در هر ساختار نظاممندی از کوچکترین گروههای دوستانه تا بزرگترین سازمانها و جوامع، رابطهای دوطرفه میان قدرت و اجرا ضرورت دارد. این رابطه بر دو رکن اصلی استوار است: فرماندهی به مثابه منبع قدرت و هدایت و فرمانبرداری به عنوان ابزار اجرا و حفظ نظم. بدون فرماندهی، ساختار به هرجومرج دچار میشود و بدون فرمانبرداری، اهداف در مرحله نظر باقی مانده و به عمل نمیرسند.
آقای مهندس در سیدی فرمانروایان زمان، فرماندهی را به یک مثلث تشبیه میکنند که یک ضلع آن فرماندهی بر شهر وجودی است. فرماندهی صرفاً صدور دستور نیست، بلکه فرآیند تعیین مسیر، مدیریت منابع و هدایت نیروها به سوی هدفی مشترک است. فرماندهی واقعی نه از قدرت قانونی یا جبری که از اعتبار حاصل میشود؛ اعتباری که ریشه در عدالت، صداقت و آرامش فرمانده در طوفانهای بحران دارد. درواقع اگر فرماندهی در مسیر ارزشها باشد، نتایج آن نیز به تکامل و ارتقا ختم خواهد شد. ما در کنگره۶۰ آموختهایم که برای دستیابی به فرماندهی بر جسم و روان خود، ابتدا باید فرمانبردار خوبی باشیم.
فرمانبرداری به معنای پذیرش و اجرای آگاهانه دستورات صادر شده از سوی مراجع ذیصلاح است. این مفهوم را نباید با فرمانبرداری کورکورانه اشتباه گرفت. فرمانبرداری آگاهانه، عین انضباط است؛ یعنی فرد، دستور را به عنوان بخشی از مسیر رسیدن به هدف کلان میپذیرد؛ حتی اگر با دیدگاه شخصی او در آن لحظه تضاد داشته باشد. پذیرش این حقیقت که گاهی برای خروج از بند نفس اماره، نیاز داریم از دانش و هدایت دیگری بهره بگیریم، بزرگترین قدم برای رسیدن به فرماندهی است.
رابطه میان فرماندهی و فرمانبرداری، یک بازی موازنه است. اگر کفه ترازو به سمت فرماندهی مطلق سنگینی کند، سازمان دچار استبداد شده و خلاقیت از بین میرود و اگر به سمت فرمانبرداری ضعیف متمایل شود، سازمان دچار بینظمی شده و هدف را گم میکند. در مدیریت کنگره نقطه تعادل، خدمت است؛ جایی که فرمانده با هدایت صحیح، مسیر را برای فرمانبرداری آسانتر اعضا هموار میکند تا آنها با انگیزه و قدرت بیشتری حرکت کنند.
در نهایت فرماندهی و فرمانبرداری دو روی یک سکهاند. موفقترین سیستمها آنهایی هستند که فرماندهیشان بر پایه دانش و اخلاق و فرمانبرداریشان بر پایه نظم و آگاهی بنا شده باشد. انسان زمانی میتواند فرماندهی کند که تواناییهایش افزایش یافته باشد و این افزایش توانایی، شعف و خشنودی عمیقی در پی دارد.
من بهعنوان یک همسفر در کنگره۶۰، آموختهام که برای رسیدن به رهایی باید با گوش جان سپردن به آموزشهای راهنما و فرمانبرداری از قوانین و حرمتهای کنگره، ابتدا در مسیر فرمانبرداری قرار بگیرم تا در نهایت به جایگاه فرماندهی بر شهر وجودی خویش دست یابم.
نویسنده: همسفر صفورا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون هفدهم)
رابط خبری: همسفر نجمه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون هفدهم)
عکاس خبری: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
ارسال: همسفر شهناز رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی سهروردی اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
142