.jpg)
پنجمین جلسه از دوره چهاردهم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی کریمان کرمان با دستور جلسه «دانایی،دانایی موثر،سواد» با استادی راهنمای محترم مسافر حمیدرضا و با نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر حسین روز پنجشنبه مورخ ۱۴۰۵/۶/۱۲ راس ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:
سلام دوستان، حمیدرضا هستم، مسافر
خوشحال و سپاسگزارم که امروز در کنار شما هستم و از این جمع پرانرژی آموزش میگیرم. به همهی خدمتگزاران شعبه کریمان—راهنمایان، مرزبانان، ایجنتهای قسمت همسفران و مسافران—خدا قوت میگویم. واقعاً وقتی از این جایگاه به شعبه نگاه میکنیم، زیبایی و حس خوبی که دیده میشود، حاصل تلاش و محبت شما اعضای عزیز شعبه کریمان است.
در کنگره ۶۰، ۵۲ دستور جلسه داریم. دستور جلسه امروز دو بخش دارد:
۱. دانایی و دانایی مؤثر و سواد
۲. تولد پنج سال رهایی و آزاد مردیِ راهنمای تازهواردین، علی آقا
بسیاری از دستور جلسات کنگره به انسان، جهانبینی و مواد مخدر مرتبط هستند؛ زیرا از پیوند انسان و مواد مخدر، فرد مصرفکننده شکل میگیرد. دستور جلسه امروز از مباحث زیربنایی کنگره است و به انسان، جهانبینی و صور پنهان میپردازد.
قبل از ورود به کنگره، تصور میکردم دانایی و سواد یعنی داشتن تحصیلات دانشگاهی. اما آقای مهندس به من آموختند که دانشگاه شاید آگاهی بیاورد، اما دانایی یعنی هنر زندگی کردن. استاد سردار در کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر میفرمایند:
«میزان دانایی به سواد نیست، به تمدن نیست، به لباس پوشیدن نیست؛ باید انسانی اندیشید. رفتارها، اعمال و سخنان انسان مورد آزمایش الهی قرار میگیرد.»
استاد امین در جزوه جهانبینی، دانایی را به صورت یک مثلث معرفی میکنند:
- آموزش
- تجربه
- تفکر
ایشان میگویند اگر مفاهیم هستی را یک سطح بینهایت در نظر بگیریم و از آن یک مثلث رسم کنیم، مطالبی که داخل مثلث قرار میگیرند چیزهایی هستند که ما قادر به تشخیص درستی و نادرستیشان هستیم. اما مطالب خارج مثلث، چیزهاییاند که ماهیتشان را نمیدانیم.
گاهی پیش میآید کاری را میدانیم بد است، اما نمیتوانیم انجامش ندهیم؛ مثل پرخوری. میدانیم بد است، دربارهاش خواندهایم، تجربهاش کردهایم، تفکر هم کردهایم، اما باز هم نمیتوانیم جلوی خودمان را بگیریم. یا در مورد درمان اعتیاد: میدانیم باید درمان شویم، اما نمیتوانیم اقدام کنیم.
اینجاست که استاد امین مثلث دانایی مؤثر را مطرح میکنند؛ مثلثی با همان سه ضلع، اما سه ضلع برابر. موضوعاتی که داخل این مثلث قرار میگیرند، چیزهایی هستند که ما قادر به اجرای آنها هستیم. یعنی از دانستن به توانستن میرسیم.
در کنگره یاد گرفتیم برای موفقیت در هر کار باید:
۱. آموزش بگیریم
۲. تجربه کنیم
۳. درباره نقاط ضعف و قوت تفکر کنیم
و سپس کار را با موفقیت انجام دهیم. این همان دانایی مؤثر است.

در سفر اول، نوشتن سیدیها آموزش را تثبیت میکند. در سفر دوم، خدمت کردن—از نگهبانی نظم تا سایر جایگاهها—تجربه را کامل میکند. و با تفکر، این آموزشها در رفتار ما نمایان میشود.
