English Version
This Site Is Available In English

شکستن منیت

شکستن منیت

به نظر من دستورجلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی»کلید طلاییِ ورود به دنیای درمان و تعادل است. در کنگره۶۰، این یک شعار نیست، یک نقشه‌راهِ دقیق است. همیشه شنیده‌ایم که می‌گویند اول باید فرمانبردار باشی تا بعد فرمانده شوی؛ اما شاید کمتر به چراییِ این موضوع پرداخته باشیم که اصلاً چرا این مسیر، یک ضرورت است؟ چرا فرمانبرداری نه تنها تحقیر نیست؛ بلکه قدرت است؟

خیلی‌ها بیرون از کنگره، فرمانبرداری را با اطاعتِ کورکورانه یا از دست دادنِ اراده اشتباه می‌گیرند. اما در مسیر کنگره، فرمانبرداری یعنی پذیرشِ یک «ساختارِ سالم».وقتی منِ همسفر وارد کنگره شدم، ذهنم پر از آشفتگی، قضاوت و ترس بود؛ اگر قرار بود با همان فرماندهیِ خودم (که تا آن روز من را به بن‌بست رسانده بود) پیش بروم، هیچ اتفاقی نمی‌افتاد.

اینجا فرمانبرداری یعنی خروج از مرکزیتِ منیتِ خودم؛ وقتی به حرف راهنما گوش می‌دهم، وقتی سی‌دی می‌نویسم، وقتی سر ساعت حضور دارم، در واقع دارم به نظمِ کنگره اجازه می‌دهم که در ناخودآگاهِ من نفوذ کند. فرمانبرداری؛ یعنی شکستنِ منیت «من بهتر می‌دانم»، تا زمانی که این منیت نشکند، کسی نمی‌تواند فرماندهیِ شهر وجودی‌اش را در دست بگیرد.»

حالا به بخش دوم می‌رسیم: فرماندهی. فرماندهی؛ یعنی به دست گرفتنِ افسارِ عقل و حس. فرمانده کسی نیست که به دیگران دستور می‌دهد. فرمانده کسی است که وقتی در طوفانِ خشم قرار می‌گیرد، می‌تواند فرمانِ احساساتش را به دست گیرد و خشم خودش را کنترل کند. در کنگره یاد می‌گیریم که فرماندهی، یک‌شبه به دست نمی‌آید و در واقع فرماندهی پاداشِ فرمانبرداریِ دقیق است. اگر کسی امروز نمی‌تواند بر افکار منفی‌اش، وسوسه‌هایش یا بر زبانش مسلط باشد، به این دلیل است که هنوز در مرحله‌ فرمانبرداری، به اندازه کافی تمرین نکرده است.

فرماندهی یعنی؛ هر دستوری که به جسم و روحم می‌دهم، اجرا شود. آیا من به ذهنم می‌گویم سکوت کن و سکوت می‌کند؟ آیا به نفسم می‌گویم زیاده‌روی نکن و اطاعت می‌کند؟ اگر جواب مثبت است؛ یعنی من در حالِ فرماندهی هستم. پس این مسیر یک چرخه است. ما با فرمانبرداری از قوانین، یاد می‌گیریم که چگونه بر خودمان مسلط شویم. من به عنوان یک همسفر یاد گرفته‌ام که هرجا در زندگی‌ به مشکل خوردم، باید به عقب برگردم و ببینم کجا از قوانین (فرمان‌ها) فاصله گرفته و سرپیچی کرده‌ام. در نهایت، بزرگترین فرماندهی، تسلط بر دنیای درونِ خودمان است. امیدوارم همه ما در این مسیر، ابتدا شاگردانِ بسیار دقیق و فرمانبرداری برای آموزه‌های کنگره۶۰ باشیم و در آینده، فرماندهانی باشیم که صلح و آرامش را به خانواده‌هایمان هدیه می‌دهیم.»

نویسنده: راهنما همسفر ندا (لزیون چهاردهم)
رابط خبری: همسفر فاطمه ی. رهجوی راهنما همسفر ندا (لژیون چهاردهم)
عکاس: همسفر رویا رهجوی راهنما همسفر سعیده (لژیون هشتم)
ارسال: راهنما همسفر ثریا (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی لویی‌پاستور

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .