پس از مطالعاتی که درباره دو واژه فرماندهی و فرمانبرداری انجام دادم به این نتیجه رسیدم که این دو کلمه با دو معنای متفاوت؛ ولی در عین حال مرتبط به هم هستند. با توجه به وادی دوم کتاب عشق نوشته مهندس دژاکام و همینطور سیدی «فرمانبرداری تا فرماندهی» برگرفته از سخنان استاد امین مطالبی مفید درباره این دو واژه مهم دریافت کردم و به این علم رسیدم که چگونه در زندگی خود با این دو مطلب روبهرو شوم. بسیار خوشحال هستم این جایگاه را پیدا کردم تا بتوانم مطالبی را در اختیار شما بگذارم.
دکتر امین بیان کردند: «فرماندهی یک هدف است». این واژه به صورت یک قانون کلی است؛ در واقع میتواند بیانگر این نکته باشد که حرکتی را از نقطه به نقطه دیگر آغاز کنیم. این یک موضوع عام است و به زبان سادهتر به ما میآموزد که چگونه بر انجام کارهایمان تسلط لازمه را داشته باشیم.
کلمه فرماندهی به این معنا است که من به بخشی از نیروها و انرژیهای درون و برون خود تسلط کافی داشته باشم. اگر بخواهم کار یا حرکتی را به انجام برسانم و عملی کنم؛ باید به راحتی از پس آن بربیایم؛ حتی بتوانم کارهایی را که دیگران از من میخواهند به راحتی و با تسلط کامل انجام دهم.
بحث فـرمان در کنگره۶۰ از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. طبق آماری که به دست آوردم، جناب مهندس در حدود ۱۵ سیدی مستقیماً در مورد فـرمان صحبت میکنند. سیدیهایی مانند: «از فـرمانبرداری تا فـرماندهی، نقض فرمان، مثلث تاریکی، بهشت و جهنم، تسلـیم»؛ بنابراین در کنـگره۶۰ مهمترین کاری که یک مسافـر یا همسفر؛ باید انجام دهد فـرمانبرداری است.
کسی که در کنگره فرمانبردار باشد؛ قطـعاً به درماناعتیاد و جایگاههای بالاتر خواهد رسید. تا قبل از ورود به کنگره۶۰ دیدگاه دیگری در مورد بهشت و جهنم داشتم؛ اما امروز با توجه به آموزشهای کنگره، میدانم که بهشت و جهنم مکان نیستند، بلـکه یک جایگاه برای انسانها است. بهشت و جهنم در درون خود من است. همانطور که دکتر امین فرمودند: «دروازه ورود به تاریکیها نقض فرمان و دروازه ورود به روشناییها فرمانبرداری است».
وقتی انسانی مواد مخدر مصرف میکند در یکسری مسائل به فـرمانده لایقی تبدیل میشود. به عنوان مثال: در اوایل مصرف در مسائل جنسی قدرت خاصی پیدا میکند و یا در کار کردن قدرت و استقامت بسیار زیادی پیدا میکند و میتواند اداره امور را به عهده بگیرد؛ اما رفتهرفته تمام انرژیها کاهش مییابد و روز به روز فـرماندهی رو به زوال میرود و به جایی میرسد که در بند و اسیر مواد مخدر و تاریکیها میشود.
وقتی به کنگره۶۰ میآییم، دوباره میخواهیم فـرماندهی را به دست بگیریم. در این مسیر کسانی به نام راهنما ما را یاری میدهند. جناب مهندس میفرمایند: «بهتر است که هر کدام از ما یکی از کمک راهنمایان و یا راهنمایان کنـگره۶۰ را انتخاب کنیم تا چراغ راه ما باشند، راهنما کسی است که اعتیاد را تجربه کرده، مسیر درمان را طی کرده و به تمام پیچ و خم مسیر اشراف کامل دارد». راهنما به فـرمانی که صادر میکند ایمان کامل دارد. همچنین به شرایط رهجو کاملاً آگاه است.
فـرمان در کنـگره۶۰ با فرمان در بیرون از گنگره کاملاً متفاوت است. در کنگره فـرمانبرداری، موفقیت و آرامش را به همراه دارد. نافرمانی، رفتن به مسلخ و تاریکیها را در پی خواهد داشت. تمام فـرمانها در کنـگره به جهت این است که به حال خوش برسیم تا بتوانیم بهشت را لمس کنیم. تمامی کارها در کنترل خودمان باشد و فرماندهی جسم و جان خودمان را به زیبایی بدست بگیریم.
در نتیجه اگر من به عنوان یک راهنما میخواهم حرفی را به جهت فرمان به رهجویی بزنم، در ابتدای امر؛ باید آن کار را خودم انجام داده باشم. اگر خودم انجام بدهم حرفم دارای انرژی و ایمان خاصی میشود که قطعاً روی دیگران تأثیر خواهد داشت؛ بنابراین باید به عنوان یک راهنما با کاربردی کردن فرامین، دلایل فرمانها را درک کنم تا بتوانم به سوالات ذهن یک رهجو پاسخ بدهم.
منابع: سیدی از فرمانبرداری تا فرماندهی، وادی دوم کتاب عشق؛ چهارده وادی برای رسیدن به خود.
نویسنده: همسفر مدینه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم)
عکاس خبری: همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر صدیقه (لژیون ششم)
ویراستاری و ارسال: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون هفتم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی هاتف
- تعداد بازدید از این مطلب :
99