آقای مهندس میفرمایند:
«نشانه دانایی، تفکر انسان است؛ اینکه بتواند مسیر درست را انتخاب کند.»
خداوند انسان را بین دوراهی آفرید؛ نفس همیشه خواسته دارد و ما را بین انتخابها قرار میدهد. انتخابهای ما نشان میدهد دانا هستیم یا نه.
دانایی یعنی انسان بتواند اطلاعات را درک کند، درستی و نادرستی آنها را تشخیص دهد و بر اساس شناخت خود راه درست را انتخاب کند. استاد امین میفرمایند دانایی قدرت شناخت ماهیت خواستههای نفس را به انسان میدهد.
اما دانایی مؤثر زمانی شکل میگیرد که آموختههای ذهنی در رفتار و زندگی نمایان شود. هدف آموزش در کنگره جمعآوری اطلاعات نیست؛ بلکه تبدیل آموزش به شناخت، شناخت به عمل و عمل به تغییر است. اینجاست که دانایی از یک مفهوم ذهنی به یک نیروی واقعی تبدیل میشود.

در سیدی خوشبختی، آقای مهندس درباره دانایی و دانایی مؤثر میگویند:
کلام خدا در کتب الهی ساده بیان شده تا برای همه قابل فهم باشد. اما بعضیها فقط آن را قرائت میکنند. قرائت خوب است، اما مرحله اصلی سه بخش دارد:
۱. صوت
۲. فهمیدن معنی
۳. عمل کردن
اگر فقط روی صوت گیر کنیم، دام شیطان است. باید بفهمیم و عمل کنیم تا درهای روشنایی و آرامش به روی ما باز شود.
آقای مهندس مثالی میزنند:
اگر انسانی بیمار شود و دکتر نسخه بدهد، با خواندن نسخه درمان نمیشود. باید بداند دارو چگونه مصرف میشود، آن را تهیه کند و مصرف کند تا درمان حاصل شود.
از اینکه به صحبتهای من گوش کردید سپاسگزارم.




دستور جلسه دوم تولد مسافر علی
سلام دوستان، علی هستم مسافر.
به رسم ادب و احترام، تشکر میکنم از جناب آقای مهندس، دکتر امین، خانواده محترمشان، و همچنین از آقای علیرضا دژاکام، این مرد خستگیناپذیر کنگره. سپاسگزارم از راهنمای درمان موادم، آقای طوسی، و راهنمای درمان سیگارم، آقای مجید اعتباری. همچنین از ایجنت مسافران، آقا سینا، ایجنت همسفران، مرزبانان و راهنمایان عزیز شعبه کریمان. از همه شما ممنونم که اجازه خدمت در این جایگاه را به من دادید.
من هم مثل بسیاری از شما روزی حال خرابی داشتم و در یک بنبست سخت گیر افتاده بودم. تا اینکه یکی از دوستانم، آقای فرحبخش، پیشنهاد کنگره را به من دادند. فردای آن روز دنبالم آمدند و با هم به کنگره رفتیم و وارد شعبه گنجعلیخان شدم. آن زمان نوشتن سیدیها مثل امروز نبود؛ فقط خلاصه سیدی مینوشتیم.
میخواستم وارد لژیون آقا علیرضا شوم، اما لژیون ایشان بسته بود؛ بنابراین به لژیون آقا حمیدرضا رفتم و ۱۰ ماه و ۱۰ روز در آن لژیون سفر کردم و با کمک راهنما کوک خودم را میزان کردم. یادم هست یک شب حال خیلی بدی داشتم؛ ناگهان گوشیام زنگ خورد و دیدم نوشته «راهنما: آقا حمیدرضا». دقیقاً یک ربع با من صحبت کردند و آرامش را به من برگرداندند.
زمان رهایی، به دلیل کرونا، بهصورت مجازی رها شدم. فکر میکردم از آن لحظه دیگر هیچ مشکلی نخواهم داشت؛ اما تازه مشکلاتم شروع شد، چون هنوز سیگار میکشیدم. به لژیون آقای زنگیآبادی رفتم، اما روی درمان نمیرفتم و فقط اعلام میکردم «در حال سازگاری هستم». به عبارتی دوگانهسوز شده بودم؛ هم آدامس میخوردم و هم سیگار میکشیدم. حدود دو سال و نیم در وضعیت بدی قرار داشتم و همین باعث شده بود نزدیک باشد از کنگره پرت شوم.
تا اینکه یک روز، فردی از اصفهان به نام آقای رضازاده به کرمان آمده بود و مرا با ایشان آشنا کردند. ایشان به من گفتند:
«باید بین خواسته و خاص بودن یکی را انتخاب کنی. خواستن یعنی ساختن.»
بعد از آن، از شعبه گنجعلیخان به شعبه کریمان آمدم. آقا علیرضا به من گفتند:
«اگر میخواهی در این شعبه خدمت کنی، باید اول سیگارت را درمان کنی.»
گفتم: سمعاً و طاعتا.
به لژیون آقای مجید اعتباری رفتم و سفر سیگار را شروع کردم. ۱۰ ماه و ۲۵ روز سفر کردم و از آن زمان در کنار آقا علیرضا هستم، آموزش میگیرم و هر کاری از دستم برمیآید انجام میدهم.
صحبتهای همسفر محمد
سلام دوستان، محمد هستم، یک همسفر.
من هم به نوبهی خودم تشکر میکنم از جناب آقای مهندس، خانواده محترمشان، آقا علیرضا دژاکام، آقای طوسی و آقای مجید اعتباری؛ راهنمایان درمان مواد و سیگارِ مسافرم. با کمک این عزیزان، پدرم به رهایی رسید و امروز حال خوشی دارد.
از اینکه به صحبتهای من گوش کردید سپاسگزارم.
صحبت های راهنمای محترم مسافر علیرضا دژاکام
سلام دوستان، علیرضا هستم مسافر.
خدای بزرگ را شاکرم که امروز در کنگره هستم. تشکر میکنم از همه عزیزان و خیرمقدم عرض میکنم خدمت آقا حمیدرضا. همچنین تبریک میگویم به علی آقا، این مرد زحمتکش، به خانواده محترمشان و به همسفرشان، آقا محمد.
اگر بخواهم درباره علی آقا صحبت کنم، باید بگویم در کنگره افراد زیادی هستند که صادقانه خدمت میکنند، اما علی آقا همیشه برای من نمونهی یک خدمتگزار واقعی بوده است. هر زمان و هر لحظه که کاری داشته باشم، علی آقا هست و هرچه بخواهم فراهم میکند.
یادم هست در ساختمان شرفآباد، جایی برای خودش درست کرده بود که علاوه بر کار، سیدیهایش را هم همانجا مینوشت. همیشه پای کار بوده و خدمت کرده است. امروز هم در ساختمان حاجیآباد زحمت میکشد و من واقعاً خوشحال هستم که در کنار علی هستم و به عنوان همسفرش همراه او هستم.
خواستهی قلبی علی آقا این است که کسانی که خواسته درمان دارند، به رهایی برسند و بتواند به آنها کمک کند. برای علی آقا آرزوی موفقیت میکنم و امیدوارم همیشه خانه دلش شاد باشد و در کنار خانواده، زندگیاش را با خوشی و خرّمی سپری کند.
امیدوارم همانطور که در کنگره ثابتقدم بوده و از هیچ خدمتی دریغ نکرده، همیشه همینگونه بماند.
به افتخار خودتان، جناب آقای مهندس، علی آقا و راهنمای خوبش که یکی از پیشکسوتان کنگره ۶۰ کرمان هستند، دست بزنید.


.jpeg)
تایپ: مسافر محمد و مسافر هادی لژیون سوم
عکس: مسافر آرمان لژیون دوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
504