه درمان، فقط روش DST است، همراه با داروی OT، و میروم پیش راهنما و روی مصرف دارو نمیروم. خیلی هم راحت؛ یعنی تبدیل به دانایی مؤثر نمیکنم؛ یعنی وادی پنجم را اجرا نمیکنم. دانایی سه ضلع دارد، تفکر، آموزش و تجربه. که ما مصرفکنندهها ضلع تجربه را میدانیم و تجربه کردیم و فکر میکردیم چون تجربه بالایی داریم، دیگر همهچیز تمام است و همهچیز را بلد هستیم. ولی کنگره به من یاد داد که تفکر، آموزش و تجربه، سه ضلع مؤثر هستند که مثلث دانایی با هم باید رشد کنند و به یک اندازه رشد کنند تا من بتوانم به یک تعادل نسبی برسم. وقتی به یک تعادل نسبی رسیدم، آن وقت میتوانم دانایی را تبدیل به دانایی مؤثر کنم و قدرت تشخیص کمکم برایم باز شود یا به همان فرمان عقل برسم. همه ما به دنبال این هستیم که به فرمان عقل برسیم. همین که بلند شویم و مسواک بزنیم، با همین کارهای ساده، یا سر موقع به کلاس آمدن، یعنی فرمان عقل. من که میدانم امروز باید بروم سر کلاس، چرا فقط سر موقع لژیون باید بروم؟ چرا با تأخیر بیایم کنگره که آن موقع راهنما من را راه نمیدهد و بعد حال خودم خراب میشود؟ در طول جلسه این دستور جلسه را توضیح میدهم. نمیخواهم حرفهای تکراری بزنم. فقط این را بگویم: تا آن اتفاقات در درون خود من نیفتد، تا من به درون خودم مراجعه نکنم که تمام اشکالات و کاستیها در درون خودم هست، تا در درون حل نشود، درون من اتفاقی نمیافتد. تا تفکر و اندیشه من عوض نشود، چیزی اتفاق نخواهد افتاد. یک بخشی از دستور جلسه، سواد است. حالا بعضیها در کنگره میگویند سواد بهتنهایی کافی است. نه، اینجوری نیست. نمیگوییم بد است؛ سواد خیلی هم خوب است. در یک زمینه خاص، سواد داشتن خیلی هم خوب است. مثلاً در زمینه کامپیوتر سواد داشته باشیم، خیلی هم خوب است. ما در کنگره افرادی را داشتیم که خیلی سواد داشتند. وقتی وارد کنگره شدند، مثلاً در شعبه عمان سامانی استاد دانشگاهی داشتیم که وارد کنگره شده بود و اصلاً قبول نداشت. میگفت که همه اینها را من بلد هستم و رفت. بعد از مدتی که برگشت، با مصرف ۱۰۰ برابر برگشت. چرا؟ چون فقط در زمینه خاصی سواد داشت و فقط در یک رشته خاصی سواد پیدا کرده بود و فکر میکرد چون سواد دارد، دیگر همهچیز را بلد است. ولی متأسفانه اعتیاد داشت و موقعی که تسلیم شد و فهمید که سواد بهتنهایی فایده ندارد و باید به دانایی و دانایی مؤثر برسد، شروع کرد و سفر کرد و نتیجهاش را گرفت. ممنون که به صحبتهای من توجه کردید.

نگارش: مسافر علی (لژیون چهارم)
عکاس: مسافر محمد (لژیون چهارم)
ویرایش و تنظیم خبر: مسافر کرامت (مسئول سایت)
با احترام: مرزبان خبری مسافر مصطفی
- تعداد بازدید از این مطلب :
75