English Version
This Site Is Available In English

از آگاهی تا تغییر، تولد دانایی مؤثر

از آگاهی تا تغییر، تولد دانایی مؤثر

دانایی، دانایی مؤثر و سواد در کنگره۶۰

در کنگره۶۰ یکی از موضوعات بسیار مهم، مسئله‌ دانایی است. وقتی صحبت از دانایی می‌شود، ممکن است در ابتدا تصور کنیم هر کسی که اطلاعات بیشتری دارد، انسان داناتری است؛ اما دانایی با اطلاعات و محفوظات تفاوت دارد. ممکن است شخصی کتاب‌های زیادی خوانده باشد، تحصیلات بالایی داشته باشد و درباره موضوعات مختلف اطلاعات زیادی داشته باشد، اما در زندگی شخصی خودش نتواند تصمیم درست بگیرد یا دانسته‌هایش را به رفتار تبدیل کند.

سواد یکی از ابزارهای مهم برای افزایش آگاهی و شناخت انسان است. سواد به ما کمک می‌کند بخوانیم، بنویسیم، تحقیق کنیم، آموزش ببینیم و اطلاعات بیشتری به دست بیاوریم. اما سواد به‌تنهایی کافی نیست. ممکن است فردی از نظر تحصیلات بسیار باسواد باشد، ولی در بعضی مسائل زندگی نتواند درست تصمیم بگیرد. بنابراین بین «باسواد بودن» و «دانا بودن» تفاوت وجود دارد.

در کنگره۶۰، دانایی بیشتر به معنای شناخت انسان نسبت به خود، جهان پیرامون و مسائل زندگی و توانایی تشخیص راه درست از راه نادرست است. انسان دانا فقط اطلاعات جمع نمی‌کند، بلکه تلاش می‌کند حقیقت را بشناسد و براساس شناختی که به دست آورده، انتخاب درست‌تری داشته باشد.

اما موضوع مهم‌تر، دانایی مؤثر است. دانایی زمانی مؤثر می‌شود که دانسته‌های ما از مرحله‌ فکر و حرف عبور کنند و در رفتار ما دیده شوند. برای مثال، ممکن است من بدانم دروغ گفتن کار درستی نیست، اما اگر در موقعیتی قرار بگیرم و باز هم دروغ بگویم، دانایی من هنوز در رفتارم مؤثر نشده است. یا ممکن است بدانم خشم و پرخاشگری باعث ایجاد مشکل می‌شود، اما هر بار که عصبانی می‌شوم نتوانم خودم را کنترل کنم.

بنابراین دانایی مؤثر یعنی آنچه را که می‌دانیم، بتوانیم در زندگی به کار ببریم. گاهی انسان خیلی خوب می‌داند که چه کاری درست است، اما توان انجام آن را ندارد. اینجا است که متوجه می‌شویم دانستن با توانستن متفاوت است. ممکن است کسی بداند که باید نظم داشته باشد، مسئولیت‌پذیر باشد، از دیگران عذرخواهی کند، به قول خودش عمل کند یا از یک رفتار اشتباه دوری کند؛ اما زمانی که این دانسته‌ها در عمل اجرا نشوند، هنوز به دانایی مؤثر تبدیل نشده‌اند.

در مسیر درمان و آموزش در کنگره۶۰ نیز همین موضوع اهمیت زیادی دارد. فرد فقط با شنیدن آموزش‌ها تغییر نمی‌کند. آموزش زمانی اثرگذار است که فرد آن را تجربه کند، در زندگی به کار ببرد و نتیجه آن را ببیند.

برای مثال، فردی ممکن است بداند که مصرف مواد چه آسیب‌هایی به جسم، روان و زندگی او وارد می‌کند. این آگاهی بسیار مهم است، اما اگر این آگاهی نتواند در تصمیم‌ها و رفتار او تأثیر بگذارد، هنوز به مرحله دانایی مؤثر نرسیده است. وقتی فرد به‌تدریج شناخت بیشتری پیدا می‌کند، نگرش خود را تغییر می‌دهد و این تغییر نگرش در رفتار او دیده می‌شود، می‌توان گفت دانایی او در حال تبدیل شدن به دانایی مؤثر است.

یکی دیگر از نکات مهم این است که دانایی یک‌شبه به وجود نمی‌آید. انسان در طول زندگی، با آموزش، تجربه، تفکر و شناخت اشتباهات خودش، دانایی را افزایش می‌دهد. ممکن است امروز چیزی را درست متوجه نشویم، اما با آموزش و تجربه، فردا نگاه متفاوتی نسبت به همان موضوع پیدا کنیم.

به همین دلیل در کنگره۶۰، آموزش و حرکت اهمیت زیادی دارد. فقط نشستن و شنیدن کافی نیست. باید آموزش را دریافت کنیم، درباره آن تفکر کنیم و سپس در زندگی به کار ببریم.

می‌توانیم رابطه این سه مفهوم را این‌گونه بیان کنیم:

سواد: به دست آوردن اطلاعات و ابزار شناخت
دانایی: شناخت و قدرت تشخیص
دانایی مؤثر: تبدیل شناخت به عمل و رفتار

برای مثال، یک نفر ممکن است بداند که ورزش برای بدن مفید است؛ این یک آگاهی است. اگر درباره ورزش مطالعه کند و اطلاعات بیشتری به دست آورد، سواد و آگاهی او بیشتر شده است. اما وقتی برنامه ورزشی مناسبی داشته باشد و واقعاً ورزش کند، دانسته او وارد مرحله عمل شده است.

در زندگی نیز همین اتفاق می‌افتد. اگر می‌دانیم باید صبور باشیم، باید در رفتارمان صبر را نشان بدهیم. اگر می‌دانیم باید مسئولیت اشتباهات خودمان را بپذیریم، باید در زمان اشتباه بتوانیم مسئولیت آن را قبول کنیم. اگر می‌دانیم تغییر لازم است، باید برای تغییر حرکت کنیم.

در نهایت می‌توان گفت ارزش واقعی دانایی در اثر آن بر زندگی انسان مشخص می‌شود. ممکن است دو نفر اطلاعات یکسانی داشته باشند، اما یکی از آنها از این اطلاعات استفاده کند و دیگری نه. تفاوت اصلی در همین‌جا است.

انسان برای رسیدن به دانایی مؤثر باید آموزش بگیرد، تفکر کند، تجربه کند، اشتباهاتش را بشناسد و در عمل تغییر کند. پس هدف ما نباید فقط این باشد که بگوییم «من می‌دانم». باید به جایی برسیم که بتوانیم بگوییم: «آنچه را می‌دانم، در زندگی‌ام به کار می‌گیرم». این همان جایی است که دانایی از یک مفهوم ذهنی خارج می‌شود.

نویسنده: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازه‌واردین همسفر الهام نگهبان سایت
همسفران نمایندگی یوسف تهران

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .