English Version
This Site Is Available In English

رمز رسیدن به فرماندهی؛ فرمانبرداری

رمز رسیدن به فرماندهی؛ فرمانبرداری

همسفر الهه✍

ما در کنگره۶۰ یک موضوع مهم آموختیم که، در زندگی بسیار مهم و کلیدی است و آن موضوع «از فرمانبرداری تا فرماندهی» است. اکنون کمی توضیح می‌دهم که این موضوع یعنی چه؟! شاید وقتی کلمه «فرماندهی» را بشنوید یا ببینید، فکر کنید منظور فرمانده نظامی است! من خودم هم کمی این موضوع را به آن ارتباط می‌دهم؛ چون یک سرباز باید فرمانبردار خوبی باشد تا بتواند به درجه فرماندهی برسد. ما هم وقتی وارد کنگره شدیم، به ما گفتند که هر مقام یا منصبی که دارید؛ باید پشت در کنگره بگذارید و وارد شوید. قطعاً ما قدرت حل مشکلات را نمی‌دانستیم، ما در ورود به کنگره چنین راهنمایی شدیم که، این‌جا آمده‌ایم تا به درمان برسیم و علم زندگی کردن را بیاموزیم. صددرصد هم آگاهی و دانایی درستی نداشتیم؛ چون اگر می‌دانستیم، به این مشکلات دچار نمی‌شدیم و هزاران مشکل دیگر هم برای ما به وجود نمی‌آمد. 

در سی‌دی «فرمانبرداری تا فرماندهی» استاد امین مطلبی را به زبان ساده بیان کردند که: فرماندهی یک هدف است و این یک قانون کلی است، یعنی: ما؛ باید مسیری را طی کنیم و از نقطه‌ای به نقطه دیگر حرکت کنیم و یاد بگیریم که چطور بر انجام کارهایمان مسلط باشیم. فرماندهی یعنی: من به بخشی از نیروهای درون و بیرون خود تسلط کافی داشته باشم و اگر کاری را می‌خواهم انجام دهم و به انجام برسانم، آن کار عقلانی و درست باشد یا کارهایی را که دیگران از من می‌خواهند، به‌ راحتی انجام دهم، تا این‌جا کمی با این واژه آشنا شدیم.

حال چیزی که ما؛ باید بدانیم این است که، فرماندهی در انسان سالم با انسانی که بیماری اعتیاد دارد، کاملاً متفاوت است؛ چون انسان سالم به‌راحتی می‌تواند تفکر کند؛ اما کسی که درگیر اعتیاد است، قدرت تفکر صحیح را ندارد یا اگر هم تصمیم‌گیری کند، ممکن است تصمیم او اشتباه و خطرناک باشد. در زندگی؛ فرماندهی آن‌قدر مهم است که برای به دست آوردنش؛ شاید لازم باشد بهای سنگینی بپردازم. من باید قبول داشته باشم که نقص یا نیازی دارم و باید از نیروی دیگری بهره‌مند شوم تا بتوانم از نفس‌اماره خارج شوم یعنی: فرمانبردار خوبی باشم تا بتوانم فرمانده موفقی شوم. من باید بدون قیاس و قضاوت، از استاد و راهنما اطاعت کنم؛ باید بدانم که چیزی نمی‌دانم و نیاز به آموزش و راهنمایی دارم و باید تجربه زیادی کسب کنم تا بتوانم از آن‌ها در این مسیر استفاده کنم. 

مثلاً راهنمای من که قبلاً این مسیر را طی کرده و تجربه بیشتری دارد، من را می‌فهمد و درک می‌کند که چطور کمک کند که حال من خوب شود؛ پس دیگر هیچ غروری نسبت به ایشان ندارم و قیاس و قضاوتی نمی‌کنم، این موضوع می‌تواند به احساس من کمک کند. این واژه شاید در زبان راحت به نظر برسد؛ ولی در عمل، کار بسیار سخت و زمان‌بری است تا یک انسان بی‌تعادل بتواند بر نفس‌اماره خودش غلبه کند و به تعادل برسد و از چنگ نیروهای منفی بیرون بیاید. برای همین است که برای رسیدن به فرماندهی؛ باید فرمانبردار خوبی باشم تا به هدفم برسم. من با اطاعت و «چشم گفتن» می‌توانم نیروهای منفی را از شهر وجودی خود خارج کنم و در نهایت به فرمانروایی لایق در شهر وجودی خودم تبدیل شوم.

نویسنده: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دوازدهم)
رابط خبری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دوازدهم)
ویرایش: همسفر شهلا رهجوی راهنما همسفر حمیده (لژیون دوم) دبیر سایت
عکاس: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دوازدهم)
تنطیم و ارسال: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون ششم) نگهبان سایت  همسفران نمایندگی پروین اعتصامی اراک

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .