English Version
This Site Is Available In English

از "می دانم" تا "می شوم"

از

امروز پنجشنبه ١۴٠۵/٠۶/١٢ جلسه ششم از دوره ششم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره ۶٠ زاهدان با دستور جلسه "دانایی، دانایی مؤثر و سواد" به استادی راهنمای محترم مسافر جواد،  نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر منصور ساعت ١٧ آغاز بکار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر می‌کنم که امروز این فرصت را به من داد تا روی صندلی آموزش کنگره ۶۰ در خدمت شما عزیزان بنشینم و از تک‌تک شما آموزش بگیرم. دستور جلسه «دانایی، دانایی مؤثر و سواد» برای من یکی از زیباترین دستور جلسات کنگره است، چون هر بار که درباره آن صحبت می‌کنم، احساس می‌کنم در واقع دارم حرف‌های خودم را به خودم یادآوری می‌کنم. نواقصی که در طول روز با آن‌ها روبه‌رو می‌شوم و جاهایی که هنوز در زندگی، دانسته‌هایم به عمل تبدیل نشده است.

به قول آقای مهندس و آقای دکتر امین، دانایی مؤثر خیلی واضح به من نشان می‌دهد که دقیقاً کجای کار قرار دارم. ما مفهوم دانایی را در جهان‌بینی یاد گرفته‌ایم و هر بار که آن را مرور می‌کنیم، نکته تازه‌ای از آن می‌فهمیم. اما سؤال اصلی این است که چرا با وجود این همه دانستن، گاهی هنوز حالمان خوب نیست و همان اشتباهات گذشته را تکرار می‌کنیم؟

یک زمانی ما در دوران مصرف، فکر می‌کردیم خیلی چیزها می‌دانیم. دور هم می‌نشستیم، مصرف می‌کردیم، نقشه می‌کشیدیم، ساختمان می‌ساختیم، لوله‌کشی می‌کردیم، سیم‌کشی می‌کردیم و برای زندگی خودمان هزار برنامه داشتیم، اما خیلی از آن برنامه‌ها حتی به یک کار درست و قابل اجرا تبدیل نمی‌شد. آنجا فهمیدم که دانستن به‌تنهایی کافی نیست.

دانایی مؤثر یعنی دانایی‌ای که در زندگی من اثر بگذارد. یعنی اگر می‌دانم غیبت بد است، غیبت نکنم. اگر می‌دانم تجسس درست نیست، در زندگی دیگران سرک نکشم. اگر می‌دانم قضاوت کردن حال خودم و دیگران را خراب می‌کند، دست از قضاوت بردارم. این فاصله بین «می‌دانم» و «انجام می‌دهم»، همان جایی است که دانایی مؤثر شکل می‌گیرد.

همه ما می‌دانیم غیبت، تهمت، تجسس و دخالت در کار دیگران ضد ارزش است، اما دانایی مؤثر زمانی اتفاق می‌افتد که دانسته من تبدیل به رفتار من شود. اگر امروز می‌دانم چه کاری درست است ولی هنوز انجامش نمی‌دهم، یعنی هنوز در مرحله دانایی هستم و باید روی خودم کار کنم.

یکی از چیزهایی که در کنگره برای من بسیار آموزنده است، همین ساختار و تفکر سازمانی است. آقای مهندس برای جلوگیری از تجسس، قضاوت و انتقال نادرست اطلاعات، ساختار مشخصی قرار داده‌اند. اگر سفر اولی مشکلی دارد، از طریق راهنما و اگر سفر دومی مشکلی دارد، از مسیر مشخص خودش موضوع را دنبال می‌کند. این ساختار کمک می‌کند هر کسی مسئولیت خودش را بشناسد و وارد حریم دیگران نشود.
ما باید یاد بگیریم هر حرفی که به سمت ما شلیک می‌شود، لزوماً قرار نیست ما آن را به خودمان بگیریم. باید یاد بگیریم سپر داشته باشیم، نه اینکه خودمان را سیبل کنیم. اگر امروز کسی حرفی زد و من تا ۴۸ ساعت حالم خراب شد، شاید هنوز باید روی دانایی مؤثر خودم بیشتر کار کنم.
برای من، دانایی مؤثر در خدمت هم خودش را نشان می‌دهد. اگر مسئولیتی را در کنگره پذیرفته‌ام، باید خودم در انجام آن مسئولیت حضور داشته باشم. اگر راهنما هستم، اگر مرزبان هستم، اگر ایجنت هستم یا هر مسئولیت دیگری دارم، نمی‌توانم انتظار داشته باشم دیگران کار را انجام دهند و من فقط در پایان کار حاضر شوم.

الگوی ما در این زمینه آقای مهندس هستند. بعد از سال‌ها، هنوز حضور، آموزش و مسئولیت‌پذیری ایشان برای ما یک الگوست. این یعنی دانایی فقط چیزی نیست که درباره‌اش صحبت کنیم، بلکه چیزی است که باید در عملکردمان دیده شود.

دانایی مؤثر یعنی فاصله بین «می‌دانم» و «عمل می‌کنم» را کم کنم. یعنی امروز نسبت به دیروز، کمی کمتر قضاوت کنم، کمی کمتر عصبانی شوم، کمی بیشتر مسئولیت بپذیرم و کمی بیشتر حضور داشته باشم.

من هنوز در مسیرم و هنوز خیلی باید روی خودم کار کنم. اما امروز می‌دانم که ایستادن در یک نقطه، اگر همراه با حرکت نباشد، می‌تواند آغاز سقوط باشد. همان شنبه‌هایی که همیشه قرار بود از شنبه شروع کنیم و هیچ‌وقت نرسیدند.

امروز می‌خواهم دانسته‌هایم را زندگی کنم. چون دانایی واقعی آن چیزی نیست که فقط در ذهن من وجود دارد، دانایی واقعی زمانی ارزشمند می‌شود که در رفتار من دیده شود.

و شاید زیباترین تعریف دانایی مؤثر برای من همین باشد: آن روزی که دانستن من، حال خودم و حال آدم‌های اطرافم را بهتر کند، یعنی دانایی من دارد مؤثر می‌شود.

نگارش : مسافر مجتبی (لژیون چهارم راهنما آقای سعید)
عکس و ارسال : مسافر رامین (لژیون یکم راهنما آقای جواد)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .