تاریخ به کرات نشان داده است که مطالب مفید از دل یکسری اتفاقات، مسائل ناخوشایند و سخت به وجود میآید.
دکتر امین دژاکام (جانشین بنیان جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰) فرمودند: «زمانی که سال ۷۶ وارد دانشگاه شدم، با درمان مهندس حسین دژاکام (بنیان کنگره۶۰) مصادف بود. انرژی درس خواندن من از زمان، درمان ایشان که راه را پیدا کرده بودند بهوجود آمد و احیای ایشان، انرژی را به خانواده برگرداند. وقتی یک نفر به رهایی میرسد، یک گره باز میشود و پیوند محبت و انرژی عجیبی به وجود میآید که منشأ آن نامشخص است.»
وقتی که انسان در تاریکی فرو میرود اطرافیان آن شخص در غم، اندوه و غصه فرو میروند و وقتی یک نفر از اعضای خانواده احیا میشود قدرت جادویی در اعضای خانواده به وجود میآید؛ چون میدانیم که چقدر اتفاقات خوبی در درون این قضیه نهفته است.
چرا در جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ به مسافر توصیه میشود یک همسفر همراه بیاورد؟ چون وقتی همسفر وارد کنگره۶۰ میشود از یکسری آموزشها برخوردار میشود و خانوادهها نیرومندتر میشوند. فرد مصرفکننده که با مصرف خود به خانواده آسیب وارد کرده بود، حالا دانش کنگره میتواند به حال خوش خانواده کمک کند و فرد شروع به حرکت کند.
در ادامه ایشان میگویند خصوصیتی که مهندس داشت این بود که هر چیزی را که بلد بودند در اختیار دیگران میگذاشتند و ما هم از این دانش برخوردار میشدیم و مثلث دانایی برای ایشان مشخص شد. اگر میخواهیم در یک کاری مسلط باشیم، تنها تفکر قدرت مطلق حل نیست با تفکر نمیتوانیم به جواب لازم برسیم؛ چون مثلث دانایی از سه ضلع تفکر، تجربه و آموزش تشکیل شده است.
بعد از آموزش باید تفکر و بهدنبال آن تجربه را کسب کنیم؛ این سه ضلع باید با هم برابر باشند. وقتی که این سه ضلع با هم رشد کنند ما متوجه میشویم که کدام کار درست یا غلط است. زمانی که دانایی ما رشد کرد تشخیص میدهیم که چه کارهایی را انجام بدهیم یا چه کارهایی برای ما انجام دادنش خوب نیست.
تصور کنید که دو بال دارید یکی به اندازه ۱۰سانتیمتر و دیگری ۱۰متر است. با وجود این دو بال تا چه اندازه میتوانید بپرید؟ ۱۰سانتیمتر! بنابراین رشد دانایی در هر انسان یعنی به تعادل رسیدن قدرت تشخیص، تکامل عقل و قدرت حل مسئله است. انسانی از نظر عقلانی رشد بالاتری دارد که بتواند مسائل پیچیدهتر را حل کند و این با دانایی اتفاق میافتد.
اگر ما بخواهیم دانایی را به دست آوریم؛ باید رهجو و فرمانبردار باشیم، تواضع بهخرج دهیم و همچنین منیت را کنار بگذاریم؛ چون منیت نقطه مقابل آموزش است. اگر غرور، کینه و حسادت در درون ما باشد نمیتوانیم با انسانها رابطه برقرار کنیم.
در نهایت انسانی که خودش جوینده، کاوشگر و اهل تفکر نباشد و در مسائل دقت نداشته باشد نمیتواند به حقیقت موضوعی دست یابد. هنگامی که بخواهیم دانایی را کسب کنیم، باید خیلی چیزها را یاد بگیریم تا دانایی بهوجود آید.
علم یعنی کلید مسئلهای را داشتن و دانایی، یعنی بدانیم کجا از آن استفاده کنیم. این امر میسر نمیشود؛ مگر به لطف خدا، آموزشهای کنگره۶۰، مهندس حسین دژاکام و راهنمایان کنگره۶۰ که بدون چشم داشت خدمت میکنند. امیدوارم من هم روزی یک راهنما باشم و در این راه خدمت کنم.
نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مهناز (لژیون یازدهم)
رابط خبری: همسفر بهجت رهجوی راهنما همسفر مهناز (لژیون یازدهم)
ویرایش و ارسال: راهنمایی تازهوارداین همسفر زهره نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کاسپین قزوین
- تعداد بازدید از این مطلب :
128