English Version
This Site Is Available In English

دانایی، پلی میان آگاهی و عمل

دانایی، پلی میان آگاهی و عمل

یازدهمین جلسه از دور نوزدهمین جلسات کارگاه‌های آموزشی عمومی نمایندگی ملایر ویژه مسافران و همسفران با استادی راهنما مسافر سهراب، نگهبانی مسافر حیدر و دبیری مسافر احمد با دستور جلسه «دانایی، دانایی مؤثر و سواد» پنج شنبه ۱۲ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ..:۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

در مورد دستور جلسه «دانایی، دانایی مؤثر و سواد» است. تعریف دانایی، تشخیص ماهیت خواسته‌هایی است که ما داریم. همان‌طور که استاد امین در جزوه جهان‌بینی خیلی قشنگ و واضح توضیح داده‌اند، دانایی یک مثلث دارد: آموزش، تجربه و تفکر. دانایی می‌تواند اضلاعش با هم برابر نباشند و متساوی‌الاضلاع نباشد. ما در یک موضوع یا مسئله، یک‌سری علم و اطلاعات داریم و تا زمانی که آن را کاربردی نکرده‌ایم و به آن عمل نکرده‌ایم، همان دانایی است؛ اما همان موقعی که آن را کاربردی می‌کنیم، شروع به عمل کردن می‌کنیم و در آن مسیر حرکت می‌کنیم، می‌شویم دانایی مؤثر. این دانایی است که به درد ما می‌خورد؛ در زندگی، در کارها و در انجام دادن مسائل. مثلاً یک فرد مصرف‌کننده خودش می‌داند که مصرف مواد مخدر بد است، اما چرا نمی‌تواند این دانسته را عملیاتی کند و به نتیجه برساند؟ چون به دانایی مؤثر نرسیده است و باید شروع به آموزش گرفتن کند. او تفکر و تجربه را دارد، اما با آموزش گرفتن می‌تواند از مواد جدا شود و آنجا به دانایی مؤثر برسد.

 

در مراحل دانایی، یک‌سری پارامترها وجود دارد که بسیار مهم هستند؛ همان چیزی که استاد امین به «علم‌الیقین، عین‌الیقین و حق‌الیقین» اشاره کرده‌اند. علم‌الیقین همان اطلاعاتی است که داریم و بیشتر شبیه اطلاعات و دیتا یا اطلاعات عمومی است و حتی دانایی هم حساب نمی‌شود؛ خیلی‌ها درباره مسائل مختلف اطلاعات دارند، ولی نمی‌توانند آن را انجام بدهند. عین‌الیقین را می‌توان این‌طور مثال زد که شخصی از بیرون به یک مصرف‌کننده نگاه می‌کند و مشکلات او و مشکلات جامعه را می‌بیند، اما خودش با آن مصرف‌کننده ارتباطی ندارد و فقط از دور شاهد ماجراست. عین‌الیقین دقیقاً همسفری است که با یک مصرف‌کننده زندگی می‌کند، مسائل و مشکلات را درک می‌کند و علم و اطلاعاتش نسبت به موضوع بالا می‌رود؛ می‌فهمد چه مسائلی وجود دارد و صور پنهان و آشکار آن چگونه است. حق‌الیقین هم خود مصرف‌کننده است؛ کسی که خماری، اعصاب‌خوردی، حال بد، استرس و اضطراب را خودش تجربه و درک می‌کند و تمام صور پنهان آن را می‌شناسد. این مرحله نیز جزو دانایی محسوب می‌شود.

 

وقتی دانایی ما در یک زمینه بالا می‌رود، یک‌جورهایی دنبال راهی می‌گردیم که خودمان را از آن مسئله نجات بدهیم؛ چون فکرمان درگیر آن مسئله است و به دنبال راه‌حل می‌گردیم. در اینجا عقل هم به کمک ما می‌آید و پیامی می‌دهد که مثلاً فلان کار را انجام بده تا از این مسئله و مشکل نجات پیدا کنیم. بنابراین، بالا رفتن دانایی در یک موضوع، به عقل کمک می‌کند تا راه درست را پیدا کند. مراتب دانایی، به‌خصوص مراحل اول و دوم، برای ما خیلی مهم هستند تا بتوانیم به آن‌ها برسیم و دست پیدا کنیم. بزرگ‌ترین مانعی که در برابر دانایی وجود دارد و جلوی بالا رفتن آن را می‌گیرد، نفس اماره است. نفس اماره کاری می‌کند که دانایی ما بالا نرود؛ در حالی که هرچه دانایی، علم، اطلاعات و آموزشی که می‌گیریم بیشتر شود، مسائل و مشکلاتمان را راحت‌تر می‌توانیم حل کنیم و یک‌جورهایی از آن‌ها عبور کنیم.

تایپ و عکس : مسافر رسول ل چهارم
تنظیم و ارسال گزارش :راهنما بهمن مشفق لژیون دوم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .