English Version
This Site Is Available In English

میوه شیرین دانایی تعادل است

میوه شیرین دانایی تعادل است

سومین جلسه از دور چهارمین جلسات آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی سالار خمین با استادی راهنمای تازه‌واردین مسافر مرتضی، نگهبانی مسافر باقر و دبیری مسافر حامد با دستور جلسه «دانایی، دانایی موثر و سواد» در روز پنجشنبه ۱۴۰۵/۰۶/۱۲ رأس ساعت ۱۷:۰۰ شروع به کار کرد.


خلاصه سخنان استاد؛
خدا را شاکرم و سپاسگزارم که امروز در این جایگاه قرار دارم و می‌توانم روی این صندلی
بشینم و خدمت کنم و استفاده کنم از دانش شما عزیزان. تشکر می‌کنم از آقا باقر عزیز که این فرصت رو برای من فراهم کرد تا بتونم خدمت کنم.

دستور جلسه امروز: “دانایی، دانایی موثر و سواد” هست.

در مورد دانایی اگر بخوایم صحبت کنیم، خب میوه شیرین دانایی به نظر من تعادل است. وقتی شما به یک حدی از دانایی برسید، می‌توانید تعادل داشته باشید، می‌توانید تعادل رو از عدم تعادل تشخیص بدهید و این یک اتفاق خوبی‌ست که شاید با اومدن به کنگره برای ما خیلی آسان میشود. دانایی رو شاید همه‌جا نشود به دست آورد.

اگر بخواهیم این‌جور توصیفش کنیم (که استاد امین هم می‌گوید)، دانایی یک مثلث است که شامل تفکر، تجربه و آموزش هست. اگر ابعاد و اضلاع این مثلث با هم برابر باشند، ما به دانایی موثر می‌رسیم.
حالا دانایی موثر برای ما چیست؟ دانایی موثر، دانایی‌ای هست که کاربردی باشد؛ یعنی ما بتوانیم از این دانایی که کسب کردیم استفاده کنیم و برای ما تاثیرگذار باشد. وقتی هم که این سه ضلع رو با هم به کار بگیریم، این اتفاق برای ما می‌افتد و اگر نتوانیم این سه تا رو مساوی استفاده کنیم، مسلماً دانایی موثر پیش نمی‌آید.

نفس ما صددرصد نمی‌گذارد که ما این اضلاع رو یکی‌یکی استفاده کنیم. اگر آموزش می‌خواهیم بگیریم، باید این آموزش را با آمدن به این جلسات حل کنیم. اگر جلوی نفس خودمان رو بگیریم و اجازه بدهیم، می‌توانیم آموزش خودمان رو زیاد کنیم و یکی از اضلاع مثلث دانایی (آموزش، تفکر یا تجربه) را بالا ببریم.

تجربه‌ای که ما سال‌ها داشتیم و امدیم اینجا، تجربه‌ای که از اعتیاد داشتیم… خب مسلماً اگر همه این‌ها را با هم داشته باشیم… الان قدر مسلم این است آموزش نداریم و اگر این آموزش رو بتوانیم به سطحی برسانیم که دانایی‌مان بالا برود، دانایی ما دانایی موثر می‌شود و می‌توانیم از آن استفاده کنیم.

برای یاد گرفتن هر چیزی که بخواهیم به دست بیاریم، باید یک چیزی رو از دست بدهیم. اگر می‌خواهیم دانایی‌مان افزایش پیدا کند و آموزش بگیریم، باید از وقتمان بگذریم، باید از کارمان بگذریم که بتوانیم بیایم کنگره. تا نباشیم در کنگره، تا سر لژیون نشینیم و تا تایم دقیق شروع جلسه اینجا نباشیم، مسلماً این آموزشی که می‌خوایم بگیریم کافی نیست و بالا نمی‌رود و در نتیجه دانایی ما هم رشد نمی‌کند.

بچه‌ها، دانایی ما این است که زمانی که مصرف‌کننده بودیم و قبل از اینکه بیایم کنگره، مسلماً دانایی داشتیم ولی آن دانایی رو کجا استفاده می‌کردیم؟ حرف زیاد بود ولی آموزشی در آن نبود.

دانایی موثر ما امروز در کنگره این ساختمان است. دانایی موثر ما این است که آمدیم اینجا آموزش گرفتیم، دانا
شدیم، سطح دانایی‌مان بالا رفت و آن را تبدیل به دانایی موثر کردیم؛ آن را به مرحله اجرا درآوردیم. وقتی به مرحله اجرا درآوردیم، امروز این ساختمانه، امروز دو تا شعبه داریم؛ این یعنی دانایی موثر.

وقتی من سی‌دی‌ها رو گوش می‌کنم یا می‌فهمم که مهندس گفته مثلاً برای تغذیه سالم شما باید این کار را بکنید یا این کار رو نکنید، خب من مسلماً این دانایی رو دارم؛ اما چه موقع این دانایی، دانایی موثر می‌شود؟ زمانی که من بتوانم به این حرف‌هایی که از مهندس می‌شنوم یا از آموزش‌هایی که می‌گیرم عمل کنم. وقتی عمل نکنم، این دانایی‌ای نیست که به درد بخورد؛ همان دانایی است که من زمان اعتیاد داشتم.

تو دو تا سی‌دی آخری که مهندس گفتند خیلی جالب بود؛ می‌گفت از وقتی که شما می‌خواهید چاق بشوید، اولین جایی که اضافه وزن پیدا می‌کند زبان آدم است. این اضافه وزن باعث می‌شود زبان زیاد تو گلو بیافتد و باعث خر و پف بشود. خر و پف هم یعنی پایین اومدن درصد اکسیژن خون.
هزاران بیماری به کمبود اکسیژن وصل هستند. شما وقتی می‌روید بیمارستان، اگر حالتون بد باشه اولین کاری که می‌کنن اکسیژن خونتون رو اندازه‌گیری می‌کنند. بیماری‌های قلبی و غیره همه به خاطر همین کمبود اکسیژن است و همگی ربط داده می‌شود به چاقی زبان ما. خیلی جالبه، موضوعی بود که من تا حالا نشنیده بودم و این به دانایی من افزود. من فکر می‌کردم اگر شکمم آب شود درست میشود… این‌ها همه محض اینه که ما بتوانیم از این دانایی که داریم استفاده کنیم. اگر من چاقی خودم رو بتوانم درمان کنم (ان هم از دانایی که امروز به راحتی در اختیار دارم)، مسلما از خیلی بیماری‌ها می‌توانم جلوگیری کنم.

بیشتر از این صحبت نمی‌کنم، جلسه رو به مشارکت می‌گذارم. ممنون که به حرفایم گوش دادید.»


نویسنده: مسافر عباس شوکتی آز لژیون سوم
عکاس: مسافر فرج
تنظیم و ارسال: مسافر عباس

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .