باتوجه به موضوع دستور جلسه ی از فرمانبرداری تا فرماندهی باید بگویم که وقتی به این عنوان نگاه میکنم، اولین چیزی که به ذهنم میرسد، یک نوع «تغییرِ جایگاه» است ؛ اما نه جایگاهی که در دنیای بیرون و در مقابل دیگران باشد، بلکه جایگاهی که در دنیای درون و در مقابل "خودِ من" هست.
بسیاری از ما ، از همان ابتدای مسیر، دچار یک اشتباه بزرگ هستیم .
ما میخواهیم فرماندهی شرایط باشیم ،
میخواهیم فرماندهی رفتار همسر، فرزند، همکار یا حتی شرایط مالی و محیط زندگیمان باشیم.
ما مدام تلاش میکنیم تا دنیا را مطابق میل خودمان تغییر دهیم و وقتی نمیتوانیم، احساس ضعف یا شکست میکنیم.
اما کنگره به من آموخت که این «فرماندهیِ کاذب» است.
فرماندهی واقعی، از نقطهی بسیار پایینتر و عمیقتر شروع میشود؛ یعنی از نقطهی «فرمانبرداری».
من یاد گرفتم که فرمانبرداری در واقع، یک نوع «تواضعِ آگاهانه» است.
یعنی وقتی من در برابر اصول، قوانین و آموزشها ، فرمانبردار هستم، در واقع دارم به خودم اجازه میدهم که از اشتباهاتم درس بگیرم.
فرمانبرداری یعنی من قبول میکنم که نگاه من محدود است و برای رسیدن به حقیقت، باید یاد بگیرم که چطور از مسیرِ تجربه شدهی دیگران و از اصولِ کنگره، پیروی کنم.
اما سفرمن زمانی واقعاً شروع شد که فهمیدم فرماندهی یعنی«مسئولیتپذیری».
وقتی از مرحلهی فرمانبرداری عبور میکنم، به مرحلهی فرماندهی میرسم؛ اما نه فرماندهی بر دیگران، بلکه فرماندهی بر «واکنشهای خودم».
فرماندهی یعنی:
وقتی طوفانِ احساسات (مثل خشم، ترس یا ناامیدی) به سراغم میآید، من فرمانده هستم که اجازه ندهم این طوفان ، کشتیِ زندگیام را از مسیر خارج کند.
فرماندهی یعنی: به جای اینکه بگویم «چرا دنیا اینقدر سخت است؟» ، بگویم «من در این شرایط سخت ، چه تصمیمی میتوانم بگیرم که با اصولم همسو باشد؟»
حتما که من هنوز فرمانده نشدم و خیلی راه در پیش دارم،اما حداقل می دانم که از آن حالت منفعل بودن بیرون آمده ام.
و با کمک آموزش های کنگره و در راه مستقیم بودن ، به درجه ی فرماندهی می رسم.
نویسنده :همسفر فاطمه رهجوی همسفر خانم مریم ،لژیون دوم .
ارسال: همسفرفاطمه رهجوی همسفرخانم مریم ، لژیون دوم ،رابط خبری
ویرایش :همسفرشهلارهجوی همسفر خانم مریم ، لژیون دوم ،دبیرسایت
تنظیم: همسفر ساره رهجوی همسفر خانم زهره ،لژیون یکم ،نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کارون
- تعداد بازدید از این مطلب :
31