English Version
This Site Is Available In English

پس منم یه کافر بودم

پس منم یه کافر بودم

نهمین جلسه از دور دوازدهم جلسات ویلیام وایت، بوستان ولایت؛ با استادی مسافر نیکوتین محسن، نگهبانی مسافر نیکوتین معراج و دبیری مسافر نیکوتین توحید، با دستور جلسه «دانایی، دانایی موثر، سواد» در روز جمعه مورخ ۱۳ شهریورماه ۱۴۰۵، رأس ساعت ۰۷:۰۰ صبح آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

در ابتدا از خداوند تشکر می‌کنم که این فرصت رو به من داد که بین شما حضور داشته باشم و خیلی خوشحالم از این موضوع.
صبح، قبل از اینکه بخوام به پارک بیام، دقیقاً با شیطون درون خودم در حال مبارزه کردن بودم. اون هی به من القا می‌کرد که: «محسن، نرو امروز پارک، ولش کن، بگیر استراحت کن.» اما خب من تونستم با آموزش‌هایی که توی کنگره گرفته بودم، بر اون چیره بشم و غلبه کنم و امروز در کنار شما باشم.
یادم نمی‌ره هیچ‌وقت؛ تا چند وقت پیش، یکی از بهترین دوستای من سیگار بود و اولین و بهترین دوست من بود. اما با دانایی که توی کنگره کسب کردم و با تبدیل کردن اون به دانایی مؤثر، تونستم اون دوست رو کنار بذارم و الان بهترین دوستای من تک‌تک شما هستید که اینجا حضور دارید.
آقای ورمزیار همیشه یه صحبتی می‌کردن، می‌گفتن: «کسی که بخواد حالش خوب بشه، باید به خداوند و راه‌های مستقیم رجوع کنه و اگر غیر از این باشه، یعنی بخواد به غیر از خدا به حال خوب برسه، اون شخص کافر محسوب می‌شه.»
و منم یه مدتی کافر بودم. با سیگار، با کارهای ضد ارزشی، با مصرف کردن مواد مخدر می‌خواستم اون حال خوش رو به دست بیارم. پس منم یه کافر بودم.
با آموزش‌هایی که توی کنگره گرفتم، تونستم ذره‌ذره، آروم‌آروم داناییم بره بالاتر و حال خوب رو توی مسیرهای صراط مستقیم پیدا کنم؛ حال خوب رو با کنار خداوند بودن پیدا کنم.
و در آخر هم مجدد از همه شما ممنونم که این فرصت رو به من دادید که بتونم آموزش بگیرم و خدمت کنم.
خیلی متشکرم.

بارگذاری: مسافر ویلیام نیما
سایت نمایندگی بوستان ولایت 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .