دستور جلسه از فرمانبرداری تا فرماندهی یکی از آموزشهای ارزشمند کنگره۶۰ است. این آموزش درباره مسیر رشد انسان و رسیدن او از مرحله اطاعت به مرحله مسئولیتپذیری صحبت میکند. به نظر من فرمانبرداری در ابتدای مسیر زندگی و آموزش یک ضرورت است. انسان زمانی که چیزی را نمیداند، باید از فردی که آگاهی و تجربه بیشتری دارد، آموزش بگیرد. البته فرمانبرداری به معنای بیفکری و نداشتن اختیار نیست؛ بلکه یعنی پذیرفتن آموزش و عمل کردن به قوانینی که برای رشد ما لازم هستند. در کنگره۶۰ نیز فرد تازهوارد ابتدا باید آموزش بگیرد و قوانین و حرمتها را رعایت کند. او به مرور زمان متوجه میشود که نظم و انضباط، پایه اصلی حرکت درست هستند. اگر شخص بخواهد از همان ابتدا خودش تصمیم بگیرد، ممکن است به دلیل نداشتن آگاهی دچار اشتباه شود. بنابراین فرمانبرداری صحیح مقدمهای برای رسیدن به آگاهی و استقلال است.
در مسیر درمان مسافر و همسفر باید به راهنما اعتماد کنند. آنها باید آموزشها را دریافت کنند و در زندگی خود به اجرا بگذارند. این مرحله باعث میشود شخص از حالت گذشته خود فاصله بگیرد. انسان در اثر آموزش کمکم مسئولیت رفتار خودش را میپذیرد. در اینجا تفاوت فرمانبرداری با تسلیم شدن مشخص میشود. فرمانبرداری آگاهانه همراه با تفکر و انتخاب است. شخص باید بداند چرا کاری را انجام میدهد و نتیجه آن چیست. به نظر من یکی از مهمترین پیامهای این دستور جلسه این است که فرماندهی واقعی از درون انسان آغاز میشود. کسی که نمیتواند خودش را مدیریت کند، نمیتواند فرمانده خوبی برای دیگران باشد. فرماندهی ابتدا یعنی فرماندهی بر نفس، افکار، احساسات و رفتار خود است.
اگر انسان نتواند خشم خود را کنترل کند، در واقع هنوز فرمانده خودش نیست. اگر نتواند خواستههای نامعقول خود را مدیریت کند، باز هم اختیار کامل زندگی خود را ندارد. بنابراین قبل از اینکه بخواهیم بر محیط یا دیگران تأثیر بگذاریم، باید روی خودمان کار کنیم. در کنگره۶۰ آموزش به انسان کمک میکند که از یک مصرفکننده به یک انسان مسئول تبدیل شود. این تغییر یکباره اتفاق نمیافتد؛ بلکه مانند یک سفر است که باید مرحله به مرحله طی شود. مسافر و همسفر در طول سفر اول یاد میگیرند که نظم داشته باشند. مسافر زمان مصرف OT را رعایت میکند و به برنامه خود پایبند میماند. همین کارهای به ظاهر ساده تمرین فرماندهی هستند؛ زیرا فرد یاد میگیرد به جای بینظمی مسئولیت زندگی خودش را بر عهده بگیرد.
فرماندهی بدون آموزش امکانپذیر نیست. ما در لژیون از راهنما آموزش میگیریم و سپس باید آن آموزش را در زندگی عملی کنیم. فقط شنیدن آموزش کافی نیست. دانشی که به عمل تبدیل نشود، تأثیر چندانی در زندگی انسان نخواهد داشت. بنابراین برای رسیدن به جایگاه فرماندهی ابتدا باید در عمل خودمان را ثابت کنیم. در گذشته بسیاری از مشکلات ما به دلیل نداشتن فرماندهی درونی بوده است. گاهی تحت تأثیر دوستان، محیط یا خواستههای نفس قرار گرفتهایم و گاهی تصمیمهایی گرفتهایم که نتیجه آن برای خودمان و خانوادهمان زیانآور بوده است؛ اما آموزشهای کنگره۶۰ به ما یاد میدهد که مسئولیت انتخابهای خود را بپذیریم. باید بپذیریم که برای تغییر زندگی ابتدا باید خودمان تغییر کنیم. بعد با آموزشها میتوانیم تجربیات خود را به دیگران منتقل کنیم. این همان نقطهای است که فرمانبردار دیروز، امروز میتواند فرمانده و خدمتگزار باشد و خدمت در کنگره۶۰ نیز یکی از راههای رشد و رسیدن به فرماندهی است. وقتی انسان خدمت میکند از خودخواهی فاصله میگیرد و یاد میگیرد که برای رشد و پیشرفت خود و دیگران تلاش کند.
در پایان برداشت من از دستور جلسه از فرمانبرداری تا فرماندهی این است که انسان برای رسیدن به قدرت واقعی باید آموزش و فرمانبرداری آگاهانه را شروع کند. فرماندهی صحیح باعث میشود نظم، دانایی و مسئولیتپذیری در وجود ما شکل بگیرد. فرماندهی یعنی اینکه اختیار نفس و زندگی خود را به دست بگیریم؛ یعنی به جای اینکه شرایط و دیگران برای ما تصمیم بگیرند، با تفکر و آگاهی انتخاب کنیم. به نظر من این مسیر همان مسیر تبدیل شدن از یک انسان گرفتار به انسانی آگاه، مسئول و خدمتگزار است. امیدوارم بتوانم در زندگی خود ابتدا فرمانبردار خوبی باشم، آموزشها را درست اجرا کنم و در ادامه به فرماندهی نفس خود برسم.
نویسنده: همسفر صحرا رهجوی راهنما همسفر فائزه (لژیون ششم)
رابط خبری: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فائزه (لژیون ششم)
عکاس: همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر فائزه (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون چهارم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی صالحی
- تعداد بازدید از این مطلب :
123