گفتگو با راهنمای تازه واردین مسافر محمد سام از نمایندگی لویی پاستور
امروز چهارشنبه مورخ 11 مرداد 1405 است و در نمایندگی لویی پاستور در خدمت راهنمای محترم تازه واردین مسافر محمد سام از نمایندگی لویی پاستور میباشم.

سلام، خسته نباشید. امروز در خدمت راهنمای عزیز هستیم. لطفا به رسم کنگره، خودتان را برای ما معرفی کنید؟
به نام خدا. محمد سام صدیقی هستم، راهنمای تازهواردین شعبه لویی پاستور. آخرین آنتیایکس مصرفی من شربت تریاک بود. مدت ۱۱ ماه و ۱۱ روز به روش DST و با داروی درمان OT در لژیون دوازدهم، به راهنمایی آقا میثم امیری عزیز سفر کردم و چهار سال است که به رهایی رسیدهام.
خیلی ممنون و متشکرم. همانطور که میدانید، این هفته دستور جلسه «هفته دانایی و دانایی مؤثر» است. در مورد دانایی و تفاوت آن با دانایی مؤثر برایمان بگویید.
دانایی میشود آن چیزی که ما در موردش یکسری اطلاعات داریم؛ یعنی دانشی که در حد راه انداختن یک کار به ما کمک میکند. اما دانایی مؤثر در اصل نقشه راه است؛ مثل یک کاتالوگ که روش استفاده از همان دانایی را به ما آموزش میدهد.
پس «مؤثر» یعنی انجام دادن و به حرکت درآوردن دانایی؟
ببینید، من میتوانم این را با یک مثال توضیح بدهم. دانایی مؤثر چیزی است که باعث موفقیت انسان در زندگی میشود. یکسری اشتباهات در زندگی وجود دارد که اگر انسان حتی یک بار مرتکب آنها شود، زندگی به او نمره ۱۹ نمیدهد؛ ممکن است صفر بدهد.
مثلاً در سالهای ۱۹۶۰ و خردهای، در مسابقات اتومبیلرانی، سالها بود که فراری با اقتدار و اختلاف زیاد قهرمان میشد. یک سال خودروی فراری دچار مشکل شد و فورد قهرمان مسابقات شد. بعد از آن، فراری برای سالها نتوانست قهرمانی را پس بگیرد.
بعداً که موضوع را کارشناسی کردند، متوجه شدند مشکل از یک واشر بسیار کوچک بود؛ چیزی در حد یک سنت، در حالی که میلیونها دلار هزینه و سالها تجربه و پشتوانه برای آن مجموعه وجود داشت. یعنی با یک اشتباه بسیار کوچک، ثمره سالها زحمت میتوانست از بین برود.
دانایی مؤثر، مجموع خیلی چیزهاست که باید زنجیروار به هم وصل شوند تا بتوانند در زندگی و حیات یک انسان اثرگذار باشند. اینطور نیست که من بگویم در بخشی از زندگیام دانایی مؤثر را به کار میبرم و در بخش دیگری هر طور پیش آمد عمل میکنم.
دانایی مؤثر از مجموع دانش، آموزش و تجربه شکل میگیرد و انسان باید اینها را در کنار هم قرار دهد تا به مرحلهای برسد که بتواند دانایی خودش را تبدیل به دانایی مؤثر کند.
اگر بخواهیم این موضوع را به شکلی بیان کنیم که برای افراد خارج از کنگره هم قابل استفاده باشد، چه چیزی میتوانیم بگوییم که در اجتماع تأثیرگذار باشد؟
من خودم از اتفاقی که برایم افتاد شروع میکنم؛ جایی که احساس کردم دارم به دانایی مؤثر نزدیک میشوم.
پیش از این، خیلی چیزها را میدانستم و خیلی کارها را میخواستم انجام بدهم. یکجورهایی میدانستم کاری درست است یا غلط، اما بر اساس شرایط تصمیم میگرفتم آن را انجام بدهم یا نه. اگر شرایط به گونهای بود که همه آن کار را انجام میدادند یا شرایط جامعه انجام آن را امکانپذیر میکرد، من هم انجامش میدادم. اگر شرایط مناسب نبود، میگفتم بعداً انجامش میدهم.
اما زمانی فهمیدم دارم به دانایی مؤثر نزدیک میشوم که در هر کاری که میخواهم انجام بدهم، احساس میکنم سر یک دوراهی قرار گرفتهام. وقتی به آن دوراهی میرسم، با توجه به دانشی که کنگره ۶۰ به من آموزش داده، با توجه به فرمولها و قوانین و صحبتهایی که راهنمایان، بزرگان و اساتید کنگره داشتهاند و ما از آنها درس گرفته و تجربه کردهایم، سعی میکنم تشخیص بدهم کاری که قرار است انجام بدهم درست است یا غلط.
اگر غلط باشد، به هیچ وجه انجامش نمیدهم. دیگر برایم مهم نیست شرایط مالیام چگونه است، دیگران چه کاری انجام میدهند یا حتی بحث مالی و جایگاهی در میان باشد. به هیچ وجه آن کار را انجام نمیدهم؛ چون مطمئنم با انجام دادن کوچکترین کار غلط، به هر دلیلی، ناخالصی و ناپاکی وارد زندگی و حیات من میشود و میتواند همه چیز زندگیام را تحت تأثیر قرار دهد.
مثل یک پالس یا اتصال غلط در یک سیستم است. مثلاً یک اتصال ساده در سیستم برق خودرو یا سیمکشی ساختمان میتواند منجر به آتشسوزی و نابودی کل ساختمان شود.
اما اگر کاری درست باشد، بر اساس قوانینی که مطرح شده و ضوابطی که وجود دارد، با تمام وجودم تلاش میکنم. ممکن است تلاش من به ثمر برسد یا نرسد. اگر به ثمر برسد که فبها؛ اما اگر به نتیجه نرسد، باز هم سعی میکنم از آن درس و آموزش بگیرم، چون مطمئنم در همان اتفاق هم نشانههایی از آموزش وجود دارد و سعی میکنم آنها را بهوضوح ببینم.
دانایی مؤثر اینجا برای من خیلی خوب به کار میآید.
برای کسانی هم که خارج از کنگره هستند، اگر بخواهیم خیلی ساده صحبت کنیم، موضوع پیچیدهای نیست. هر انسانی با توجه به اینکه خداوند به او قوه تفکر، قدرت تصمیمگیری و اختیار داده و با توجه به اینکه عقل فرمانروای مطلق است، هنگام انجام هر کاری، نشانهای و پیامی از عقل دریافت میکند که این کار درست است یا غلط.
پیشنهاد من این است که اگر حتی برای سر سوزنی احساس کردند کاری اشتباه است، حتماً با کسانی که اهل فن هستند مشورت کنند. اگر هم کسی را در اطراف خود ندارند، خودشان سعی کنند تشخیص بدهند که آن کار درست است یا غلط.
اگر کاری غلط است، به هیچ وجه انجامش ندهند. چون اگر هم منفعتی برای انسان داشته باشد ـ که معمولاً کارهای غلط یک منفعتی برای انسان دارند ـ آن منفعت کاملاً مقطعی و سطحی است؛ اما بازتاب و بازپرداخت خسارتی که به زندگی، جامعه یا هر جای دیگری وارد میشود، دهها و شاید صدها برابر بیشتر از آن منفعتی است که در ابتدا نصیب انسان میشود.
و در پایان، اگر بخواهید کلام آخری در مورد کنگره یا دستور جلسه داشته باشید، چه میفرمایید؟
کلام آخر من این است که به قول استاد شجریان، عمر انسان نسبت به عمر تاریخچه بسیار ناچیز است. در این برهه بسیار کوتاهی که به ما فرصت داده شده تا در این جسم باشیم، سعی کنیم هر روز و لحظهبهلحظه به آن جایگاه انسانی که به آن تعلق داریم، نزدیکتر شویم.
اعتقاد قلبی من این است که یک جایگاه، یک صندلی یا یک تخت برای هر انسانی وجود دارد؛ اما تا زمانی که انسان در مسیر رشد و تکامل قرار نگیرد و از سختیها، ناملایمات و رنجها عبور نکند، نمیتواند به آن جایگاه برسد و آرامش و آسایش واقعی را تجربه کند.
امیدوارم انشاءالله همه ما در این جایگاه قرار بگیریم و به جایگاه انسانی که برای رسیدن به آن، بهای بسیار زیادی داده شده و انسانهای زیادی از روز اول تا امروز برایش تلاش کردهاند، دست پیدا کنیم.
خیلی ممنونم که وقتتان را در اختیار ما گذاشتید.
متشکرم.
گردآوری و تایپ: مسافر مهدی (لژیون2)
ویرایش و ارسال: (گروه سایت نمایندگی لوئی پاستور)
- تعداد بازدید از این مطلب :
257