خیلی وقتها در خیلی از جاها، میگوئیم «میدانم»، اما در عمل «نمیتوانم» است، همانطورکه آقای مهندس دژاکام همیشه تأکید دارند، تفاوت بسیار ظریفی بین سواد و دانایی وجود دارد. سواد داشتن جمعآوری اطلاعات در حافظه است، اما دانایی، رشد صور پنهان است. سواد داشتن به معنای دانا بودن، نیست. سواد، یعنی من میتوانم دستورالعملها را بخوانم، قوانین را یاد بگیرم و مفاهیم را در ذهنم ذخیره کنم.
دکتر امین در آموزشهای جهانبینی میفرمایند که دانائی برای کامل شدن، به سه ضلع آموزش، تفکر و تجربه نیاز دارد. اگر فقط آموزش ببینم، اما تفکر نکنم، فقط یک دایرهالمعارف متحرک هستم، اگر تفکر کنم اما تجربه نکنم، تنها درگیر خیالپردازی هستم. دانایی مؤثر، در نقطه تعادل این سه ضلع متولد میشود، یعنی همان جائی که دکتر امین می گوید، دانایی یعنی قدرت تشخیص ماهیت خواستهها در هر شکل و لباسی که باشند.
وقتی به دانایی مؤثر میرسم یعنی قدرت تشخیص من بیدار شده، اینکه من در هر لحظه بتوانم، بفهمم این خواسته، خواسته عقل است یا خواسته نامعقول نفسم؟ دانایی مؤثر همین جا است، یعنی وقتی متوجه شدم این فکر من، القاء منفی یا یک خواستهای نامعقول است، قدرت این را داشته باشم که آن را اجرا نکنم، این همان مرحلهای است که دانایی من از «دانستن» به «قدرت عمل» تبدیل میشود.
وقتی بدانم عصبانیت،نتیجهای جز تخریب ندارد، در لحظه فشار، با استفاده از دانایی مؤثر خشم خود را مدیریت کنم. به فرموده آقای مهندس زندگی، همه انتخاب است، پس دانایی یعنی انتخابهای من باید براساس آگاهی باشد نه براساس عکسالعملهای ناخودآگاه.
وقتی من در مسیر آموزشهای کنگره یاد میگیرم که چگونه با تشخیص درست، انتخابهایم را مدیریت کنم، جریان زندگیام تغییر میکند، سختیها دیگر به معنای بدبختی نیستند، بلکه آزمونهای دانایی هستند. وقتی من با تفکر، آموزش و دانایی انتخاب درست را انجام میدهم، درهای جدیدی بهروی من باز میشود و با مشکلات و سختیهای کمتری مواجه میشوم، چرا که دیگر به آن مرحله از شناخت و دانایی رسیدهام که بذر ناامیدی و آشوب را در زندگیام نکارم.
بنابراین باسواد بودن یک شروع است، سواد کلید ورود به کتابخانه دانایی است، اما خود دانایی و معرفت حاصل از آن در گامهای بعدی متولد میشود. وقتی دانایی مؤثر در وجود ما جاری شود، مسیری را طی میکنیم که در آن، انتخابهای ما با آگاهی، حساب و کتاب انجام میشود، در آن صورت، رابطه ما نیز با مشکلات دگرگون میشود. سختیها دیگر مایه وحشت و ناامیدی نیستند، بلکه تبدیل به آزمون دانایی میشوند. آزمونهایی که قرار است ما را محک بزنند، نه نابود کنند.
بنابراین من باید تلاش کنم تا فاصله بین «آنچه میدانم» و «آنچه انجام میدهم» را کم کنم، باید دانایی خودم را در بستر واقعی زندگی، در تصمیمهای کوچک روزمره، در کارهایم، در برخوردهایم با خانواده، اطرافیان و همنوعان خودم و حتی در سکوت تنهاییام کاربردی و تبدیل به فعل کنم تا بتوانم به نتیجه مطلوب برسم. چرا که دانایی مؤثر، آن دانایی است که جاری و روان است و در هر لحظه، مسیر زندگی ما را به سمت نور، هموارتر می نماید.
نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم)
رابط خبری: هسمفر اعظم رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم)
عکاس: همسفر فرنوش رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر الهام نگهبان سایت
همسفران نمایندگی یوسف تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
46