انسان اگر بخواهد در هر مقولهای صاحبنظر شود و به جایگاه فرماندهی برسد، شرطش این است که ابتدا فرمانبرداری را بیاموزد. فرماندهی به دو صورت آشکار و پنهان تقسیم میشود؛ فرماندهی در صور آشکار یعنی انجام کارهای بیرونی و روزمره، مانند جابهجایی پروندهها، اما فرماندهی در صور پنهان به فرآیندهای درونی انسان مربوط میشود؛ مانند وقتی که به دست خود فرمان میدهم تا لیوان آب را بردارد و دست از فرمان تبعیت میکند. در وضعیت اعتیاد، فرد فرماندهی خود را از دست میدهد و این مشخص میشود که دیگر نمیتواند درست صحبت کند یا حتی در مدیریت خواب خود ناتوان است؛ این فقدان کنترل، نیروهای دیدن و درک را از انسان میگیرد و در او احساس ضعف، باخت و اندوه ایجاد میکند.
استاد امین در سیدی فرمودند: «وقتی انسان توانایی انجام درست کارها را داشته باشد، احساس شعف و خوشحالی میکند و برعکس، ناتوانی در انجام درست کارها، رنج به همراه دارد.» کسی میتواند فرمان بدهد که قادر باشد کاری را که از دیگران میخواهد، خودش هم با توانایی انجام دهد؛ یعنی به دانایی مؤثر رسیده باشد. رسیدن به این مرحله مستلزم آموزش دیدن و داشتن یک استاد یا راهنماست که باید از او اطاعت کرد. در واقع، کسی که تحت فرمان نفس اماره است، چگونه میتواند فرمانده خوبی برای دیگران یا خودش باشد؟ پس فرد باید ابتدا با فرمانبرداری و آموزش، نفس اماره را ضعیفتر کند تا بتواند کنترل را به دست بگیرد و به دانایی مؤثر برسد.
همیشه باید یک نیروی خوب وارد شود تا نیروی بد جای آن را بگیرد؛ همانطور که باید کاری کرد تا بدن شروع به تولید مواد طبیعی کند و دیگر نیازی به مواد بیرونی نداشته باشد. فرمانبرداری کار آسانی نیست؛ زیرا جدا شدن از نفس اماره باعث میشود درون انسان به هم بریزد؛ اما با رسیدن به دانایی، فرد میتواند کنترل را از دست نفس خارج کرده و خودش سکاندار زندگیاش شود. شرط اصلی این فرآیند، عدم قضاوت درباره راهنماست؛ نباید درگیر این سؤالات شد که آیا علم او کافی است یا حرفهایش منطقی است یا نه! بلکه باید سرمان را با سر راهنما عوض کنیم. این مفهوم که در ابتدا برای من گنگ بود، اکنون برایم بسیار عمیق و درکشدنی شده است.
من فرمانبرداری را دوست دارم و بر این باور هستم که اگر یک فرمانبردار خوب باشم، قطعاً به موفقیت دست خواهم یافت. از آنجایی که انسان قدرت اختیار دارد، هیچ اجباری در کار نیست؛ اما انتخاب مسیر درست و اطاعت از راهنما، او را به رتبهها و درجات بالایی میرساند که همان حال خوش است. در نهایت، با پذیرش این مسئولیتپذیری و حرکت در مسیر صراط مستقیم، میتوان از اسارت نفس رهایی یافت و به جایگاه واقعی خود دست پیدا کرد؛ چرا که تنها با فرمانبرداری درست است که میتوان به جای یک مصرفکننده، به یک فرمانده آگاه و توانا تبدیل شد.
نویسنده: همسفر رحیمه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون اول)
رابط خبری: همسفر فریناز رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون اول)
عکاس: همسفر رحیمه رهجوی راهنما همسفر زهره ( لژیون اول)
ویرایش: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون اول) نگهبان سایت
ارسال: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون اول) دبیر سایت
همسفران نمایندگی بندرعباس
- تعداد بازدید از این مطلب :
71